کتاب روایت و کنش جمعی تلاشی فکری برای توضیح بهتر و جامعترِ شیوهی گروههای انسانی برای غلبه بر موانع کنش جمعیست؛ توضیحی مبتنی بر روایت و قصه. فردریک میر در این کتاب یافتههای شاخههای مختلف علوم رفتاری و اجتماعی را در کنار مفاهیم و نظریههای جدید علوم سیاسی و اقتصاد و جامعهشناسی به کار میگیرد تا تصویر واضحتری از نقش محوری روایت در اندیشه، احساسات و رفتار انسانی ترسیم کند. حاصل تلاش او نقطهی شروعیست برای نظریهپردازیِ روایتمحور در حوزههای علوم اجتماعی و علوم سیاسی.
بازی روزگار اینجوریه که یک وقفه طولانی بیفته وسط خوندن این کتاب و بچرخه و بچرخه و درست زمانی قسمت جمعبندی کتاب رو بخونم که بیشتر از هر روز دیگری با گوشت و پوست و استخون مفاهیمش رو درک کنم. خواندنش در روزهایی که گذشت آسان نبود اما نه به این معنا که خالی از لذت بود. از جنس لذت کندن پوست روی یک زخم که تازه لبههایش هم آمده و دوباره و چندباره پوست روی زخم را میکنی.
با یک سوال پررنگ رفتم سمت این کتاب؛ چطور روایت، تصمیم اجتماعی/سیاسی میسازه؟ البته کتاب بیشتر ناظر به رقم زدن یک رخداد جمعی بود اما قدری از سوالم رو جواب داد. مشتاق خوندن کتابهای دیگه درباره روایتم.
https://taaghche.com/book/104791/%D8%... همهٔ ما متوجه تغییراتی در شکل و ظاهر کنشهای جمعی، اقبال مردم به انواع خاصی از همدلی و همکاری و رویگردانیشان از برخی کنشهای جمعی دیگر در مقاطع گوناگون شدهایم. چه میشود که پس از یک فاجعهٔ طبیعی، کوچک و بزرگ برای کمکرسانی نقدی و غیرنقدی به یک شخص یا گروه اعتماد میکنند و به دعوتهای شخص یا گروه دیگر بیاعتنا هستند؟ چه میشود که به فاصلهٔ چند ماه همان مردمی که در هوای ناخوشایند، روزها و هفتهها برای پیروزی نامزد انتخاباتی محبوبشان از خوردوخوراک میافتادند، با بیتفاوتی و سردیِ مشهود از کنار بعضی فراخوانهای جمعیِ سرنوشتساز و مهم میگذرند و رغبتی به همکاری و همدلی با دیگران از خود نشان نمیدهند؟ چه میشود که در دنیای تجارت امروزی، بازاریابی دیجیتال یک گروه بهسادگی گروه هدف را همراه خود میکند و کسبوکار دیگری به رغم تلاشهای فراوان رونق نمیگیرد؟ ردپای روایت در همهٔ کنشهای جمعی کاملاً پررنگ است. مِیِر استاد سیاستگذاری عمومی، علوم سیاسی و محیط زیستِ دانشکدهٔ علوم سیاسیِ سَنفورد در دانشگاه دوک است و مهمترین دغدغههای پژوهشیاش نقش قصه و روایت در حیات سیاسی و اجتماعیست، مخصوصاً در سیاستهای جهانی حوزهٔ محیط زیست. او در کتابش دنبال پاسخ دو پرسش میگردد: اول اینکه آدمها چگونه گرد هم میآیند و برای تحقق منافع مشترکشان دست به دست هم میدهند و دوم اینکه چرا رهبرانی که میخواهند دیگران را به کنش جمعی سوق دهند اغلب دست به دامان قصهها میشوند؟
تلاش مِیِر برای پاسخ به این دو پرسش با مرور نظریههایی شروع میشود که اقتصاددانان، متخصصان علوم رفتاری و صاحبنظران دیگر حوزههای علوم اجتماعی برای توضیح کنش جمعی مطرح کردهاند. اما این نظریهها همچنان از عهدهٔ توضیح بسیاری از چشمگیرترین نمودهای کنش جمعی برنمیآیند. بنابراین، مِیِر میکوشد نظریهای نو صورتبندی کند: نظریهٔ کنش جمعی روایتمحور.
مِیِر در این کتاب توضیح میدهد که قصهها چرا و چگونه قادرند انتخابهای ما را رقم بزنند و ما را به رفتارهای خاصی برانگیزند. همه میدانیم که انسان، در کنار همهٔ چیزهای دیگر، موجودی قصهگوست. ما به کمک داستان به تجربهمان معنا میدهیم، هویتمان را تعریف میکنیم و قالبی برای رفتارمان میسازیم و چون اینگونه به داستان و روایت خو گرفتهایم، گاهی قصههایی که دیگران برایمان میگویند به جانمان مینشینند، نگاهمان را تغییر میدهند و ما را به عمل برمیانگیزند.
برای من واقعا کتاب دلچسبی نبود. با خوندن عنوان فکر میکردم با یک کتاب کاربردی تر و هیجان برانگیز تر مواجه بشم ولی به جز پنجاه صفحه اول کتاب و بیست صفحه پایانی جمع بندی کتاب باقی مطالب توضیحات خیلی بیسیک و کلی درباره روایت و داستان سازی بود. شاید دونستن اون مطالب برای درک بهتر مساله مفید باشه ولی نه اینکه ۶۰ الی ۷۰ درصد مطالب رو تشکیل بده.
زندگی ما سراسر داستان است و روایت کردن از این داستان هاست که زندگی را جهت می دهد...این موضع،نگاه مغفولی است که کمتر نظریه پردازان به آن پرداخته اند و بیشتر خود را در چاچوب مدل ها و نظریه هایی مرسوم محصور کرده اند. این کتاب ازروایت کردن صحبت می کند. از این که روایت کردن کل زندگی ما را فرا گرفته و همین روایت ها هستند که جمع ها را شکل می دهند... برای همه علوم اجتماعی خوانده هایی که دغدغه ای درباره جمع و شکل دهی جمعیت دارند این کتاب را توصیه می کنم. به صورت کلی نشر اطراف در حوزه روایت کارهای خوبی منتشر کرده که خواندنی است...
چرا انسانها با وجود تمام تفاوتهای ریز و درشتشان، و البته منافع فردی معین و متمایزشان، به کنشهای جمعی دست میزنند؟ نویسنده این پرسش را از نقطهنظرهای متفاوت به بحث میگذارد: نظریهی بازیها، انسانشناسی فرهنگی و فلسفی و در نهایت نظریهی روایت، از جملهی این نقطهنظرها هستند. نویسنده با اشاره به کاستیهای نظریههای موجود، پاسخ پرسش اول را «روایت» و «قصه» میداند؛ انسانها دست به کنش جمعی میزنند چون به عنوان شخصیتهایی جاگیرشده در روایتی پرتکاپو، خودشان را صاحب نقش حس میکنند و این روایت و نقش انگیزهای برای اثرگذاری بر پیرنگ قصهی اجتماعی و سیاسیشان است.
موضوع کتاب استفاده از قصه و روایت برای برانگیختن افراد به کنش جمعی بود. به نظرم خوندن این کتاب برای تمام کنشگران اجتماعی خوبه. از ترجمه خیلی راضی نبودم، ولی تو دو فصل آخر دیگه بهش عادت کردم.