Jump to ratings and reviews
Rate this book

برف های کلیمانجارو - مجموعه داستان

Rate this book

200 pages, Paperback

Published January 1, 2011

1 person is currently reading
20 people want to read

About the author

ارنست همینگوی

9 books7 followers

Ratings & Reviews

What do you think?
Rate this book

Friends & Following

Create a free account to discover what your friends think of this book!

Community Reviews

5 stars
3 (20%)
4 stars
1 (6%)
3 stars
5 (33%)
2 stars
6 (40%)
1 star
0 (0%)
Displaying 1 - 4 of 4 reviews
Profile Image for Ali Najafiyan.
147 reviews6 followers
August 12, 2023
مجموع داستان کوتاهی به قلم چندین نویسنده نامی و در صدر آن ارنست همینگوی . خود داستان برف های کلیمانجارو ماجرای مردیست که در سفر ماجراجویانه خود همراه همسرش به افریقا به دلیل سهل انگاری با عفونت و مسئله مرگ و تنهایی و بیگانگی با سایر افراد زندگیش مواجه میشود .
Profile Image for Bahman Bahman.
Author 3 books242 followers
May 21, 2021
کیلمانجارو قله‌ی پوشیده از برفی با ارتفاع 19710 فوت می‌باشد و گفته می‌شود که بلندترین قله‌ی آفریقاست. قله‌ی غربی آن ماسایی نگاج «ناگای» نامیده می‌شود که مفهوم آن «خانه‌ی خدا» است. نزدیک‌ قله‌ی غربی لاشه‌ی خشک‌شده و یخ‌زده‌ی پلنگی وجود دارد اما هیچ‌کس توضیح نداده است که پلنگ در آن ارتفاع به جستجوی چه چیزی بوده است!؟

مرد گفت: بهترین مسأله این است که دردی احساس نمی‌کنی، و به همین دلیل است که می‌توانی نزدیک شدن مرگ را حس کنی!

زن گفت: واقعاً؟

مرد گفت: بله، کاملاً!

و بعد افزود: من واقعاً به خاطر بوی بدی که این زخم‌ ایجاد می‌کند، متأسفم. می‌دانم که باعث ناراحتی تو شده.

زن گفت: لطفاً این حرف را نزن!

مرد گفت: به آن‌ها نگاه کن! نمی‌دانم منظره‌ی ان لاشخورها است که این‌طر تنفرانگیز به نظر می‌رسد یا بوی این زخم؟

تخت سفری که مرد روی آن دراز کشیده بود زیر سایه‌ی درخت «می‌موزا» قرار داشت. پشت سایه‌، در فراخنای دشت سه کرکس (لاشخور) بزرگ چمباتمه زده بودند درحالی‌که یک دوجین آن‌ها در حال پرواز بودند و سایه‌های آن‌ها روی زمین نمایان بود.

مرد گفت: آنها از زمانی که کامیون خراب شده اینجا هستند و امروز اولین باری است که روی دشت فرود آمد‌ه‌اند! من به دقت نحوه‌ی پرواز آن‌ها را تماشا کرده‌ام و زمانی هم می‌خواستم از آن‌ها در داستانی استفاده کنم اما حالا مسخره به نظر می‌رسد.

زن گفت: امیدوارم که این کار را نکنی.

مرد گفت: فقط حرف می‌زنم! این‌طور آسان‌تره! اما نمی‌خواهم باعث زحمت و ناراحتی تو شوم.

زن گفت: تو می‌دانی که باعث زحمت و ناراحتی من نمی‌شود. موضوع این است که به خطر عصبی شدن قادر به انجام کاری نیستیم. ما باید سخت نگیریم و بر اعصاب‌مان مسلط باشیم تا هواپیما برسد!
Profile Image for Amin Ebrahimi.
307 reviews
February 15, 2021
داستانهای کوتاه خوبی داشت،اما نکته منفی چاپ دوم این کتاب، عدم ویرایش دقیق کلمات از سوی ویراستار می باشد.
Profile Image for Shirin.
4 reviews
April 27, 2025
برف های کلمینجارو داستان مردی که وقتی مرگ به در خونه‌اش میرسه، میفهمه چی رو جا گذاشته
هری، نویسنده‌ای بااستعداد، عمرش رو در غرق شدن در رفاه و روابط بی‌معنی گذرونده و استعداد واقعیش، نوشتن رو نادیده گرفته. حالا، وسط دشت‌های آفریقا، توی تب و توهم، گذشته‌ش مثل فیلمی جلو چشماش ورق می‌خوره؛ پر از حسرت، ترس و فرصت‌های از دست رفته.

اما یه نور ته دلش هست؛ قله‌ای سفید، جایی دور از کرکس‌ها. جایی که فقط روح‌های بلندپرواز مثل پلنگ می‌رسن.
در پایان، شاید جسمش بمونه همون‌جا، ولی روحش پرواز می‌کنه به جایی که همیشه باید می‌رسید.

همینگوی تو این داستان می‌گه:
شاید دیگه نشه زندگی رو از نو نوشت،
اما می‌شه با مرگِ درست،
یه جور زندگی رو نجات داد.
This entire review has been hidden because of spoilers.
Displaying 1 - 4 of 4 reviews

Can't find what you're looking for?

Get help and learn more about the design.