در همین روزها مردی که خودش را تاجری انگلیسی معرفی می کرد همراه فردی هندی، که مانند سادات دستار سبزی به سر بسته بود و ادعا می کرد نامش"سید کرامت علی" است، از تبریز به سوی استرآباد به راه افتاد. این دو مسافر در میان ترکمن ها از حوادثی که در قفقاز رخ داده بود، جنگ های ایران و روسیه و شکست سخت ایران صحبت می کردند. دو غریبه عجله ای برای ادامه سفر نداشتند. آن ها پس از دیدار با گروهی از ترکمن ها به ملاقات دسته ای دیگر می رفتند و در هر جمعی که می نشستند اصرار داشتند تا آن چه را از شکست سنگین ایران از روسیه دیده بودند تعریف کنند. در حقیقت مردی که خود را تاجر معرفی می کرد "سروان آرتور کانالی"، افسر ارتش انگلستان بود که سفیر انگلستان در ایران او را مامور کرده بود تا اخبار شکست ایران و ضعف ارتش آن را میان ترکمن ها و افغان ها بپراکند و آن ها را به جدایی از ایران تشویق کند.
«بازی بزرگ» جلد دوازدهم از مجموعه کتابهای سرگذشت استعمار است. این مجموعه قصد دارد تا درباره یکی از عبرت آمیزترین و دهشتناکترین ادوار تاریخی را با زبانی ساده و قابل فهم برای نوجوانان روایت کند.
جلد دوازدهم از سرگذشت استعمار ادامهی سلطنت قاجار و بیکفایتی شاهان در ادارهی امور کشور رو با قلم روون نویسنده میخونیم و همینطور دخالتهایی که روسیه و انگلستان در دوران قاجار داشتند و قراردادهایی که دو سر برد برای اونها بود، این کتاب با داستانهای متفاوتی که از یک دورهی تاریخی داره باعث جذب شدن خواننده به متن کتاب میشه و متن روونی رو با این داستانها به وجود آورده.
جلد دوازدهم مجموعه سرگذشت استعمار در این جلد و در ادامه جلد قبلی، دوران قاجار بررسی شده است. از اتفاقات دوران ناصرالدین شاه، تا مشروطه و از بین رفتن مجلس تا کنار رفتن احمدشاه و سر کار آمدن رضا خان. تمام این دوران به صورت مختصر و مفید با محوریت نقش کشورهای خارجی مخصوصا روسیه و انگلیس در این جلد بیان و بررسی شده است.
انگلیسی ها سر رقابت با روس ها در گرفتن امتیاز از ایران توانسته بودند امتیاز شیرینی را از ایرانی ها بگیرند: امتیاز استخراج نفت. و صدر اعظمِ مظفرالدین شاه، میرزا علی اصغرخان امینالسلطان برای جوش دادن این معامله سهامی را به ارزش ده هزار لیره انگلیسی از درامد این استخراج رشوه گرفته بود. یکی از دوستان نزدیکش که از ماجرا خبر داشت به او گفت: من حساب کردم که با دریافت این رشوه هر ایرانی را به دو قران به انگلیسیها فروختهای. امینالسلطان پاسخ داد: گران فروختهام.ایرانیها اینقدر نمی ارزند! بازی بزرگ صفحه ۱۲۴_۱۲۵
#بازی_بزرگ جلد دوازدهم از سری پانزده جلدی مجموعه #سرگذشت_استعمار نوشته مهدی میرکیایی از انتشارات #سوره_مهر در گروه سنی «نوجوان» است که دوران حکومت ناصرالدینشاه تا ابتدای حکومت رضاخان پهلوی و سیر دستدرازی استعمارگران به ایران را شرح میدهد. که کشور ایران از یک طرف در میان چنگال های روسیه و از طرف دیگر در میان دندانهای انگلستان در حال پاره پاره شدن و به تاراج رفتن است. استعمار که کارش برگرده سوار شدن و دارو ندار کشور مستعمره را برای خود برداشتن است اما این میان آنچه بیشتر از همه به کشور ضربه زده و دست کشور های خونریز و غاصب را بیشتر باز کرده خیانت درباریان و واداده ها و پول پرستان داخلی و بی عرضگی حکومت است. ناآگاهی مردم و فرصت طلبی و بیگانه پرستی برقدرت نشسته ها کشور را به تکه گوشتی دندان گیر تبدیل کرده بود. کتاب کمی از جلد قبل جذاب تر و با جزییات بیشتری است. کماکان غلط های تایپی زیادی دارد و عکس ها بی توضیح است اما خوبی این مجموعه مستقل بودن نسبی هر جلد نسبت به جلد دیگر است. این جلد رو از جلد یازده بیشتر دوست داشتم.
