کرگدن بامزهی ما اصلاً ترس ندارد اما جوجه کوچولو اصرار میکند که نباید چشمش به کرگدن بیفتد. چون هم از این موجود درشتهیکل میترسد و هم حوصلهی دوستی با یک کرگدن گندهی خرابکار را ندارد. ولی مگر زندگی بدون دوستی و بازی و شادی میشود؟
کتاب بسیار بسیار گوگولی*.* تصویگر کتاب، آقای پدرام کازرونی واقعاااا فوق العاده کار کردن. خیلییی فریم های خوب و قشنگی در آوردن. بازی با اندازه شخصیت ها خیلییی خوب بود. خیلی کار سختیه که برای داستانی که اینقدر جملات کوتاه داره اینقدر قشنگ و ماهرانه تصویرسازی بشه چون خب با وجود متن کم بار روایی داستان میوفته روی تصویر و ایشون خیلییی خوب داستان رو پیش برده بودن! پالت رنگی هم دوست داشتم خیلی شاد و قشنگ بود.
+الان پیج نویسنده رو چک کردم گویا نویسنده کتاب خودشونم طراح گرافیکن؟ خیلی برام جالب شد که از نظر استوری بورد و طراحی شخصیت با تصویرساز همکاری کردن(منظورم اینه که طرح دادن) یا اصلا کاری نداشتن به روند تصویرسازی کتاب و کلش دست تصویرساز بوده؟!
دلدار از تو کتابخونهش ۳تا کتاب آورد که براش بخونم. یکیش این کتاب بود. از اون روز تاحالا چندبار دیگه هم کتاب رو اورده که براش بخونم. جوجهی غصه از کرگدن میترسه و مدام تکرار میکنه:"به کرگدن بگو بره". [ما این جملهی تکراری رو با دست زدن تکرار میکنیم معمولا] کرگدن خیلی نازه و هرکاری میکنه که این دوستی شکل بگیره ولی موفق نمیشه. درنهایت کرگدن میره و جوجه دلش تنگ میشه و اینبار میخونه :"به کرگدن بگو بیاد" کتاب بسیار لطیف و جالبه هم برای من ۳۰ ساله هم برای دلدار ۲ ساله. تصاویر کتاب هم واقعا زیباست.
اگر دوستی بهترین چیز دنیا نباشد حتما یکی از بهتریم چیزهاست . جوجه از کرگدن میترسه و میگه به کرگدن بگو بره بره ولی مگه زندگی بدون دوستی میشه ؟ تصویرسازی کتاب فوق العاده قشنگ ♥️