What do you think?


اسرارنامه
“اسرارنامه” یکی از مثنویهای مسلمالسند فریدالدین عطار نیشابوری و احتمالا از جمله نخستین آثار او بوده است
مقدمهنویسی، تصحیح و تعلیقات این کتاب توسط محمدرضا شفیعی کدکنی نویسنده و شاعر معاصر ایران انجام شده است
این اثر مشتمل است بر ۳۳۰۵ بیت در ۲۲ مقاله. سه مقاله نخستین آن به ترتیب دربارهی توحید و نعت رسول اکرم و فضایل خلفای راشدین است
از مقاله چهارم به بعد دربارهی موضوعات گوناگون تصوف است. در مقالات بعد درباره شماری از اصطلاحات صوفیه مانند شوق و نکات صوفیانه مانند سر جان و تن و نکوهش نفس اماره سخن گفته شده است. عطار در این مثنوی فلسفه مشایی و عقل استدلالی را نکوهش میکند و در عین حال در مقاله هشتم نکات فلسفی متعددی را از دیدگاه عرفانی بیان میکند. در این مقاله وی از مراتب موجودات سخن میگوید که به ترتیب عبارتند از:
ارکان ،معادن، نبات، حیوان، انسان، انبیا، محمد
عطار معتقد است جهانی که ما با حواس خود ادراک می کنیم موهوم است. به عبارت دیگر ما فقط ظاهر اشیا را میبینیم و درک میکنیم، نه حقیقت و باطن آنها را و اگر حقیقت اشیا را میدیدیم درمییافتیم که اصل همه آنها یک چیز است. از مقاله نهم به بعد عطار به خصوص درباره معاد و احوال آخرت سخن میگوید و تقریبا تا آخر کتاب سعی میکند یاد مرگ و مردن را در خواننده زنده کند و لذا این کتاب به لحاظ القای مرگآگاهی در میان کتابهای صوفیانه کمنظیر است
چاپ ۱۳۹۹
مقدمهنویسی، تصحیح و تعلیقات این کتاب توسط محمدرضا شفیعی کدکنی نویسنده و شاعر معاصر ایران انجام شده است
این اثر مشتمل است بر ۳۳۰۵ بیت در ۲۲ مقاله. سه مقاله نخستین آن به ترتیب دربارهی توحید و نعت رسول اکرم و فضایل خلفای راشدین است
از مقاله چهارم به بعد دربارهی موضوعات گوناگون تصوف است. در مقالات بعد درباره شماری از اصطلاحات صوفیه مانند شوق و نکات صوفیانه مانند سر جان و تن و نکوهش نفس اماره سخن گفته شده است. عطار در این مثنوی فلسفه مشایی و عقل استدلالی را نکوهش میکند و در عین حال در مقاله هشتم نکات فلسفی متعددی را از دیدگاه عرفانی بیان میکند. در این مقاله وی از مراتب موجودات سخن میگوید که به ترتیب عبارتند از:
ارکان ،معادن، نبات، حیوان، انسان، انبیا، محمد
عطار معتقد است جهانی که ما با حواس خود ادراک می کنیم موهوم است. به عبارت دیگر ما فقط ظاهر اشیا را میبینیم و درک میکنیم، نه حقیقت و باطن آنها را و اگر حقیقت اشیا را میدیدیم درمییافتیم که اصل همه آنها یک چیز است. از مقاله نهم به بعد عطار به خصوص درباره معاد و احوال آخرت سخن میگوید و تقریبا تا آخر کتاب سعی میکند یاد مرگ و مردن را در خواننده زنده کند و لذا این کتاب به لحاظ القای مرگآگاهی در میان کتابهای صوفیانه کمنظیر است
چاپ ۱۳۹۹
- GenresPoetryIranSpirituality
574 pages, Hardcover
Published April 1, 2020
About the author
عطار نیشابوری
21 books87 followersThis Author also writes as Attar of Nishapur, Feridüddin Attar, and فريد الدين العطار.
Farid ud-Din Attar
فَریدالدّین ابوحامِد محمّد عطّار نِیشابوری (۵۴۰ - ۶۱۸ قمری) یکی از عارفان و شاعران ایرانی بلندنام ادبیات فارسی در پایان سدهٔ ششم و آغاز سدهٔ هفتم است.