کتاب بازی بزرگ جلد ... مجموعه سرگذشت استعمار به تاریخ استعمار در ایران در دوران محمد شاه، ناصرالدین شاه، و ... تا پایان سلسله قاجار و به حکومت رسیدن رضاخان می پردازه. تاریخ دردناکی که احتمالا بیشتر باهاش آشنا هستیم. بیگانه زدگی قاجار و دولتمردانش در این کتاب هویداست، خیانت هایی که به کشور کردند جوری هست که می سه به این کتاب به جای سرگذشت استعمار، سرگذشت خیانت نام داد. در این دوره تاریخی، بیش از اینکه جولان استعمارگران ناشی از جهل مردم باشه، ناشی از خیانت مسئولان و حکمرانان وقت هست. ماحصل ظلم و بیداد حاکمان وقت باعث تمایل مردم به استعمارگران به ویژه انگلیس ها که به خاطر جنگ قدرت با روسیه (که حامی قاجار بود) خودش رو گاهی خیرخواه مردم نشون می داد شد. همیشه برام سوال بود که استعمارزده بودن افکار مردم از کجا ناشی شده، در این کتاب یک سرنخ هایی پیدا کردم. بخش قابل توجهی از اطلاعاتی که در این کتاب هست رو قبلا در کتب درسی خونده بودم اما با زوایای پنهان و ماجرای فرعی که در جریانات اصلی اثر داشت در این کتاب آشنا شدم. خیلی دردناکه، اما توصیه میکنم مطالعه کنید.
جلد دوازدهم مجموعهٔ «سرگذشت استعمار» ادامهٔ پر غصهٔ جلد قبل است. پادشاهان قاجار یکی پس از دیگری بر تخت مینشینند و حال ایران هر روز خرابتر از دیروز میشود. کشور عملاً اسیر بازی قدرت روسیه و انگلیس شده بود که سعی داشتند در امتیازگیری از ایران گوی سبقت را از هم بربایند. افغانستان از ایران جدا شد. طی قراردادی سرزمینهای شمال اترک به روسها واگذار شد. دو قحطی بزرگ در همین عصر رخ داد. از آنجا که انگلیسها تریاک را به قیمت خوبی میخریدند، زمینهای گندم زیر کشت تریاک رفت و همین قحطی دردناک اول را رقم زد. قحطی بعدی ناشی از حضور قوای انگلیس و روس و عثمانی در جنگ جهانی اول بود که به آذوقهٔ زیادی احتیاج داشتند. رقابت شاهزادگان برای چاپلوسی و دریافت مدال از انگلیسیها، ظلم حاکمان محلی و مالیاتهای سنگین، خوشرقصی وطنفروشان و جاسوسان، خوشگذرانی شاهان و بیتوجهی به امور مملکت کشور را به ویرانهای تبدیل کرده بود. در این میان گاهی نوری میدرخشید و شخصیتهایی همچون میرزا ابوالقاسم قائممقام در دربار فتحعلیشاه و شاگردش امیرکبیر در دربار ناصرالدینشاه ظهور میکردند و برای اصلاح کشور و قطع دست بیگانگان اراده نشان میدادند، اما هر بار با خیانت داخلی و حیلهٔ خارجیها این نور هم خاموش میشد. سیدجمالالدین اسدآبادی هم از اولین شخصیتهای تأثیرگذار در آگاهی و بیداری مردم بود. با نامهٔ او به میرزای شیرازی بود که فتوای معروف تحریم توتون و تنباکو اتفاق افتاد. تحولات و پیشرفتهایی هم در اثر رقابت روسیه و انگلستان رخ داد، مثل کشیده شدن خط تلگراف، ایجاد پستخانه، تأسیس بانک، و قراردادهایی برای ساخت راهآهن، اما در ازای همهٔ اینها امتیازات سنگینی داده