Jump to ratings and reviews
Rate this book

پیامبر و باغ پیامبر

Rate this book
در 1923، پیامبر، اثر ماندگار و جهانی جبران، منتشر شد و چه در آمریکا و چه در دیگر نقاط جهان، مخاطبان بسیار یافت. تاثیر این شاهکار چنان بود که قاطبه‌ی مخاطبان به جبران به مثابه‌ی همان شخصیت آرمانی ساخته و پرداخته‌ی ذهن او در کتاب می‌نگریستند. او در صدد بود که سه گانه‌ای تالیف کند که افزون بر رابطه‌ی انسان با همنوع، پیوند انسان را با طبیعت و با خدا نیز بازگو کند. پیامبر نخستین اثر از این سه گانه بود. باغ پیامبر که در سال 1933، پس از مرگ جبران منتشر شد و به رابطه‌ی انسان با طبیعت معطوف است، دومین اثر بود. ولی سومین اثر تحریر نشد.

Hardcover

6 people want to read

About the author

Kahlil Gibran

1,347 books15.2k followers
Kahlil Gibran (Arabic: جبران خليل جبران ) was a Lebanese-American artist, poet, and writer.
Born in the town of Bsharri in modern-day Lebanon (then part of Ottoman Mount Lebanon), as a young man he emigrated with his family to the United States where he studied art and began his literary career. In the Arab world, Gibran is regarded as a literary and political rebel. His romantic style was at the heart of a renaissance in modern Arabic literature, especially prose poetry, breaking away from the classical school. In Lebanon, he is still celebrated as a literary hero.
He is chiefly known in the English-speaking world for his 1923 book The Prophet, an early example of inspirational fiction including a series of philosophical essays written in poetic English prose. The book sold well despite a cool critical reception, gaining popularity in the 1930s and again, especially in the 1960s counterculture.
Gibran is the third best-selling poet of all time, behind Shakespeare and Lao-Tzu.

Ratings & Reviews

What do you think?
Rate this book

Friends & Following

Create a free account to discover what your friends think of this book!

Community Reviews

5 stars
1 (20%)
4 stars
2 (40%)
3 stars
1 (20%)
2 stars
1 (20%)
1 star
0 (0%)
Displaying 1 of 1 review
Profile Image for Mohammad Hrabal.
453 reviews302 followers
April 7, 2021
مهر از ژرفای خود آگاه نیست، جز بدان ساعت که هنگام فراق است. ص 63 کتاب
چون به شما مهر اشارت کند، گام در راهش نهید. ص66 کتاب
و من به شما می‌گویم که زندگی به راستی ظلمت است، اگر انگیزه‌ای نباشد. ص 81 کتاب
شادی شما همان اندوه بی‌نقاب شماست. هر چه اندوه وجود شما را ژرف‌تر بکاود، شادی افزون‌تری حاصل توانید کرد. ص 84 کتاب
شما از وضع کردن قوانین خشنودید، لیکن از نقض کردن آنها خشنودترید. ص100 کتاب
ای مردم ارفالس، شما می‌توانید آواز دهل را خاموش و تارهای چنگ را باز کنید، اما که می‌تواند چکاوک آسمانی را از ترنم باز دارد؟ ص102 کتاب
اگر هم فرمانروای مستبدی است که می‌خواهید از تاج و تختش به زیر بکشید، نخست بنگرید آن تاج و تخت که در نهاد شما برآورده است در هم شکسته باشد. زیرا چگونه خود‌کامه می‌تواند بر آزاده و بر سرافراز فرمان براند، بی‌آنکه آزادگی آنان به خودکامگی و سرافرازی آنان به سرافکندگی آمیخته باشد؟ ص 105 کتاب
دردی که شما دارید مظهر شکستن پوسته‌ای است که درک و دریافت شما را احاطه کرده است. ص 110 کتاب
و مباد که در دوستی هدفی باشد جز تعمیق ابعاد روح. و روا بدار که بهترین چیزی که داری بهره‌ی دوستت باشد. ص 117 کتاب
وای بر ملتی که جامه‌ای به تن می‌کند که خود نمی‌بافد، و از نانی می‌خورد که خود حاصل و برداشت نمی‌کند، و از باده‌ای می‌نوشد که از معصر او نمی‌تراود.
وای بر ملتی که با هلهله گردنکش را به جای قهرمان می‌نشاند، و فاتح را عطا بخش می‌پندارد.
وای بر ملتی که جز در تشییع جنازه صدای خود را بلند نمی‌کند، و جز به اطلال و دمن خود نمی‌نازد و جز بدان هنگام که گردنش میان شمشیر و نطع وانهاده است نمی‌شورد.
وای بر ملتی که دولتمردش روباه است، فیلسوفش شعبده باز و هنرش هنر رقعه زدن و تقلید است.
وای بر ملتی که با ساز و آواز به پیشواز حاکم تازه‌ی خود می‌رود، و او را هوکنان بدرقه می‌کند، فقط برای آنکه دیگر بار با ساز و دهل به حاکمی دیگر خوشامد بگوید.
وای بر ملتی که فرزانگانش با گذشت عمر لال می‌شوند و مردان توانمندش هنوز در گهواره‌اند. صفحات 172 و 173 کتاب
کاش چاهی بودم خشک و تفتیده، و مردمان در من سنگ می‌انداختند، که این بهتر و تحمل پذیرتر از آن بود که چشمه‌ی آب حیات باشم، وقتی که مردمان بر من می‌گذرند و آبی نمی‌نوشند. ص 210 کتاب
Displaying 1 of 1 review

Can't find what you're looking for?

Get help and learn more about the design.