"تهماسب"، پس از هشت سال، دوباره به قصری که پدرانش از آن جا بر سراسر ایران فرمانروایی کرده بودند وارد شد. هنگامی که به سراسری قصر پا گذاشت، پیرزنی که لباس خدمتکارها را به تن داشت به سوی او دوید. او را در آغوش گرفت و در حالی که اشک می ریخت سر و رویش را غرق در بوسه کرد. تهماسب با تعجب ، به این پیرزن نگاه می کرد؛ نمی دانست این پیرزن چطور جرئت کرده او را در آغوش بگیرد. اما خدمتکار پیر او را رها نمی کرد و دائم این کلمات را تکرار می کرد: "آه فرزند عزیزم، یگانه فرزندم، فرزند دلبندم." تهماسب تلاش کرد که در چشم های خیس پیر زن خیره شود و سرانجام در چشم های بی رمق او نگاه مادرش را شناخت. مادر تهماسب، همسر "شاه سلطان حسین"، ملکه ی ایران، هنگامی که افغان ها به قصر هجوم آورده بودند لباس خدمتکارها را پوشیده بود تا جان خود را نجات دهد.
«گنجهای کلات» جلد دهم از مجموعه کتابهای سرگذشت استعمار است. این مجموعه قصد دارد تا درباره یکی از عبرت آمیزترین و دهشتناکترین ادوار تاریخی را با زبانی ساده و قابل فهم برای نوجوانان روایت کند.
این کتاب به توصیف افول سلسله صفویه، چگونگی به تخت نشستن نادرشاه افشار با باز پس گیری مناطق تصرف شده ایران توسط روسیه و عثمانی، چگونگی به سرکار اومدن خاندان زند و در نهایت به قدرت رسیدن سلسله قاجار پرداخته. باز هم توی این کتاب میخونیم که نداشتن نیروی دریایی، یکی از عوامل دست احتیاج دراز کردن ایران به سوی کشورهای اروپایی و روسیه بوده، که هر کدوم با گرفتن امتیازاتی حاضر به این کار میشدن و گاهی هم زیر قول و عهدشون میزدند، در این حال میدونستند اگر ایران بتونه کشتی بسازه چقدر به ضررشون خواهد بود. چه از لحاظ تجارت در خلیج فارس چه در دریای خزر.
«گنجهای کلات» جلد دهم از مجموعه ۱۵ جلدی سرگذشت استعماره.
دهمین جلد از مجموعه سرگذشت استعمار در این جلد دوران نادرشاه، کریمخان زند و آغاز قدرت آغامحمدخان قاجار بیان و بررسی شده است. این دوران هم از نظر تاریخی و روند اتفاقات بررسی شده و هم فراز و فرودهای رفت و آمد اروپاییان به ایران و تجارت آنان با کالاها و منابع ایران و همچنین انواع و اقسام قراردادهای ضد ایرانی و به نفع اروپاییها در آن بیان شده است
با اینکه کتاب های مجموعه سرگذشت استعمار به هم وابسته نیستن ولی اگه جلد قبلی رو خونده باشید این کتاب براتون جذابتر میشه. جلد قبل درباره پادشاهای صفوی و مملکت داری اونا بود و این جلد از افول صفوی ها شروع میشه و میره سراغ افغان ها و نادرشاه اینا و در نهایت قاجار. اگه یادتون باشه تو جلد قبل نبودن نیروی دریایی پاشنه آشیل سپاه ایرانی ها بود و تو این جلد چطور گذر کردن از این بحران رو میخونیم. رد پای روسیه و انگلیس تو ایران و امتیاز گرفتن هاشون و تعهد دادن هاشون هم خالی از لطف نیست. تعهداتی که به راحتی زیرش میزدن و آدمو قشنگ یاد شعار معروف نه شرقی نه غربی مینداختن. بیشتر اسامی و وقایعی که تو این جلد درباره شون صحبت شده به لطف کتاب تاریخ دبیرستان به گوشمون آشنا هستن و به همین دلیل خیلی راحت تر و روان تر با ماجرای کتاب همراه میشیم.
