نیکی در کودکی مادرش را از دست می دهد و بعد از آن همهی زندگیاش در دنیای محدود پدرش خلاصه می شود ؛پدری که به خاطر ازدواج پنهانی با مادر مسیحیاش از خانوادهاش طرد شده است. بعد از مرگِ پدر و با وصیت او ، نیکی پا به دنیای بزرگتری می گذارد. زندگی میان خانوادهی با اصالت و سرشناسی که دید بدی به آنها دارد ، به خصوص که متوجه می شود در تمام سالهای بعد از طرد پدرش ، نامزد سابق او را تحت حمایت خود داشتهاند ، اما همه چیز برایش جور دیگری رقم می خورد وقتی که با بازگشت پسرعمویش سرنوشت بار دیگر تکرار می شود و...
قشنگ بود ، گوگولی در واقع . اما مطلقا هیچ اتفاقی توش نمیافته . نه معمایی برای حل شدن هست نه مشکل بزرگی نه جدایی تلخی نه غمی نه شادی عظیمی. یه ریتم کند و آروم داره و برای کسی خوبه که یه رمان آرامش بخش بدون دراما بخواد . شخصیت ها خیلی دقیق توصیف نشدند . تصویر یه خانواده خوشبخت خیلی خوب نشون داده شده و در کل برای سرگرمی بد نیست ولی از این بهتر هست صد در صد. پایان ۱۴ تیرماه ۱۴۰۴ ساعت ۱۱:۳۸ شب
ریتم داستان آرام و به دور از معمای پیچیده است همه چی خیلی ملایم و آروم پیش میره یه عاشقانه آروم و دلچسب فضای کتاب خانوادگی بود یه خانواده بزرگ که هم روز های خوب دارن هم روز های بد توصیفات داستان میشه گفت تقریبا زیاد بود ولی منو خسته نکرد و بنظرم به فضای داستان میخورد شخصیت ها خوب بودن اگر کتاب عاشقانه و آروم دوست دارید کتاب خوبی بود پیشنهاد میکنم بخونیدش