نام او «محمّد»، لقبش «فرید الدّین» و کنیهاش «ابوحامد» بود و در شعرهایش بیشتر عطّار و گاهی نیز فرید تخلص کردهاست.
ـ
Farid ud-Din Attar
فَریدالدّین ابوحامِد محمّد عطّار نِیشابوری (۵۴۰ - ۶۱۸ قمری) یکی از عارفان و شاعران ایرانی بلندنام ادبیات فارسی در پایان سدهٔ ششم و آغاز سدهٔ هفتم است.
نام او «محمّد»، لقبش «فرید الدّین» و کنیهاش «ابوحامد» بود و در شعرهایش بیشتر عطّار و گاهی نیز فرید تخلص کردهاست.
ـ
Ratings & Reviews
Friends & Following
Create a free account to discover what your friends think of this book!
Community Reviews
Displaying 1 - 11 of 11 reviews
December 26, 2016
در مدح این کتاب همین بس که در جوار عطار شروعش کردم... اصلا هم حدیقه طور نیست و بیت های دل انگیز کم ندارد
March 24, 2019
به نام آنک جان را نور دین داد
خرد را در خدا دانی یقین داد
خداوندی که عالم نامور زوست
زمین و آسمان زیر و زبر زوست
دو عالم خلعت هستی ازو یافت
فلک بالا زمین پستی ازو یافت
فلک اندر رکوع استادهٔ اوست
زمین اندر سجود افتادهٔ اوست
ز کفک و خون برآرد آدمی را
ز کاف و نون فلک را و زمی را
ز دودی گنبد خضرا کند او
ز پیهی نرگس بینا کند او
ز نیش پشه سازد ذوالفقاری
چنان کز عنکبوتی پرده داری
ز خاکی معنی آدم بر آرد
ز بادی عیسی مریم برآرد
ز خون مشک و ز نی شکر نماید
ز باران در ز کان گوهر نماید
یکی اول که پیشانی ندارد
یکی آخر که پایانی ندارد
یکی ظاهر که باطن از ظهورست
یکی باطن که ظاهر تر ز نورست
نه هرگز کبریایش را بدایت
نه ملکش را سرانجام و نهایت
خداوندی که اوداند که چونست
که او از هرچ من دانم برونست
چو دید و دانش ما آفریدست
که دانستست او را و که دیدست
ز کنه ذات او کس را نشان نیست
که هر چیزی که گوئی اینست آن نیست
اگرچه جان ما می پی برد راه
ولیکن کنه او کی میبرد راه
چو بی آگاهم از جانم که چونست
خدا را کنه چون دانم که چونست
چنان جان را بداشت اندر نهفت او
که هرگز سر جان با کس نگفت او
تنت زنده بجان و جان نهانی
تو از جان زنده و جان را ندانی
زهی صنع نهان و آشکارا
که کس را جز خموشی نیست یارا
هزاران موی را بشکافتم من
طریق این خموشی یافتم من
چو نتوانی بذات او رسیدن
قناعت کن جمال صنع دیدن
اگر تو راست طبعی در صنایع
برآی از چار دیوار طبایع
خدایت را نیفتادست کاری
چه سازی از طبایع کردگاری
اگر آبست اصل آبی بروبند
فرا آبش ده و لختی بروخند
وگر خاکست در پیش درش کن
بزیر پای خاکی بر سرش کن
وگر باد است بیدادیش پندار
ببادش برده و بادیش پندار
وگر اصل آتش است آبی بروزن
چو آبش بر زدی آتش درو زن
طبیعت راست داری بی ریاباش
طبیعی نیستی مرد خدا باش
چو در هر دو جهان یک کردگار است
ترا با کار چار ارکان چه کار است؟
یکی خوان و یکی خواه و یکی جوی
یکی بین و یکی دان ویکی گوی
یکیست این جمله چه آخر چه اول
ولی بیننده را چشم است احول
نگه کن ذره ذره گشته پویان
بحمدش خطبه تسبیح گویان
زهی انعام و لطف کار سازی
که یک یک ذره را با اوست رازی
زهی اسم و زهی معنی همه تو
همی گویم که ای تو ای همه تو
نبینم در جهان مقدار مویی
