Jump to ratings and reviews
Rate this book

ناتور بی‌تاج و تخت

Rate this book
رمان روایت دختری است بالغ که پدرش را از دست داده و مادر برای خرج و مخارج و تامین زندگی این دختر و پسر (که افلیج و عقب مانده است) باید در خانه اعیان و اشراف رختشویی و کار کند. باوجود اینکه پدری متمول دارد و خواهرانی افاده ای… زمان می‌گذرد و به روزهای انقلاب می‌رسیم و حوادث و رویدادها شکل و رنگ دیگری می‌گیرند. …

زهرا نصر که سال ۸۰ مجموعه داستان «طرح ناتمام» و «درخت‌های پرتغال خیابان ریچموند» را سال گذشته منتشر کرده بود، در رمان تازه‌‌اش با نگاهی جزئی نگر و توصیف زندگی روزمره شخصیت‌های داستان و فضاسازی و پرداخت زبان داستان بسیار موفق عمل کرده است.

354 pages, Paperback

First published January 1, 2015

1 person is currently reading
2 people want to read

About the author

Ratings & Reviews

What do you think?
Rate this book

Friends & Following

Create a free account to discover what your friends think of this book!

Community Reviews

5 stars
0 (0%)
4 stars
1 (100%)
3 stars
0 (0%)
2 stars
0 (0%)
1 star
0 (0%)
Displaying 1 of 1 review
72 reviews2 followers
May 11, 2021
این اثر تنها رمان زهرا نصر است و به نظرم دقیقا به همان دلیل قابل تحسین است که در مورد کاکا کرمکی عنوان کردم: سادگی و زیبایی و فراتر رفتن از دغدغه های رمان های زنانه ی امروزی که به نظرم نویسنده در این مورد خاص واقعا موفق بوده است. نگارش اثر چهار سال زمان برده و مشخص است نویسنده واقعا روی اثرش وقت گذاشته است بر خلاف خیلی از رمان های امروزی که نوشتن و چاپشان سه ماه هم زمان نمی برد! هرچند کمی طول کشید تا با آن ارتباط برقرار کنم اما بعد از آن خیلی سریع خواندمش. ریتم داستان کند است اما این ریتم تا پایان حفظ می شود و به نظرم پایان زیبایی هم داشت. راوی زنی به نام پریچهر است که از دوره ی نوجوانی تا ازدواج و باردار شدنش را بازگو می کند. قسمت عمده ی رمان به دوره ی نوجوانی و جوانی اختصاص دارد و نقطه ی قوت روایت این است که پریچهر سی و چند ساله پریچهر دوازده سیزده ساله را جوری روایت نمی کند که توی ذوق بزند و با هوشمندی جوری از زبان نوجوانی اش حرف می زند که واقعا نوستالژیک و خواندنی است خصوصا نوجوانی قبل از سال های انقلاب. پدر خانواده به دلیل نامعلومی پریچهر، برادر عقب افتاده و مادرش را سال هاست رها کرده است. مادرش که به خاطر ازدواج با این مرد ترک خانواده و دیار کرده با کلفتی به سختی از پس مخارج زندگی و داروهای گران پسرش بر می آید و رفتار سرد، کم حرف بودن و نادیده گرفتن موفقیت های پریچهر از وی تصویری خاص می سازد. اما نقطه ی قوت رمان حضور راضیه خانم، هم خانه و کمک حال مادر و نگهدار بچه هاست و بهانه ایست برای راوی برای به تصویر کشیدن اعتقادات، سنت ها و باورهای مذهبی عمیقا خرافی طبقه ی فرودست جامعه در زمان نوجوانی اش. گلی دختر عقب افتاده ی همسایه، که راضیه خانم شیفته ی اوست، نیز پس از مرگ مادربزرگ پیرش به خانه ی آن ها می آید و " یک نان خور به نان خورها اضافه می شود"! اما داستان از زمانی واقعا جذاب و خواندنی می شود که پس از سفری کوتاه به چشمه چران و دیدن عمه ی فسیل راضیه خانم، شمسی " همان ارنعوتی که به قول راضیه خانم قاپ پدر را دزدیده" پشت در خانه چمباتمه زده و آمده تا دخترش گلی را ببیند! و خواننده غافلگیر متوجه می شود گلی دختر عقب افتاده ی همسایه در واقع خواهر پریچهر و ابراهیم و شمسی هووی مادر است! و داستان بعد از این دو چندان خواندنی است چرا که از طرفی زندگی مادر و هوویش در کنار هم را به تصویر می کشد که رفته رفته به نوعی توفیق اجباری تبدیل می شود. جذابیت داستان از طرف دیگر مرهون علاقه ایست که پریچهر به شمسی پیدا می کند. رابطه ای خاص که هرگز بین پریچهر و مادرش ایجاد نشده است و برایش تازگی دارد. و در عین حال امر و نهی های مداوم راضیه خانم که بر شیرینی داستان می افزاید. داستان بعد از این هم فراز و فرودهای بسیاری دارد که قابل توصیف نیست و باید آن ها را خواند. تنها نقطه ضعف داستان به نظرم جابجایی بی دلیل فعل در بعضی جملات و اشکالات دستوری کوچکی از این دست بود که قابل چشم پوشی است.
اگر این رمان، که عنوان هوشمندانه ای هم برایش انتخاب شده، تنها رمان کارنامه زهرا نصر نویسنده ی اصفهانی هم باشد به نظرم به قدر کافی گویای توانمندی این نویسنده هست و اثری است نوستالژیک و قابل تحسین.
Displaying 1 of 1 review

Can't find what you're looking for?

Get help and learn more about the design.