جنون شوخطبعانه و دوستداشتنی قلم هادی تقیزاده در «الفبای لازاروس» با روایتی ساختارمند بر پایهی سفر و جستوجو همراه شده تا ما در این زمان یک دل سیر بخندیم و در همان حال در وضعیتهای تراژیکی که زندگی انسان امروزین را تحتالشعاع قرار دادهاند عمیق شویم.
هنر تقیزاده در «الفبای لازاروس» کشف سویههای کمیک وضعیت تراژیک ما بوده است.
دستیاران او در این کشف موجوداتی عجیب از قبیل یک موجود فرازمینی، مکانیکی که ماشینها او را به پیامبری خود برگزیدهاندو شاعری که بهوقت شعر خواندنش باران میبارد. سگی که بهتازگی زبان باز کرده و حرف میزند و شیدایانی دیگر از این قبیل هستند.
هادی تقیزاده را بیش از هر کتابی با «گراف گربه» میشناسیم. رمانی که هم مورد توجه مخاطبان قرار گرفت و هم مورد اقبال جوایز ادبی مختلف. او یکی از قصهگوترین نویسندگان امروز ایران است.
دری وری بچاپ بعد بده رفیقت تو فرانسه ترجمه کنه. دو تا مصاحبه کن که ملت فرانسه خودشون رو ترکوندن برا کتاب من. احمد ابوالفتحی رو بیار پای دوربین برات مصاحبه کنه با اون بیان شیوا و ستودنی. تموم. نابغه دهری
داستانی که توش یه مرد چهل ساله با دوست کودکیش، یک ذرهی انرژی، یک سرخپوست که توی راه مشهد دیده، یک زن ساحره که نصف خودش رو به یک جادوگر باستانی زندانی فروخته و وسط بازار چادر زده، یک بچه جن، یک شاعر که فرشتهها بهش بال هدیه دادند و هر وقت شعر میخونه بارون میبره، یک مرد که با ماشینها صحبت میکنه و خودش رو پیامبر ماشینها میدونه، یک مرغ غیر مقلد جاوا و یک سگ سفید به اسم آنشرلی با موهای قرمز! با هم در سفری در آیندهی نامعلوم مقدمات نبرد آرماگدون رو فراهم میکنند، سرشار از خرده روایتهای جالب از رقابت برنی سندرز و دونالد ترامپ تا همسفری با مهیار دمشقی، در جهان داستانی خاص که نظیرش رو ندیدم. حکمت و پند خاصی از داستان دریافت نکردم ولی اوقات خوبی داشتم.
الفبای لازاروس، رمان پست مدرنی است درباره آخرالزمان.(و هم آخرالزمانی) سرشار از ارجاعات بینامتنی ، ترامتنی و طنزی متشخص که هرکسی را از ظن خود میکند یارش، اما به شرایطی و به مراتبی. این شرایط و مراتب به بینش مخاطب وابسته است و به متون دیگری که او مخاطبش بوده است، البته این قصد را ندارم که بگویم متن به خودی خود امکان تاویل به مخاطب نمیدهد، اما به گمانم خواننده ای که ارجاعات متن را به متون بنیادین، به تاریخ ادبیات و تاریخ غیر ادبیات و تاریخ معاصر و کهن و سیاست و رمانهای فارسی و غیر فارسی دنبال نکند، از چشیدن چاشنی های این غذای مجلل و گونه گون بی بهره می ماند. بهتر است بگویم برای خواندن الفبای لازاروس باید قاشق وچنگال و دفتر وکتاب وعینک برداشت و مثل مهمانی شام عروسی پس فردای فامیل دوری که دعوت شده ایم و برایش خودمان را آماده میکنیم به کلمات وسطرهای کتاب حمله کرد. هادی تقی زاده ، چیزی کم نگذاشته است: از ماجرا وشخصیت پردازی و ساختار و قصه، در این صفحات انباشته است. از شوخی های فضای مجازی تا مطایبه های هزار و یک شبی، از اعداد که رمزگشایی کنی تا شعاری که محکم پتککند و علم کند بر مخاطب. او حتی به سانسور ارشاد هم ارجاع بینامتنی میدهد و در قسمتهایی مجوز نشر را به کلماتی به خصوص و بد آموزی سیگار کشیدن قهرمان و ... وابسته میکند و فاصله بین متن و فرا متن را در می نوردد. کتاب بسیار خواندنی است، برای مخاطبان ونه گات و براتیگان و جان بارت که مثل باقلوای وطنی است، ... اما متاسفانه ویرایش بد در جاهایی به متن لطمه زده است. نقطه ها ونیم فاصله ها و علایم نگارش نقطه ضعفی است که هنوز هم نیماژ عزیز از آنها ضربه می خورد واین تنها کتابی نیست که چنین مشکلاتی را متحمل می شود.