چهار نمایشنامۀ تیم کراوچ که در این کتاب کنار هم قرار گرفته اند یکی از مهم ترین مجموعه های ادبیات نمایشی انگلیسی زبان تا اینجای قرن بیست و یکم را شکل می دهند. هیچ نمایشنامه نویس معاصر دیگری به ذهنم نمی رسد که پرسش هایی تا این حد جذاب و گیرا دربارۀ فرم تئاتری، محتوای روایی و مشارکت تماشاگران مطرح کرده باشد. [از مقدمۀ کتاب]
انگلستان و دست من خیلی عالی بودن. با دوتای دیگه کمتر ارتباط گرفتم. در کل از اون تجربه های تازه و متفاوت بود چون مخاطب رو هم درگیر کار میکرد و نقش داشت توی نمایش ها که احتمالن توی دیدنش موقع اجرا این تازگی بیشتر هم حس بشه.
چهارتا متن اجرا توی این کتاب وجود داره که تفاوتش با نمایشنامه اینه که این متن هارو حتمن باید اجرا کرد و یا اجراشون رو دید و متن اصلی کتاب هم، از روی اجرا نوشته شده. از این رو متوجه شدن داستان ممکنه گیج کننده باشه چرا که اینا متن های اجرا هستن. اما! نکته مهمی که وجود داره و به همین علت این کتاب بسیار کتاب ارزشمندیه، اینه که تیم کراوچ در حال حاضر با قدرت داره پیش میره و ایده هایی که برای اجرا داده، حرف اول رو میزنه. توی این دوره از تاریخ، بسیاری از تئاتری ها سعی میکنن که تماشاگر رو به گونه ای وارد کار بکنن و این یکی از گام هایی هست که تئاتر داره توی این قرن برمیداره. متن های اجرای تیم میتونه در کنار خواندن و لذت بردن، درس های مهمی هم برای اهل این هنر داشته باشه.
3.5★ «انگلستان» طولانی و شعارزده بود. «مولف» و «درخت بلوط» در ایجاد حس نسبتا موفق بودند و ایدههای «باحال» و بعضا جالبی برای اجرا داشتند. «دست من» جذابترین سوژه روایی رو داشت.٫ در کل تیم کراوچ با فرم و نمادپردازی بازیهای جالبی کرده و نویسنده بدی هم نیست، اما چندان روایتی برای درگیر کردن مخاطب نداره و خوندن پشت سر هم چهار نمایشنامه ازش، بهنوعی نگاه به ~کل کارنامهش، میتونه حوصلهسربر باشه.