که آن را نیست با روی تو روئی
اگر با تو نبودی روی ما را
فرو بردی سر یک موی ما را
اگر لطفت نپیوستی بیاری
نبودی ذرهای را پایداری
همه باقی بتست و تو نهانی
درون جان و بیرون جهانی
همه جانها ز تو حیران بمانده
تو با ما در میان جان بمانده
ز راهت حد و پایان کس ندیدست
که تو در جانی و جان کس ندیدست
جهان از تو پرو تو در جهان نه
همه در تو گم و تو در میان نه
نهان و آشکارایی همیشه
نه در جا و نه بر جایی همیشه
خموشی تو از گویایی تست
نهانی تو از پیدایی تست
تویی معنی و بیرون تو اسم است
تویی گنج و همه عالم طلسم است
زهی فر و حضور نور آن ذات
که بر هر ذرهٔ میتابد ز ذرات
ترا بر ذره ذره راه بینم
دو عالم ثم وجه الله بینم
دوی را نیست ره درحضرت تو
همه عالم توی و قدرت تو
ز تو بی خود یکی تا صد بمانده
دو عالم از تو، تو ازخود بمانده
وجود جمله ظل حضرت تست
همه آثار صنع و قدرت تست
جهان عقل و جان حیران بمانده
تو در پرده چنین پنهان بمانده
خرد را در خدا دانی یقین داد
خداوندی که عالم نامور زوست
زمین و آسمان زیر و زبر زوست
دو عالم خلعت هستی ازو یافت
فلک بالا زمین پستی ازو یافت
فلک اندر رکوع استادهٔ اوست
زمین اندر سجود افتادهٔ اوست
ز کفک و خون برآرد آدمی را
ز کاف و نون فلک را و زمی را
ز دودی گنبد خضرا کند او
ز پیهی نرگس بینا کند او
ز نیش پشه سازد ذوالفقاری
چنان کز عنکبوتی پرده داری
ز خاکی معنی آدم بر آرد
ز بادی عیسی مریم برآرد
ز خون مشک و ز نی شکر نماید
ز باران در ز کان گوهر نماید
یکی اول که پیشانی ندارد
یکی آخر که پایانی ندارد
یکی ظاهر که باطن از ظهورست
یکی باطن که ظاهر تر ز نورست
نه هرگز کبریایش را بدایت
نه ملکش را سرانجام و نهایت
خداوندی که اوداند که چونست
که او از هرچ من دانم برونست
چو دید و دانش ما آفریدست
که دانستست او را و که دیدست
ز کنه ذات او کس را نشان نیست
که هر چیزی که گوئی اینست آن نیست
اگرچه جان ما می پی برد راه
ولیکن کنه او کی میبرد راه
چو بی آگاهم از جانم که چونست
خدا را کنه چون دانم که چونست
چنان جان را بداشت اندر نهفت او
که هرگز سر جان با کس نگفت او
تنت زنده بجان و جان نهانی
تو از جان زنده و جان را ندانی
زهی صنع نهان و آشکارا
که کس را جز خموشی نیست یارا
هزاران موی را بشکافتم من
طریق این خموشی یافتم من
چو نتوانی بذات او رسیدن
قناعت کن جمال صنع دیدن
اگر تو راست طبعی در صنایع
برآی از چار دیوار طبایع
خدایت را نیفتادست کاری
چه سازی از طبایع کردگاری
اگر آبست اصل آبی بروبند
فرا آبش ده و لختی بروخند
وگر خاکست در پیش درش کن
بزیر پای خاکی بر سرش کن
وگر باد است بیدادیش پندار
ببادش برده و بادیش پندار
وگر اصل آتش است آبی بروزن
چو آبش بر زدی آتش درو زن
طبیعت راست داری بی ریاباش
طبیعی نیستی مرد خدا باش
چو در هر دو جهان یک کردگار است
ترا با کار چار ارکان چه کار است؟
یکی خوان و یکی خواه و یکی جوی
یکی بین و یکی دان ویکی گوی
یکیست این جمله چه آخر چه اول
ولی بیننده را چشم است احول
نگه کن ذره ذره گشته پویان
بحمدش خطبه تسبیح گویان
زهی انعام و لطف کار سازی
که یک یک ذره را با اوست رازی
زهی اسم و زهی معنی همه تو