شد. بریگاد قزاق هم در این دوران با فرماندهی روسها شکل گرفت. با شدت گرفتن اعتراضات مردم و علما و روشنفکران، شاه با حکومت مشروطه موافقت کرد. اما بعدها همین مجلس به دستور شاه و با حمایت روسها به توپ بسته شد. روسها به سرکوب شدید آزادیخواهان و معترضان در تبریز پرداختند و در مشهد عدهای که در حرم پناه گرفته بودند را به توپ بستند. بعد از جنگ جهانی اول، زمانی که مردم از هرج و مرج و آشفتگی و بیقانونی کشور به ستوه آمده بودند و آرزوی حضور شخصی قدرتمند در رأس حکومت را داشتند، انگلیسها رضاخان میرپنج را از بین فرماندهان لشکر قزاق پیدا کردند. طی کودتایی در اسفند ۱۲۹۹، رضاخان به وزارت جنگ رسید و شروع به نوسازی ارتش کرد. چند سال بعد، زمانی که احمدشاه در اروپا به تفریح مشغول بود و علاقهای به مسائل ایران نشان نمیداد، نمایندگان مجلس پایان سلسلهٔ قاجار را اعلام کردند و حکومت را به رضاخان سپردند. انگلیس اولین کشوری بود که آن را به رسمیت شناخت.
اصلیترین بخش این کتاب برمیگرده به دخالت روسیه و انگلیس در حتی ریزترین و حساسترین تصمیمات حکومت ایران. یه قسمتش دربارهی یه کاریکاتور از قرارداد ۱۹۰۷ حرف میزنه که تو یه روزنامه انگلیسی منتشر شده و بنظرم واقعا گویای همه چیزه. تو کتاب میگه که: "طبق این قرارداد ایران به سه قیمت تقسیم شد. از یزد و اصفهان تا شمال، منطقه نفوذ روسها بود. از ساحل خلیج فارس تا کرمان و بیرجند و مرز افغانستان هم منطقه نفوذ انگلیسیها به شمار رفته بود. انگلیسیها این منطقه را برای حفاظت از هند زیر نفوذ گرفته بودند. بخشی از کشور هم که بین این دو منطقه قرار داشت، به عنوان منطقه بیطرف شناخته شده بود."
و در ادامه درباره کاریکاتور اینطور مینویسه: "در این تصویر روسیه به خرس، انگلستان به شیر و ایران به گربه تشبیه شده بود. شیر به خرس میگفت: شما با سر گربه بازی کنید و من با دم آن. هردو هم میتوانیم کمر کوچکش را نوازش کنیم. گربه هم میگفت: به یاد نمیآورم در این مورد با من مشورتی شده باشه!"
ماجرا از جایی شروع می شود که دو غریبه ی جاسوس با لباس مبدل سفر خودشون رو از تبریز شروع می کنند. این دو نفر بانفوذ در بین قبایل جنگی که بین ایران و روس بود و در آن روس ها پیروز شدند رو بین مردم تعرف می کنند البته آن طور که خودشان دوست داشتند.آنها تلاش می کنند که بین قبایل ترکمن و افغان اختلاف ایجاد کنند این دو نفر با صبر و آرامش اخبار دروغ و ناامید کننده را بین مردم بخش می کردند تا باعث جدایی آنها از ایران شوند. روند استان خیلی سریع پیش است.
این جلد هم راجب ایران، دوران قاجار ، در مورد امیر کبیر هم اطلاعات و ماجرا های خوبی میده ، این جلد هم در عین جالب بودن دردناک و غم انگیز بود «سرگذشت استعمار (جلد دوازدهم: بازی بزرگ)» را از طاقچه دریافت کنید https://taaghche.com/audiobook/145718