الیاس علوی هستم. محمّد و رحمتالله نامهای دیگرم هست. بیست و چند سالهام. کمی شعر میگویم؛ کمی خط خطی میکنم؛ و زیاد میخوابم. مهمترین چیزها در زندهگی آشفتهام، چای سبز با میخک مخصوص، مادرم و دوستانم هستند.
این کتاب شامل شعراییه که اکثرشون قبل از سال ۹۰ سروده شدن و از اون پختگی و جذابیتی که الان توی شعرای الیاس علوی شاهد هستیم، اینجا خبری نیست! توی کل کتاب فقط یکی دو قطعه به نظرم قشنگ بود. مثل این:
"ابراهیم ما پیامبران بی کتاب و نان و نامهایم که صبحها از شانهی گرسنهی شب برمیخیزیم چینهای پیشانیمان را اتو میکشیم و به اسماعیل خوشبخت همسایه لبخند میزنیم - آری گاهی بهتر است دروغ بگوییم."