همی گویم که ای تو ای همه تو
نبینم در جهان مقدار مویی
که آن را نیست با روی تو روئی
اگر با تو نبودی روی ما را
فرو بردی سر یک موی ما را
اگر لطفت نپیوستی بیاری
نبودی ذرهای را پایداری
همه باقی بتست و تو نهانی
درون جان و بیرون جهانی
همه جانها ز تو حیران بمانده
تو با ما در میان جان بمانده
ز راهت حد و پایان کس ندیدست
که تو در جانی و جان کس ندیدست
جهان از تو پرو تو در جهان نه
همه در تو گم و تو در میان نه
نهان و آشکارایی همیشه
نه در جا و نه بر جایی همیشه
خموشی تو از گویایی تست
نهانی تو از پیدایی تست
تویی معنی و بیرون تو اسم است
تویی گنج و همه عالم طلسم است
زهی فر و حضور نور آن ذات
که بر هر ذرهٔ میتابد ز ذرات
ترا بر ذره ذره راه بینم
دو عالم ثم وجه الله بینم
دوی را نیست ره درحضرت تو
همه عالم توی و قدرت تو
ز تو بی خود یکی تا صد بمانده
دو عالم از تو، تو ازخود بمانده
وجود جمله ظل حضرت تست
همه آثار صنع و قدرت تست
جهان عقل و جان حیران بمانده
تو در پرده چنین پنهان بمانده
March 13, 2017
Inci taneleri...Kitapta cok etkileyici beyitler var. Lakin daha ilginci, sade ve basit gorunen beyitlerin bile insana tesir edisi...
Mevlana'nin Mesnevisini yazarken, bu kitaptan etkilenmesine sasmamak gerek...
"Her zerrenin O'nunla bir sirri var"
"Ne canin haberi var neyin canidir, Ne bedenin haberi var kimin bedenidir. Ne kulak kendi isittiginden haberdar, Ne goz kendi gordugunden haberdar."
"Ask kemale ermedigi surece iki alemde bir zerre bile kipirdamaz"
"Ask sana senin gucun kadar gorunur. Askin ilaci gozyasi ile sabirdir"
Mevlana'nin Mesnevisini yazarken, bu kitaptan etkilenmesine sasmamak gerek...
"Her zerrenin O'nunla bir sirri var"
"Ne canin haberi var neyin canidir, Ne bedenin haberi var kimin bedenidir. Ne kulak kendi isittiginden haberdar, Ne goz kendi gordugunden haberdar."
"Ask kemale ermedigi surece iki alemde bir zerre bile kipirdamaz"
"Ask sana senin gucun kadar gorunur. Askin ilaci gozyasi ile sabirdir"
May 2, 2023
Benzetmelerinin arkasindaki hikmeti cozemesekte cok guzeldi. Yeri geldi dokundu, yeri geldi tebessum ettirdi. Insanin toprak oldugunu ayri dusunulemeyecegini bence en guzel bu sekilde ifade edebilirdi.
September 1, 2020
كتاب رائع أشبه مايكون كبحر من الأسرار صاغها مؤلفها بطريقة تسلب الألباب وتلاه مترجمها بنقلها إلى لغتنا العربية الأم ببراعة فائقة جعلتنا نظن أن العطار نفسه قد ألفها باللغة العربية ... شكرا على هذه الترجمة
July 5, 2017
ey Engin varlık senin dinginliğinden korkuyorum
Senin bir dalgan gelse bir çok gemi batar senin yüzünden.
Sanki denize söylenmemiş gibi, bir kıyamet psikolojisi var gibi dizelerde.
Senin bir dalgan gelse bir çok gemi batar senin yüzünden.
Sanki denize söylenmemiş gibi, bir kıyamet psikolojisi var gibi dizelerde.
