اولین کتابی که بعد از تولد پسر دوم گوش دادم. تصور اینکه سه تا بچه رو در نوزادی و نوپایی از دست بدی، واقعا سخته. حالا اگر بعد از کلی راز و نیاز صاحب بچه ای بشی، حتما جور خاصی بهش وابسته میشی و دوری چند ساعته اش هم برات سخت میشه. در راه خدا دادنش هم هرچقدر شیرین، باز سخت و جگر سوزه. در ادامه هم فرستادن دو دسته گل دیگه، در راه برادر بزرگترشون و از دست دادن هم زمان اونها، کمر شکن و جان فرسا میشه قطعا
ولی صبر در برابر همه این از دست دادنها، روحیهای بسیار بالا و قوی و اعتقادی واقعا محکم می خواد. تنها مادر و پدری که خودشون رو واقعا ساخته باشند می توانند چنین فرزندانی رو پرورش بدن و در ادامه چنین صبری رو در پیش بگیرن.
عجیب و شگفتآور از شخصیت زنی که در سن ۱۴سالگی با فردی ۲۰سال بزرگتر از خودش ازدواج کرد و شد مادر سه شهید. در این کتاب. شما به خوبی با فراز و نشیبهای روحیِ یک مادرِ منتظر، بالا و پایین خواهید رفت
نام #کتاب: درگاه این خانه بوسیدنی است نویسنده: #زینب_عرفانیان انتشارات: #شهیدکاظمی
#نظر_اینجانب😅
واقعاً ، به تمام معنا کتاب زیبایی بود ما نه تنها مدیون شهداییم، بلکه مدیون مادران و پدران شهدا هم هستیم. در سرتاسر کتاب شاهد رشادت ها و صبوری های این مادر شهید بودم. خدا چه صبری به این مادر داده که تونسته غم ۳ تا پسر رعناش رو تحمل کنه... وقتی وصیت نامه این سه شهید رو خوندم واقعاً غبطه خوردم به حالشون که با وجود سن کمی که داشتن ولی چقدر فهمیده بودن، بی جهت نبوده که خدا شهادت رو نصیبشون کرده و باز هم میرسم به حرف حاج قاسم عزیز، که شرط شهید شدن شهید بودن است. داوود،رسول و علیرضا قبل از شهید شدنشون شهید بودن احترامی که به پدر و مادرشون داشتن ، منش و رفتارشون نشون میده که چه روح بزرگی داشتن و این دنیا براشون کوچک بوده ان شاءالله که شهدا شفیع همه ما باشن 🤲🏻
کتاب درگاه این خانه بوسیدنی است ،روایت مادر سه شهید است که دستههای گلش، جوانان رشیدش را به انقلاب و امام تقدیم میکند و شیرزنانه پای اعتقادش می ایستد و فقط پسرکوچکی برایش باقی مانده که از تقدیم کوچکترین فرزندش هم به اسلام باکی ندارد. آدم با خواندن این کتاب نمیداند اشک بریزد یا تحسین کند يالبخند رضایت بزند. من این کتاب را بصورت صوتی مطالعه کردم و از راوی آن ، خانم کیایی که خیلی زیبا کتاب را خواندند تشکر میکنم.
از زبان مادر شهیدان داوود، رسول و علیرضا خالقیپور... این از اون کتاباست که در حال خوندن و شنیدنش نمیتونی جلوی جاری شدن اشکات رو بگیری... ولی این همه غصه و اشکی که تو این کتاب بود، شبیه اشک روضهها بود... که بعدش دلت سبک میشه... و واقعا آدم میمونه از این همه جهاد و صبر و فداکاری بیچشمداشت و عاشقانه...
اوایل کتاب بخاطر مخالفت شدیدم با سبک زندگی قدیم که دخترا رو زود و به زور شوهر میدادن میخواستم کتاب رو ادامه ندم ولی خدا رو شکر این کار رو نکردم و تا آخر گوش دادمش. از جذابیت این کتاب اصلا نمیشه چیزی گفت، فقط باید خوند و شنید.
خیلی عالی بود. و متاثر کننده. توصیه اش میکنم بخونید. من کتاب صوتی اش روگوش دادم. یکی از بهترین کتابایی که خوندم. چقدر ما به شهدا و خانواده هاشون مدیونیم و بدهکار.