در داستان ققنوس همین جاست، زندگی دو دختر به نامهای ماهتیسا و سودابه را مرگ نجات پیدا میکند. اما سودابه از روز بعد از بهم پیوند می دهد. هرچند راز این پیوند عجیب را باید کشف کرد. ماهتیسا در شب عروسی برادرش دچار حادثه ی آتش سوزی میشود و زیبایی اش را از دست می دهد. همزمان با این حادثه، سودابه که مدتها مشكل قلبی داشته، با عمل پیوند قلب از عمل، مدام کابوسی تکراری می بیند؛ دختری که در آتش می سوزد و مردی که پشت او ایستاده و دستش را به سمت دختر در آتش دراز کرده سودابه باید بفهمد که راز این کابوس تکراری چیست؟ جز همزمانی آن حادثه و این پیوند چه ارتباطی بین این دو دختر وجود دارد؟