گفتم: «رئیس، دست خودم نبود. سه ماه بود کسی رو نکشته بودم. اصلا تیغ رو که دیدم یه لحظه هوش از سرم پرید. با همهی وجود دلم خواست برش دارم و باهاش شاهرگ یه نفر رو بزنم. دوست داشتم یه بار دیگه هم که شده صدای کشیده شدن تیغ روی پوست رو بشنوم. خون... وای، خون... نمیدونی چهقدر دلم برای خون تنگ شده بود. رئیس، من واقعا شرمندهم ولی باید خودتون رو جای من بذارید تا بفهمید وقتی از یه چیزی که عاشقشی چند ماه دور باشی چه حسی پیدا میکنی.»
مامور مرگهای غیراتفاقی، تجربه دوم من است. ممنون خواهم شد، مثل کتاب اول، از نقدها و نظرات صریح خود، محرومم نکنید. از زمان نگارش تا انتشارش، بیشتر از دو سال طول کشید و الآن که دوباره میخوانمش، بسیاری از معایب و مشکلاتش به چشمم میآید که قطعا آن زمان سواد شناخت و تصحیحش را نداشتهام. همین نکته، با شدتی بیشتر، در مورد کتاب اولم هم صادق است. شکی در آن نیست که بسیاری از این شناخت را مدیون نظرات شما دوستان کتابخوان هستم. همه تلاشم را میکنم که رو به جلو باشم. کتاب را به دوستانِ گودریدزی ریکامند میکنم. هرچند که کار مرسومی نیست که نویسنده کتاب خودش را ریکامند کند . معنیاش فقط این است که خود را محتاج نظرات و نقدهای ارزشمند شما میدانم.
،ایدهی اولیه بینظیر، پرداخت جذاب و شوخیهای ناب و بهجا. بدون تلاش اضافی برای خندوندن مخاطب، موقعیتهایی خلق شده که در ذات خودش خندهآوره. کتاب جذابی بود و از خوندنش لذت بردم. تنها بخشی از کتاب که منطبق با سلیقهی من نبود، پایان کتاب بود. پایانهای ضربتی و یهویی مورد پسندم نیست و حس میکنم که نویسنده تو اوج کشمکش تنهام گذاشته! اما این هم صرفا سلیقهی منه و چیزی از ارزشهای مامور مرگهای غیراتفاقی کم نمیکنه.
این کتاب را که میخواندم به یاد فلسفه سیاسی هابز و فلسفه اخلاق نیچه افتادم. ویژگی هابز این بود که تمام شارلاتان بازی سیاسیون که تحت عنوان های زیبا و فریبنده، محفوف بود را عیان کرد. دست سیاستمداران را رو کرد. نیچه هم گفت که به اسم دین و اخلاق خودمان را فریب ندهیم. قوی ضعیف را میبلعد. حسام حیدری در کتاب نسبتا طنز مامور مرگ های غیر اتفاقی مشاغل جدیدی را معرفی میکند تحت عنوان قاتل، قاپ زن و اختلاسگر که رشته رسمی دانشگاهی دارد و جزو شغل های درست و حسابی جامعه شناخته میشود. کتاب ماجراهای یک قاتل ورشکسته را تعریف میکند. طنز و روایت در حد متوسط است. چندان تعریفی ندارد اما نخواندنی هم نیست.
بسیار کتاب جالبی بود با ایده ای تازه طنز سیاه در مایه های مغازه خودکشی و چقدر حیف که به اندازه ی کافی دیده و معرفی نشده این اثر نویسنده من که خیلی خوشم اومد فضا سازی جامعه هرچند مشکلاتی داشت ولی بهرحال جذاب و عالی قلمداد شد ادامه اش هم امیدوارم نوشته بشه ...
من به شدت از این کتاب راضی بودم! جهانی که حسام حیدری خلق کرده خودش بامزه هست ولی حسام حیدری با شوخیهاش بامزهترشم کرده!شاید اخرش میتونست بهتر باشه ولی در کل من خیلی راضیم و اگر به طنز علاقه دارید خیلی پیشنهاد میکنم! من خیلی لذت بردم واقعا! و همونطور که گفتم شاید پایانش میتونست بهتر باشه!