«درسن فرناندوی ترینیداد» و «توباگوو» در خانوادهای هندیتبار به دنیا آمد. در سال ۱۹۵۰ به بریتانیا مهاجرت کرد و همزمان با کار در سفارت هندوستان، داستانها و نوشتههای کوتاهی برای مطبوعات انگلیسی نوشت. در همین دوران بود که شاهکارش، رمان (لندنیهای تنها) را منتشر کرد. کتابی که سبب شد بعدها او را (پدر نویسندگان سیاه بریتانیا) بخوانند. لندنیهای تنها توصیف دقیقی بود از وضعیت زیستی مهاجرانی که در سالهای پس از جنگ جهانی دوم از جای جای جهان راهی شهرهای اروپایی شده بودند؛ تصویری بیبدیل از حال و هوای زندگی آنان و از زبان و افکارشان و...
واژه «لندنی ها» در نام رمان اشارهای بود به اینکه آنان، فارغ از زادگاه و فرهنگهای رنگارنگ شان، جملگی شهروندان آن شهر بودند. رمان کلاسیک سلون صرفاً نشان دادن یک زبان، یا تاریخنگاری تقابل دو فرهنگ نبود؛ کمدی و درعین حال تراژدی ماندگاری بود که حتی امروز هم به وضعیت سیاسی و اجتماعی دنیای ما گوشه میزند. یادداشت مترجم. صفحهی ۱۰ کتاب آدمهایی هستند در این جهان که اصلاً هیچ کاری نمیکنند و تو فکر میکنی که از گرسنگی خواهند مرد، اما روز به روز میبینیشان که سالم و سرحالاند و چنان میگویند و میخندند که انگار یک میلیون دلار ته جیبشان است، و حقیقتش اینکه ظاهراً آنها نه تنها عمری درازتر از تو دارند، بلکه مرگی شادمانتر هم نصیبشان میشود. صفحه ۴۴ کتاب شما در ذهن خودت خیال میکنی که کارهایت روی اسلوبی است، روی یک روالی پیش میرود، و ناگهان یک روز باااام! اتفاقی میافتد که همه چیز از دستت بیرون میرود، آنچه انتظارش را داشتی اتفاق نمیافتد، آنچه انتظارش را نداشتی مدام اتفاق میافتد، و مجبوری دوباره از اول بنشینی و برنامه بریزی. صفحه ۵۳ کتاب آدمی در این جهان نمیداند که مردم دیگر چطور روی زندگیاش تأثیر میگذارند. صفحه ۷۵ کتاب ای خدا، مگه ما مردم تو این دنیا چیکار میکنیم که واسهاش باید این همه رنج بکشیم؟ مگه ماها چی میخوایم که دادناش واسه اون سفیدپوستها و بقیه این همه دشواره؟ یه کار کوچیک، یه لقمه غذا، یه جای کوچیک برای خواب. ما که نمیگیم خورشید رو بهمون بدن یا ماه رو. فقط میخوایم دوام بیاریم، حتی نمیخوایم پیش بریم. صفحه ۸۹ کتاب ۱۴۰۳/۱۰/۲۵
روند این داستان در میانه برایم کسل کننده شد چرا که شیوه بیان داستان، روایت هایی نه چندان مرتبط از شخصیت هایی که هربار به تازگی به داستان اضافه می شدند بود.
بنظر می رسد اوج هنرمندی این داستان در نحوه نگارش و نثر ویژه آن بوده که کشش داستان را حفظ کند اما من کتاب ترجمه شده را خواندم(البته که ترجمه خوب و دلنشین بود) اما برگردان از زبان انگیسی محلی هندی به فارسی بنظر اصلا آسان نیست.
اندیشه پشت کتاب زیبا، دیالوگ ها و مونولوگ ها جذاب و پایان بندی دلنشین بود.
«ای خدا، مگه ما مردم توی این دنیا چی کار می کنیم که واسه اش باید این همه رنج بکشیم؟ مگه ماها چی میخوایم که دادن اش واسه اون سفید پوست ها و بقیه این همه دشواره؟ یک کار کوچیک، یه لقمه غذا، یه جای کوچیک برای خواب. ما که نمیگیم خورشید رو بهمون بدن یا ماه رو فقط می خوایم دوام بیاریم، حتا نمی خوایم پیش برویم» ------------------------------------------------------ داستان سیاه پوست هایی که به امید زندگی بهتر به لندن می آیند، غافل از مشکلات اب و هوایی، کار سخت و تبعیض نژادی.
البته نویسنده خوش سلیقه است و داستان را طنز گونه پیش می برد تا ما خسته نشویم.
دو نوع گروه در لندن هستند که گروه اول گروه خوشگذران، بی هدف و بدون پس انداز. گروه دوم سخت کوش و به قصد برگشت به میهن. داستان از نگاه یک از مهاجران قدیمی است که به گروه های تازه وارد کمک می کند. به همین دلیل ما خواننده هم همراه آنها با زندگی لندن در محله های فقیر نشین آشنا می شویم.
+ ترجمه فوق العاده بود، شیرین و جذاب + ممنون از نشر بان به خاطر انتشار این کتاب.
- تصویر بدی از مهاجران نشان می داد، انگار همه هدفشان از درآمد خوشگذرانی، هوس رانی و مواد مصرف کردن است. از یک خانواده موفق یا یک ازدواج خوب خبری نبود و تا دلمان بخواهد بی بند و باری. نمیدانم تا چقدر خوانندگان ترینیدادی با این داستان موافق هستند.
Relatively short book written with a combination of Caribbean street talk telling the tale of West Indian’s travelling to Great Britain and making this their new home. Many of the Windrush generation. Many able to take advantage of the 1948 Nationality Act which welcomed migrants into Great Britain. However in a matter of a few years racial relations between these migrants and the white Britons instigated the Immigration Act 1962 which was ‘explicitly designed to keep ‘coloured’ citizens out’!
So The Lonely Londoners an interesting tale of Moses and others travelling from Jamaica to as they thought ‘the country with streets of gold’ to start a new life, make money and send for their families… Arriving in a strange country with little money, no job, no home, no family or friends… these were pretty brave, pretty desperate or maybe a combination of both. Many were influenced by the freedom, the drugs, the many girls ready for friendship & more…. Many though were uncertain of the ways of the British, wary of paperwork, not knowing the meaning of some words- same words spoken in Gt Britain and Jamaica but some having different meanings…. Hard settling in during the early days of migration when there were very few black people in the community. Later in so few years there would be 40,000. Some… as happened with Moses became homesick for his true homeland, Jamaica and he being unsure whether to take a passage home….
although the book deals with the loneliness, racism and hardship felt by West Indian immigrants in 1950s, it is not a sad book. selvon writes with comedy and thoughtfulness about the lives that populate the novel.
my favourite aspect has to be the linguistic creativity of the novel written in creolised English. the whole stream of consciousness bit was so intense too
لندنی های تنها توصیف دقیقی بود از وضعیت زیستی مهاجرانی که در سال های پس از جنگ جهانی دوم از جای جای جهان راهی شهرهای اروپایی شده بودند؛ تصویری بی بدیل از حال و هوای زندگی آنان و از زبان و افکارشان و...
I presumed this would be a nostalgic account of London through the eyes of the Windrush generation of west Indian decent but it is so much more, the introduction says much more than I could ever do justice so I'll save myself the trouble.