Read
July 5, 2017...که ما را نیستی از هستی ماست
September 1, 2020
الأول في نقل الأدب الصوفي العالمي إلى العربية
September 1, 2020
كتاب رائع، أنصح بقراءته والمترجم خارق وله باع طويل في نقل الآداب العالمية . بالتوفيق
July 29, 2026
Attár je jako ten song, na kterej vás baví jamovat, spousta pravd, jak kráčet životem a jak kráčet v pravdě, hned od začátku, ve chválení Boha se to trefuje a ukazuje, s čím máte tu čest, každej dvojverš je nabitej, buď jasně a krátce a nebo skrze delší podobenství, co může být i pár stránek, případně s poznámkami, co dovysvětlují symboliku, někdy i kontext v rámci islámu / súfismu. V původní perštině, v rýmech, to musí být určitě ještě o level lepší a umocněnější (navíc psáno pro Rúmího). Ze súfijských mystiků mi je po třetí knize al-Attár asi nejblíž a že se blížil pravdě pro mě dosvědčuje i fakt, že proti němu šla za jeho poezii ortodoxie, ačkoliv to se někdy děje jen protože, jak bych to tak řekl slovy Matta McCuskera, "I'm fly as hell dude and you hate it." Původně jsem si chtěl sehnat pouze 'Ptačí sněm', ale zaujalo mě nové vydání a tehdy jsem dostal slušnej poukaz za knihy, co jsem poslal do knihkupectví, tak jsem si to i navzdory ceně pořídil... a absolutně mě to pohltilo a určitě nelituju, kolikrát si pořídím knihy z druhé ruky, nebo poškozené a pak si přeju, abych si připlatil a obráceně, seženu si knihy, co jsou o ničem, ale v perfektním stavu ('Ptačí sněm' jsem nakonec dostal s defektem, ale podařilo se mi to po dočtení "spravit"). A od té doby tak nějak objevuju Attára postupně dál, jak to pan Pletánek vydává, taky chápu a respektuju tu práci a ten záměr za tím, jde jen o nadšence, co během volna srovnává překlady, úvod je takovej "no bs" prostě "nedělám to a tvrdím, že jsem v tom dokonalý, řada filozofických textů má desítky, stovky překladů, ale nikdo se Attárovi u nás nevěnoval, zatímco ve Francii je přeložen už dvě stě let, ale pokud vás s ním seznámím a přinutím lidi se o něj zajímat, splnil jsem úkol". Někdo, kdo chce rozšířit povědomí o něčem, co ho hluboce oslovilo - představit tuzemsku jednoho z nejzajímavějších autorů přelomu 12. a 13. stol. Netřeba ani dodávat, jak mě hned od počátku pohltil, ale to člověk nepochopí, dokud si to nepřečte, člověk se postupně propadá, zakládá desítky částí. Definitivně doufám v překlad a publikaci speciálně 'Knihy bolesti', která, co jsem pochopil, prý byla emocionálně příliš silný kafe/café/káva, takže se musela odsunout na neurčito. Stejně tak doufám v jakékoliv další Attárovy texty. Nemůžu říct, že se to po určité době trochu neoposlouchá, neočte, ale to je asi tím, že člověk dnes spěchá, resp. krysa v mé pozici určitě, tempo je konstantně urgentní, neexistuje přístav klidu, kratší pozornost, jede se rychleji, stres (Luscher Full Color Test: High stress levels, 9/12, třeba mě brzo jebne, nedokážu už poslední měsíce ani chápat, jak se po člověku může chtít tolik), takže tohle je taková ta kniha, co by se měla vychutnávat po doušcích, tedy moje chyba. Jenže u mě je rychlé čtení současně známkou toho, že se mi text líbí.
May 10, 2021
Tamamını tek seferde okuyup bitirmek imkansız. Mevlana çocukken okumuş. Bazı bölümleri öne çıkıyor, bazı bölümleri atlayarak okudum. Çevirinin sorunsuz olduğunu söyleyebilirim.
Kendini aşmış rubaileri var, diğer Nişaburlu düşünürler gibi.
Kendini aşmış rubaileri var, diğer Nişaburlu düşünürler gibi.
Displaying 1 - 11 of 11 reviews








