Jump to ratings and reviews
Rate this book

چشم های تو روشن بود

Rate this book

96 pages, Paperback

Published January 1, 1399

7 people want to read

About the author

یاور مهدی پور

1 book1 follower

Ratings & Reviews

What do you think?
Rate this book

Friends & Following

Create a free account to discover what your friends think of this book!

Community Reviews

5 stars
2 (50%)
4 stars
0 (0%)
3 stars
0 (0%)
2 stars
1 (25%)
1 star
1 (25%)
Displaying 1 - 4 of 4 reviews
Profile Image for ZaRi.
2,316 reviews877 followers
Read
April 10, 2021
دور
اول ارتفاع میز و صندلی ها بود
که در کودکی نشان من دادند
کم کم «دور» کلمه شد
که در مدرسه و مشق ها یاد من دادند
بعدها «دور» بزرگ شد
و چون خیال من از جغرافیا بیرون زد
حالا «دور» تویی
که نه به دست می آیی
نه از یاد می روی

***

با همین بازی‌ها شروع شد زندگی
با همین صندلی‌ها
که هرگز به تعداد ما نبود
و ما
با هر سوت داور
تنهاتر شدیم
Profile Image for Behzad.
653 reviews122 followers
December 3, 2021
عاشقانه های کوتاه و بدون مسئله که به یک «تو» در شعرها ابراز علاقه و او را ستایش کرده اند. زبان شعرها چیز تازه ای ندارد.


از دوست داشتن تو در باران تَرَم
این طرز خاموش در خیابان گریستن است
وگرنه چتر بر می داشتم
کلاه بر سرم می گذاشتم
اصلاً همین عادت هزار ساله ی
خزان قشنگ است
می دانی
از خانه که در آمدی
یا دچار ابر خواهی بود
یا دلتنگی


------------

به هر آسمان زلالی مشکوک است
گنجشکی
که سر به شیشه ی پنجره کوفته بود
Profile Image for Bahman Bahman.
Author 3 books243 followers
April 17, 2021
حتما باید به دنیا می آمدم و برای تو می مردم وگرنه زندگی حتی به شوخی هم قشنگ نبود.
چون ساعتی با نبض تو کار می کنم مچ زیبایت را می گیرم تپش های خواب تو را می بینم و فکر می کنم به سری که ندارم که بر شانه ات بگذارم.
با همین بازی ها شروع شد زندگی با همین صندلی ها که هرگز به تعداد ما نبود و ما با هر سوت داور تنهاتر شدیم.
Profile Image for Sobhan.
41 reviews1 follower
September 10, 2021
بهترین کتاب شعر معاصری که تو زندگی م خوندم
Displaying 1 - 4 of 4 reviews

Can't find what you're looking for?

Get help and learn more about the design.