پندار پناهی، پزشکی 35 ساله که طی یک اتفاق ناگوار مجبور به ترک کشورش و جا گذاشتن هر چه و هر که داشته می شه، حالا بعد از گذشت چندین سال برمی گرده و مجبور به رویارویی با تموم چیزهایی می شه که روزی ازشون فرار کرده... چیزهایی که آمادگی رو به رویی باهاشون رو نداره
این کتاب رو تازه تموم کردم. آروم و دلنشین بود به همراه شخصیت هایی که توی ذهن آدم موندگار میشد. بلافاصله بعد تموم شدنش فصل بی مرگی رو شروع کردم که البته مقداری هم پشیمون شدم شاید بهتر بود موضوع دو کتاب یکجا گونجونده میشد چون بنظرم نویسنده برای نوشتن بی مرگی هیچ ایده ی خاصی نداشته
کتاب خیلی خوبی هست بخصوص در رابطه با مشکلات پیرامون اختلاف عقاید که چقدر میتونه افراد رو از هم دور کنه . عاشقانه آرومی داشت و من به شخصه روند داستان رو دوست داشتم .
موضوع و مخصوصا شخصیتهای این کتاب رو خیلی دوست دارم،به دور از هرگونه لوس بازی و کلیشه هایی بود که معمولا در رمانها میبینم و این نقطه قوت خانم قدیری هست. نقطه منفی به نظر من طولانی شدن کتاب بود.به راحتی میتونست تو ۱جلد جمعوجور بشه،بدون لطمه به داستان اما متاسفانه با طولانی شدن دچار اطناب شد.هرچند اعتراف میکنم با وجود اطنابش برام خسته کننده نبود؛چون دیالوگ محور بود میتونستم تحمل کنم و مثل خیلی از کتابها طوری نشد که یکی در میون پاراگرافها رو رد کنم.