گنج های کلات، عنوان داستانی تاریخی است که به قلم مهدی میرکیایی برای گروه سنی نوجوان، تالیف شده است. این کتاب، جلد دهم، از مجموعه سرگذشت استعمار است که توسط انتشارات سوره مهر به چاپ رسیده است. وقایع تاریخ ایران بعد از افول حکومت صفویان، به قدرت رسیدن نادرشاه افشار و کشورگشایی های او و نیز ماجرای به تخت نشستن کریم خان زند تا آغاز حکومت قاجار، به شیوایی و با زبانی ساده، در این اثر به رشته تحریر در آمده است. ذکر اقدامات و تلاش های صاحبان قدرت در پایه گذاری نیروی دریایی و ساخت کشتی، همچنین کارشکنی های برخی دولت های اروپایی در این مسیر از بخش های عبرت آموز و قابل تامل این کتاب است. این اثر اطلاعات تاریخی با ارزشی برای مخاطب بزرگسال نیز ارائه می کند.
صفر: این پنج جلدی که از پانزده جلد سرگذشت استعمار خواندم؛ به جانام نشست. انصافا از این حجم از اطلاعات تاریخیای که نمیدانستم و در این پنج جلد خواندم و دانستم مسرور شدم.
یک: تاریخ را هرکس به قدر کفایت باید بداند؛ از منابع و مآخذ مختلف و به یک قضاوت برسد. این مجموعه، از همان آغاز و عنوان، ادعای بیطرفی نمیکند و روراست میگوید آمدهام سرگذشت استعمار بریتانیا و هلند و پرتغال و فرانسه و الخ را بازگو کنم. این روراستی با مخاطب و ژست بیطرفی نگرفتن، برای من ارزش است. تا این که کسی ادعا کند و در نوشتهجاتاش، خلافاش رو ثابت کند.
دو: انتقاد اصلیام به هر پنج جلد، که گمانام هر بار تکرارش کردهام یکی ویراستاری سهلانگارانه -اگر نگوییم افتضاح- کتابها و دیگری منسجم نبودناش از لحاظ داستانی است. یعنی شما هر جلدی را که میخوانی، چند گردش داستانی میبینی که مخاطب را -بالاخص مخاطب نوجوان- سردرگم میکند.
سه: گنجهای کلات: کتاب در مورد اواخر صفویه و دورهی افشاریه و زندیه به شکل خلاصهوار است و اواخر کتاب هم به فتوحات آغامحمدخان ختم میشود. مثل کتاب قبلی همین مجموعه، باید بگویم که چون در مورد ایران بود و داستانهای کوتاه تلخ و شیرین چاشنیاش شده بود، بیشتر از سه کتاب دیگر دوستش داشتم. و با خواندن هر سطرش پیش خودم میگفتم: یک شاه، یک تصمیم درست، یک دلسوز، از خزر تا خلیج فارس، از شرق تا غرب مملکت، پیدا نشده انگار.
گنج های کلات، دهمین کتاب از مجموعه سرگذشت استعمار، به نقش استعمارگران در دوران نادر شاه و کریم خان و بازماندگانش در کشور ایران می پردازه. معمولا ما نگاه مثبتی کریم خان و حتی نادرشاه داریم، در این کتاب با جنبه های عجیبی از اون ها روبرو می شیم، کشورگشایی ها نادرشاه رو می بینم و ماجرای میرمهنا رو هم می خونیم. من همیشه فکر می کردم میرمهنا یک قهرمان ملی هست، جالبه که خوندم راهزنی بوده که جلوی استعمارگرهل می ایسته و جالبتر اینه کریم خان با میرمهنا می جنگه! در این دوره پای روس ها هم به کشور باز می شه و تاثیر اون ها رو هم در تاریخ کشورمون می بینم. در این دوره پر آشوب که هر گوشه کشور، مثل گوشت قربانی در دست کسی هست، اوضاع حتی برای استعمارگرها هم ناامن می شه و بهم می ریزه، هرچند باز هم از وضعیت بهره برداری خودشون رو می کنند. کتاب به نسبت سایر کتب قبلی، کم حجم تر و پر شتاب تره، شاید دلیلش همون هرج و مرج داخلی و نبود تاریخ مستند باشه.
