ارثیه ابدی روایت خانواده ی پاکزاد است که با وعده ای پوچ ، نوه ی ذکورش را گیج و معلق نگه داشته است ، در این میان با بازگشت فرزند خلف همه چیز طور دیگری رقم می خورد و جرقه ی عشقی پدید می آید که خاندان را مستاصل می کند.
سروناز روحی با اسم مستعار خورشید.ر متولد 18 اردیبهشت 1371 در تهران، تک فرزند خانواده و نیز متاهل میباشد. تحصیلات سروناز در مقطع کارشناسی ارشد شیمی بوده و در حال حاضر کارمند و نویسنده است. او نویسندگی را از سال 1389 در سایت نودهشتیا با رمان همه هستی من آغاز کرد. سروناز تا اکنون بیش از 20 اثر مختلف بهصورت چاپی، الکترونیک و رایگان منتشر کرده است.
۳.۵⭐ ارثیه ابدی همون کتابی بود که باید میخوندم تا به قلم سرو روحی علاقهمند بشم.بعد از دو داستان پادساعتگرد و نبض خاموش که برام جذابیت نداشتن و هر دوتارو از نیمه رها کردم،ارثیه انتخاب درستی بود.شخصیت پردازی خیلی خوبی داشت.داستانی رئال با پرداخت درست و پایان منطقی. البته من همچنان با حجم کتاب مشکل داشتم:)داستان پیچیدگی عجیب غریبی نداشت که لزومی به این حجم داشته باشه اما با توجه به کتابهاشون متوجه شدم کلا سبک نوشتنشون داستانهای طولانی هست و خب این موضوع یکمم سلیقهایه اما برای من خوندن کتاب حجیم با خط داستانی تقریبا یکنواخت،خسته کنندهست.
رمانی با موضوع رئال و اجتماعی که روایتگر قصهی زندگی ادمهایی است که هرکدام درگیر پیچ و خمهای روزگار با حوادثی مواجه میشوند که سرنوشت هر کدام را به کجا میبرد. کتاب دو جلدی میباشد.
ارثیه ابدی داستان خانواده ای است که رویای کوزه عسل خود را با عصای ندانم کاری می زنند، می شکنند و نابود می کنند. الیاس، پسری که از کودکی لوطی بودن را یاد گرفته و مردانگی کردن در ذاتش پیچیده به دلیل عشق ناسرانجام و بی منطقی درگیر ماجرای تکان دهنده ای با اعضای خانواده اش می شود.این رمان، داستان زندگی اویی است که همه به چشم قضاوت نگاهش کردند، صدایش که شنیده نشد و مردانگی هایش که با بی اعتنایی خرد شدند. به نظرم واضح و شفاف درمورد دیدگاه مردم نسبت به فردی که ادامه تحصیل نمیده، زخم زبون هایی که شنیده میشه صحبت شد اما آخر داستان به سمتی پیش رفت که در هر شرایطی داشتن تحصیلات موجه لازم است رو تایید می کرد، البته من چنین حسی داشتم چون باتوجه به اتفاقاتی که برای الیاس پیش آمد. دو مسئله اجتماعی خیانت و روابط بدون ازدواج عنوان شد اما به تبعاتش پرداخته نشد که البته چون موضوع اصلی داستان نبود، نمیشه بهش خرده گرفت. اما در مورد سیر کلی داستان باید بگم که وقایع به زیبایی هرچه تمام تر عنوان شدند. کمی پایان داستان باشگاه اغراق آمیز بود ولی من مشکلی باهاش نداشتم. شخصیت امیرعلی واقعا رنگ عوض می کرد و من کمی با موجی رفتار کردنش مورد داشتم انگار منطق موقعیتی داشت. جانا آدمی بود که نقش خاکستری و عجیب داستان به حساب می آمد و واقعا کاش در یک داستان دیگه یا جلد دیگه درموردش بیشتر صحبت بشه. کمی روابط خانه پدری عجیب بودند و بعضی عکس العمل ها درکشون سخت بود مثل رفتار خسرو، پدر الیاس که واضح بین الیاس و هاتف فرق میذاشت اما شیرینی داستان به جا بود. از خواندن این کتاب بی نهایت لذت بردم و به نظرم واقعا مناسب تعطیلات است.