این کتاب را موقع برگشتن از مدرسه با یکی از همسرویسی ها میخواندیم...من میرفتم تو حس فروغ هم که بی پرده حرف میزند...یه بارش یه تیکه ای را خوندیم: "و چگونه شیر در رگهای آبی پستانهای سرد من مایه میبندد" یه همچین چیزی بود..فرداش راننده سرویس به مسوولای مدرسه گفته بود که اینا کتابای نامناسب میخونن که توش حرفهای بی ناموسی هست...
:))