تاریخ فلسفه غرب، مروری بر فلسفه غرب را بهترتیب زمانی، از سرآغازهای آن در قرن ششم پیش از میلاد تا عصر حاضر فراهم میآورد. این کتاب همه جریانهای بزرگ فلسفی را بهصورتی ژرف مورد بررسی قرار میدهد. بیشترین فضا در این اثر به کسانی اختصاص دارد که، براساس اجماع عمومی، فیلسوفان بزرگ شمرده میشوند. اما از فیلسوفان کوچکتر نیز غافل نماندهایم. بهطور کلی این ده مجلد تاریخ فلسفه حاوی اطلاعات بنیادی و انتقادی درباره همه فیلسوفان مهم گذشته و حال است و تصویر روشنی از آنها را در بستر فرهنگی، و بهویژه، علمی روزگارشان ارائه میدهد. مخاطب این تاریخ نه تنها افراد متخصص، بلکه دانشجویان و خوانندگان عمومی نیز هستند. هریک از فصول، نوشته یکی از صاحبنظران برجسته آن حوزه است. فصلها به شیوهای قابلفهم نوشته شدهاند و در هر مجلدی یک فرهنگ اصطلاحات فنی وجود دارد.
هنوز نمیتونم یک review جدی برای این کتاب بنویسم، ولی خب اگر بخوام خیلی کلیگویی کنم، کتاب از ابتدای رنسانس شروع میشه و شکلگیری امکانات لازم برای بروز و ظهور فلسفه مدرن رو بررسی میکنه. ابتدا از شکلگیری رنسانس در ایتالیا شروع میکنه، در فصل بعد از مرزهای ایتالیا خارج میشه و بیشتر روی محدودهای که آلمان امروزی و تاحدودی فرانسه رو تشکیل میده تمرکز میکنه، وضعیت علم را تا پیشاز دکارت گزارش میکنه، بعداز اون به فرانسیس بیکن میپردازه و در فصلهای بعدی وارد فلسفه دکارت (در ۲ فصل)، گاسندی و هابز(۱ فصل)، اسپینوزا (در ۲ فصل)، و لایبنیتس(۱ فصل) میشه. البته یک فصل رو هم جداگانه به مفهوم سببسازانگاری میپردازه که معروفترین فیلسوف این بخش مالرانشِ (هرچند ایرادات لایبنیتس رو هم به این مفهوم در این فصل آورده.). کتاب نیاز به پیشآگاهی درباره تاریخ فلسفه غرب داره و اصلا نمیشه بدون مقدمه رفت سراغش. دراینخصوص درسگفتارهای تاریخ فلسفه غرب دکتر اردبیلی رو پیشنهاد میکنم که اخیرا بهصورت رایگان روی castbox هم قابل شنیدن هست.
ترجمه کتاب بسیار ضعیف هست و علت سهستارهای شدناش از طرف من همین ترجمه بسیار ضعیفِ. فکر کنم آقای مرتضوی کمترین دانش رو در حوزه این کتاب دارن! هرچند ایرادات ویرایشی هم اصلا کم نبود که بهنظرم ناشر محترم (نشر چشمه) باید مجددا ویراستاری کنن.
البته صفحهآرایی کتاب قابلقبول هستش و خیلی بهتر از اون، کاغذی که استفاده شده و درنتیجه وزن کتاب برخلاف حجیم بودن، خیلی کم هست.
شاید برای کسی که هیچ آشنایی یا آشنایی کمی با فیلسوفان مورد بحث داره زیاد مناسب نباشه. در توضیح کتاب نوشته شده مناسب مخاطب عامی هم هست که با فلسفه آشنایی چندانی نداره و می خواد با کلیات نظریات فیلسوفان آشنا بشه ولی در عمل به دلیل اینکه در قالب مجموعه مقالات منتشر شده و هر مقاله نویسنده متفاوتی داره کتاب یکپارچگی خوبی نداره و این ادعا به نظر من برآورده نشده، بعضی مقاله ها بیش از حد تخصصی هستن و بعضی کاملا کلی هستن. در برخی مقاله ها موضوعات و نظریات کلی یک جزیان فکری یا یک فیلسوف مورد بحث قرار گرفته و در بعضی مقالات دیگه به جای کلیات، به موضوعات جزئی مورد علاقه نویسنده پرداخته شده که برای خواننده عام و حتی دانشجوی فلسفه ممکنه جذابیت چندانی نداشته باشه. بعضی از نویسندگان صفحات زیادی رو به بیان برداشت های شخصی خودشون و حدس و گمانشون در مورد یک موضوع جزئی اختصاص دادن که اگر موضوع مورد علاقه فرد نباشه خوندنش بسیار خسته کننده هست. به خصوص توی این جلد در مورد بخش بیکن و دکارت این مسئله به شدت دیده می شه که حجم نوشته ها در مورد یک موضوع جزئی مورد علاقه نویسنده تا چند برابر کل نظریات فیلسوف مورد بحث هست. در کل برداشتم از این جلد این بود که راتلج به عنوان گردآوری مقالات فلسفی مجموعه بی نظیری هست ولی به عنوان یک تاریخ فلسفه پیوستگی و یکپارچگی لازم رو نداره.
وقتی خوندن این کتاب رو شروع کردم خیلی به دلم نشست ، سبک کار نویسنده های کتاب برای من خیلی جالب بود و به خصوص جزئیات و نکات کتاب رو خیلی دوست داشتم «تاریخ فلسفه ی راتلج؛ جلد چهارم» را از طاقچه دریافت کنید https://taaghche.com/book/77852