کتاب "یک سال در میان ایرانیان" توسط محققان به عنوان یک اثر فرهنگی مهم انتخاب شده است و بخشی از پایگاه دانش تمدن است که ما آن را می شناسیم. این اثر از مصنوعات اصلی بازتولید شده است و تا حد امکان در مورد اثر اصلی صادق است. کتاب شامل برداشت هایی از زندگی ، شخصیت و اندیشه مردم ایران است ، که در طی دوازده ماه اقامت "ادوارد براون" در کشور ایران در سال های 1887-8 نوشته شده است. "ادوارد گرانویل براون" (1826-1926) یک شرق شناس انگلیسی بود که به دلیل تحقیقاتش در مورد ایران مشهور بود. در کتاب "یک سال در میان ایرانیان" وی برداشت های خود از فرهنگ فارسی را در پی اقامت یک ساله اش در ایران بازگو می کند. نسخه جدید کتاب حاوی خاطرات مقدماتی است که توسط "ادوارد دنیسون راس" ، یکی دیگر از مستشرقین و دوست نزدیک نویسنده ،نوشته شده است. متن کتاب با غلبه بر آرمان های استعمارگر زمانه ای که در آن نوشته شده است ، روایتی پر جنب و جوش و اندیشمندانه ارائه می دهد که مبتنی بر شیفتگی های واقعی ایرانیان و مردم آن است. برای هر کسی که علاقه دارد در حوزه ی شرق شناسی، سفرنامه نویسی و فرهنگ فارسی ،اطلاعاتش را بالا ببرد "یک سال در میان ایرانیان" یکی از منابع مهم به شمار می رود و از اهمیت بسیار بالایی برخوردار است.این کتاب علاوه بر معرفی دقیق و ارائه ی تصویری زنده از سرزمین و مردم ایران، در واقع راهنمای مطمئن و مرجع موثق ادبیات و تفکر جدید ایران است و به همین دلیل شایسته است که در کتابخانه ی افراد اهل تحقیق، در کنار دیگر آثار ماندگار تاریخ ادبیات ایران جای گیرد.
اطلاعاتی که براون در این سفرنامه یکساله اش از عادات، رسومات و شیوه زندگی ایرانیان میدهد قابل توجه است. همچنین اطلاعاتی که خصوصا از زندگی زردشتیان و مباحث خودش با بابیها و بهاییها ارائه کرده ارزش تاریخی زیادی دارند. گرچه نویسنده شیفته ایران بوده و شاید قضاوتهایش چندان منصفانه نباشد. از سوی دیگر همچنان هم این سوال به ذهن خواننده میرسد که او واقعا چرا این سفر را انجام داده؟ آیا علاقه شخصی صرف؟
تو سفر اخیرم، که یک ماه طول کشید با ماشین پیکانم، از دریای خزر رفتم به دریای خلیج فارس و جزیره قشم، و این کتاب رو صوتی گوش دادم، شهر به شهر از تهران تا شیراز رو مطابق متن پیش رفتم، انگار "یه سفر برو دوتا منظر ببین" بود :)) اصلا با ماشین کندرو سفر میرم تا داستانهای بیشتری گوش کنم، داستانهای بلندی که حسرت خوندنشون رو داشتم و از بس بلننند بودن پشت گوش مینداختم ؛) مخصوصا سفرنامه. . در راه بازگشت به خونه هم "ادیسه" هومر رو شنیدم.
بین تمام سفرنامههایی که از زبان خارجیها درباره ایران تا الان خوندم، این کتاب اولین کتابی بود که اینقدر دوستش نداشتم. نویسنده به شدت شیفته ایرانه. شیفتگی ش تو نوشتههاش پیداست و روی تفسیرش از رویدادها تاثیر گذاشته. این میزان پیدا بودن شیفتگی ش رو دوست ندارم.
ادوارد گرانویل براون متولد استوتز هیل، گلاسترشر انگلستان، خاورشناس و ایرانشناس مشهور بریتانیایی بود. او کتابهای زیادی در زمینهٔ تاریخ و ادبیات نگاشتهاست.
فایناااالی بعد دو سال تمومش کردم من این کتابو به عنوان یه کتاب مردمشناسی زمان قاجار برای دانشگاه خوندم که خب باید بگم دید کاملا اشتباهی راجع بهش بود. به علاوه به صورت صوتی گوشش دادم از یه گویشگر بسیار بد اما خوبیای که داشت این بود که ترجمه رو با نسخهی اصلی تطبیق میداد و بهخصوص اوایل کتاب که در مورد بهاییها و بابیها سانسور داشت ورژن اصلیش رو میگفت. به طور کلی میتونم بگم که یک سفرنامهی مذهبی بود و در مورد بابیهای اون زمان اطلاعات بسیار زیاد و خوبی در اختیارتون میذاره ولی اگه به قصد دیگهای میخواید بخونید پیشنهاد نمیکنم. بهخصوص از اواخر یزد و قسمت کرمان به شدت به زیادهگویی خستهکنندهای میرسه. خیلی جاها هم قضاوتهای عجولانه و زیادی راجع به یه گروه از مردم داره پس خطر اینکه فرد ناآگاه بخونه و به درک اشتباهی از اون زمان برسه وجود داره. فکر کنم در بین سیاحان غربی بتونم نمونههای بهتری رو برای جایگزینی پیدا کنم.
کتاب اطلاعات مفیدی در مورد فرقه های بابیه، بهایی و دین زرتشتی بدست میدهد و زندگی مردم را تا حدودی توصیف میکند. روی هم رفته خواندنش توصیه میشود. شخصا کمی انتظار بیشتری از کتاب داشتم