Jump to ratings and reviews
Rate this book

روزنامه خاطرات ناصرالدین شاه قاجار (جلد ۶)‏‫: ربیع الاول ۱۳۰۹ تا صفر المظفر ۱۳۱۰ق.‬ به انضمام سفرنامه عراق عجم

Rate this book

501 pages, Hardcover

Published November 1, 2019

7 people want to read

About the author

Ratings & Reviews

What do you think?
Rate this book

Friends & Following

Create a free account to discover what your friends think of this book!

Community Reviews

5 stars
2 (50%)
4 stars
1 (25%)
3 stars
1 (25%)
2 stars
0 (0%)
1 star
0 (0%)
Displaying 1 of 1 review
121 reviews2 followers
August 17, 2024
عمده کتاب تا صفحات حدود ۱۵۰ به شرح شکار در دوشان تپه و جاجرود می‌گذرد شاه بنیه قوی عجیبی دارد نحوه شکار را شرح می‌دهد که معمولاً روزانه شاه مسیری را طی می‌کند و هرجا شکاری دید تا جایی که می‌تواند شکار می‌کند یعنی چیزی حدود ۶ ماه از آبان ماه تا بعد از فروردین در این مسیر می‌رود و شکار انجام می‌دهد به جز مدت کمی که شاه مریض است و یا کار اضطراری دارد و به تهران مراجعه می‌کند در بقیه سال مشغول شکار است وسط این دوره مثلاً نوروز می‌شود و شاه به دلیل برگزاری مراسم خاص مجبور می‌شود به شهر برود همچنین در این دوره و در زمستان نوعی آنفولانزا به ایران می‌آید و افراد زیادی در اثر آنفولانزا کشته می‌شوند و حتی خود شاه هم درگیر می‌شود و حدود ۱۲ روز مریض است متاسفانه شاه از مردم هیچ چیز نمی‌گوید و اصلاً راجع به گرفتاری‌های مردم دلسوزی انجام نمی‌دهد فقط اسامی اشرافی که در حین همه‌گیری کشته شده‌اند را می‌گوید و اصلاً از مردم عادی صحبتی به میان نمی‌آید برخی زنان حرم هم درگیر بیماری آنفولانزا می‌شوند و حتی به گفته شاه در این دوره نوه ویکتوریا در انگلستان در اثر آنفولانزا کشته می‌شود
داستان رژی هم خیلی خلاصه نقل می‌شود مثلاً در صفحه ۴۶ شاه می‌گوید که مردم اصفهان و تهران قلیان کشیدن و غیره را حرام کردند و... و خیلی حرف مسخره ای است ملک التجار را برده‌اند قزوین خلاصه چه نویسم از مردمان نادان خر
خط بالا در روز ۵ جمادی الاول نوشته شده است
بعد از ۱۵ روز در ۲۰ جمادی‌الاول شاه به شهر باز می‌گردد و در صفحه ۷۴ می‌گوید کار رژی تنباکو هم به خوبی به هم خورد در این یک سال خیلی حرف‌ها زده شد و زحمت‌ها به هم رسید، ولی با سعی و اهتمام امین السلطان حقیقتاً خوب گذشت اگر نواقصی هم داشته باشد انشاالله رفع می‌شود
شاه بسیار بذله‌گو است و مدام همه را به مسخره می‌گیرد مثلاً چشم میرشکار که ضعیف شده و نمی‌بیند را مدام مسخره می‌کند یا مجدالدوله از نزدیک شکار را نزد با اینکه شکار بسیار به او نزدیک بود و....
از صفحه ۱۵۳ یعنی تاریخ ۱۷ شوال شاه با ملازمان به سمت اراک روانه می‌شود مسیر شاه از تهران به قم از آنجا به طایقان، نیزار، دلیجان محلات و با مسیر مستقیم به اراک می‌رود چند روزی به گشت و گذار در حوالی اراک می‌گذراند سپس به بروجرد، نهاوند، ملایر، تویسرکان در ادامه از مسیر مستقیم که شهر خاصی در آن قرار ندارد به سمت آشتیان می‌رود و از دستجرد به سمت آوه رفته در طول جاده ساوه به سمت رباط کریم و تهران می‌آید
بلافاصله یعنی سه روز بعد که در حول و حوش ۲۸ مرداد می‌شود به دلیل شیوع وبا در تهران به سمت شهرستانک روان می‌شود ظاهراً مردم شهر از شهر خارج شده‌اند و فقط افراد ناتوان مانده‌اند که در صفحات بعد گزارش مرگ و میرشان می‌آید و یک ماهی هم شاه در حوالی شهرستانک به گشت و گذار و شکار می‌گذراند
جمله بامزه شاه در صفحه ۳۲۶ نقل می‌کند جایی که شب از سر و صدای حیوانات و باربران نتوانسته بخوابد در مسیر بازگشت از اراک می گوید آواز الاغ‌ها که اهل اردو خریده اند از شدت گرد و خاکی که به حلق الاغ‌ها وارد شده صدای آنها گرفته و به جانور دیگری که صدا کند شبیه شده ولی آخر آوازش معلوم می‌شود الاغ است دیگر و این را به لحن بامزه‌ای نقل می‌کند باید در نظر داشت نصف شب شاه از بی‌خوابی به چه طنزی افتاده بوده است
در صفحه ۳۳۵ شاه می‌گوید نقشه‌ای کشیده در ۱۸ ورق است و سپس خلاصه‌ای از آن را مجددا در چند صفحه کشیده این نقشه در واقع مسیر مسافرت اراک است که به دست خود شاه کشیده شده است
ماجرای سید محمد کلاردشتی نیز در این کتاب نقل می‌شود که توسط سربازان اسیر شده و به نزد ناصرالدین شاه می‌آورند شاه پس از چند سوال و جواب او را به محکمه می‌سپارد
Displaying 1 of 1 review

Can't find what you're looking for?

Get help and learn more about the design.