نبوغ و جنون مرز باریکی دارند. احتمالا نادرقلی که بعدها نادر شاه ایران شد و ایران رو متحد و یکپارچه و ثروتمند کرد جایی روی این مرز باریک حرکت میکرده. نویسنده خیلی ماهرانه اتفاقات کتاب رو به کتاب های قبلی ارجاع میده، طوریکه اگر کتاب های قبلی رو نخونده باشید هم متوجه میشید داستان از چه قراره و اگر هم خونده باشید بیشتر لذت میبرید. اینکه بتونی داستان چند صد سال رو به این قشنگی و شسته رفتگی تعریف کنی هنرمندی زیادی میخواد. مثل کتاب های قبلی و احتمالا بعدی بازهم بهتون توصیه میکنم این کتاب رو بخونید.
جلد دهم مجموعه «سرگذشت استعمار» روایت سلسلههای افشاریه و زندیه است. نادرشاه افشار با سپاهی عظیم سرزمینهای ازدسترفته را پس میگیرد و اقتدار ایران را در شرق و غرب دوباره زنده میکند. او در لشکرکشی به هند سپاه محمدشاه گورکانی را شکست میدهد و خزانهٔ امپراتوری هند را غارت میکند. این گنج عظیم در دژ کلات نگهداری شد و تا زمانی که نادر زنده بود چیزی از آن به مردم نرسید. نادر بر خلاف شاهعباس برای ساخت کشتی و ایجاد نیروی دریایی تلاش زیادی کرد، اما انگلیس و هلند در جنوب و روسیه در شمال اجازهٔ این کار را ندادند، چون با منافع آنها در تضاد بود. نادر در اواخر عمر دچار جنون و بدبینی شد: پسرش را کور کرد و از سر مردم مناره ساخت. با مرگ او، کشور در هرج و مرج فرو رفت تا اینکه کریمخان زند بار دیگر ایران را متحد کرد. در آن سالها که انگلیس به بهانهٔ تجارت بخش زیادی از هند را فتح کرده بود، نگاه خیلی از مردم از جمله کریمخان به انگلیس با بدگمانی همراه بود. در همان زمان، هلندیها نیز آزادانه در جزیرهٔ خارک تجارت میکردند و کنترل آنجا را در دست خود داشتند، تا اینکه «میرمهنا» و یارانش چنان آنها را درهم کوبیدند که دیگر هرگز به خلیج فارس برنگشتند. کریمخان که دشمن میرمهنا بود سپاه بزرگی را برای مقابله با او راهی جنوب کرد. میرمهنا به بصره گریخت و حاکم بصره او را بدون اطلاع دولت ایران اعدام کرد و همین بهانهای شد برای حملهٔ کریمخان به بصره و تصرف آنجا. و حالا من به شاهعباس، نادرشاه، و کریمخان زند فکر میکنم. هر سه توانستند اقتدار را به ایران برگرداندند، اما فرصتهای بزرگی را هم از دست دادند. شاهعباس بیش از حد به اروپاییان متکی بود. نادر گنج عظیم بهدستآمده از هند را میتوانست در مسیر توسعه و آبادانی کشور هزینه کند، مثل کاری که ملکهٔ انگلیس با ثروت حاصل از غارت کشتی اسپانیایی کرد و دوران جدیدی را برای انگلیس رقم زد. نادر برای کشتیسازی هم بیش از حد به اروپاییان تکیه کرد، در حالی که کارشکنی آنها را دیده بود. میتوانست برای این کار از نخبگان داخلی کمک بگیرد (یا از نقاط دیگر جهان، مثل جنوب شرق آسیا که سابقهٔ دریانوردی داشتند). کریمخان هم شاید بهتر بود به جای دشمنی با میرمهنا از قابلیتها و ظرفیتهای او در راستای منافع کشور بهره بگیرد تا متحدی قدرتمند در آبهای جنوب در مقابل نیروهای متجاوز بیگانه باشد. اما خب هیچکدام نشد. شاهعباس جز وعدههای توخالی از اروپاییان چیزی نگرفت، نادر گنج هند را دفن کرد، و کریمخان میرمهنا را به کشتن داد. پادشاهان ما نگاه بلندمدت نداشتند و بیشتر به فکر تاج و تخت خودشان بودند تا سیاستورزی برای آینده.
باز هم این جلد درباره ی ایران ، وقتی کتاب های مجموعه سرگذشت استعمار رو میخونم واقعا فکر میکنم چرا ما از این مطالب خبر نداریم و این که دونستن شون چه قدر لذت بخش و خوبه «سرگذشت استعمار (جلد دهم: گنج های کلات)» را از طاقچه دریافت کنید https://taaghche.com/audiobook/143379