آناهيد زند دانشجوي پزشکي است او که سالها عاشقانه پسر عمه خود کاوه را دوست داشته فقط به خاطر يک شوخي که از طرف دوست صميمي خود با کاوه انجام ميدهد کاوه او را ترک ميکند و با همان دختري که او را به انجام اين شوخي تحريک کرده بود ازدواج ميکند . آناهيد افسرده شده محل کار خود را عوض ميکند تا ديگر با کاوه برخورد نداشته باشد . آناهيد در آنجا با آرتام مهرزاد دکتر متخصص قلب اشنا ميشود . آرتام که بسيار زيباست و موقعيت خوبي دارد وقتي کارهاي آناهيد را ميبيند بخاطر اينکه به آناهيد کمک کند…
خیلی وقت پیش خوندمش اون زمان ها جزء محبوب ترین هام بود فکر نمیکردم کسی توی گودریدز اد کرده باشتش الان که دیدم غافلگیر شدم و تمام اون حس و حال های خوبم به یادم اومد😍 پنج ستاره برای اینکه تو زمان خودش کلی حس خوب بهم هدیه داد❤ پ ن: نمیدونم اگه الان بخونم نظرم چیه😅