Jump to ratings and reviews
Rate this book

Women of Trachis

Rate this book
This new translation of Sophokles’ Women of Trachis is a living script in conversation with the past. Rachel Kitzinger, a Classicist, and Eamon Grennan, a poet, have captured the tones of ancient Greek in strong, swift English, making this translation suitable for a modern audience, whether as readers, listeners, or viewers. The unique addition of an audio recording of the text performed by Vassar College students contributes to the play's accessibility and vividness. Offering a picture both of domestic life and of the values and expectations that characterize Athenian men, Women of Trachis is a rich resource for those interested in gender roles in Greek antiquity.

149 pages, Kindle Edition

Published January 29, 2021

14 people are currently reading
8 people want to read

About the author

Rachel Kitzinger

7 books2 followers

Ratings & Reviews

What do you think?
Rate this book

Friends & Following

Create a free account to discover what your friends think of this book!

Community Reviews

5 stars
2 (15%)
4 stars
5 (38%)
3 stars
5 (38%)
2 stars
1 (7%)
1 star
0 (0%)
Displaying 1 - 4 of 4 reviews
Profile Image for Ali Ahmadi.
157 reviews82 followers
July 22, 2025
زنان تراخیس
یا
گر پرده نیفتد نه تو مانی و نه من

قهرمان می‌آید، به موقع و با دست پر. یا دست کم در مدرسه و کتاب‌های هومر که اینطور بود. اگر می‌مرد هم با سرِ بالا می‌مرد. اینجا اما نشد. دیر رسید و آن هم به چه والذاریات و جان کندنی.
اگر بعد از نمایش زنان تراخیس پای حرف تماشاچیانش می‌نشستیم، شاید چنین حرف‌هایی می‌شنیدیم.

از یونان باستان سه نمایشنامه به ما رسیده که بر اساس اسطوره‌ی هراکلس‌ نوشته‌ شده‌‌اند و هر کدام بخشی متفاوت از زندگی او یا خانواده‌اش را به‌روی صحنه می‌آورند: هراکلس وفرزندان هراکلس از اوریپیدس و زنان تراخیس از سوفوکلس. در اولی هراکلس زنده است و قبراق و البته کمی دیوانه، در دومی به ملکوت زئوس پیوسته اما مرده‌اش هم هنوز مساله‌‌ساز است. در زنان تراخیس اما قرار است ببینیم که بلاخره این قهرمان چطور می‌میرد. (همانقدر اسپویل است که به کسی که شاهنامه نخوانده بگوییم سهراب می‌میرد.)

این‌سوی پرده
مثل همیشه هراکلس نیست، و نبودنش خانواده‌اش را به رنج انداخته. مطابق ساختار کلاسیک تراژدی، گذشته در قالب دیالوگ‌های مستقیم و غیرمستقیم یکی از شخصیت‌ها و همسرایان روایت می‌شود: دیانیرا (همسر هراکلس) در برابر زنان تراخیس. در تراژدی زنان باهوش، سخنور و دارای عاملیت مثل کلوتمنسترا و مده‌آ کم نیستند، اما دیانیرا فرق می‌کند. نه فقط به‌‌خاطر فریبکار یا جادوگر نبودنش، بلکه چون قصه‌اش بسیار شبیه به زنان دنیای واقعی‌ست. او داستانش را از زمانی شروع می‌کند که در خانه‌ی پدرش زندگی می‌کرده، به جنگ خواستگاران می‌رسد که در آن جز تماشاگری کاری ازش برنمی‌آمده و بلاخره دری که بعد از آمدن به خانه‌ی مرد پیروز، کماکان به همان پاشنه می‌چرخد. دیانیرا در دنیایی جداافتاده زندانی‌ست و چیزی برای تماشا ندارد جز دری که باز شدنش نوید بازگشت مرد را می‌دهد. شاید در هیچ نمایشنامه‌ای از آن دوران جدا بودن دنیای زن و مرد به این شکل برجسته نشده باشد. (هراکلس و دیانیرا در طول نمایشنامه همدیگر را نمی‌بینند.) البته که می‌توان تصور کرد که سوفوکلس با این بازنمایی نظم رایج زمانه‌اش را تایید کرده، اما نگاهی دیگر به ما‌ می‌گوید که تراژدی دقیقن به خاطر همین مرزبندی‌ سفت و سخت رخ می‌دهد، مرزی که نه فقط بین خانه و بیرون، بلکه بین ذهن زن و مرد هم کشیده شده.

آن‌سوی پرده
آیا استفاده‌ی بی‌رویه از تستوسترون زوال زودرس عقل را به دنبال دارد؟ از نگاه پزشکی اطلاعی ندارم. اما می‌شود گفت که یونانی‌ها به چیزی مثل این باور داشته‌اند و این را می‌شود از اعتقادشان به این فهمید که نتیجه‌ی ثروت و قدرت (و زور) زیاد تکبر است و آن هم به تصمیمات غلطی می‌انجامد که قهرمان را تباه می‌کند. هراکلس هم از این قانون نانوشته گریزی ندارد. نه می‌داند بر دیانیرا چه گذشته و نه می‌خواهد بداند. سرنوشت خانواده برایش ذره‌ای مهم نیست، بلکه چیزی که آزارش می‌دهد این است که حس می‌کند از زنی شکست خورده. تنها زمانی آرام می‌شود که با اعتمادبه‌نفسی عجیب، پیشگویی مبهمی را طوری تفسیر کند که نتیجه‌اش بشود هراکلس را یک مرد شکست داد. اما آیا این آرامش رستگارش می‌کند؟ سوفوکلس چندان مطمئن نیست.

آن‌ها که هر دو سوی پرده را دیدند
زنان تراخیس کسانی‌اند که از یک طرف گفت‌وگویی طولانی با دیانیرا دارند و از طرف دیگر، گرچه با هراکلس حرف نمی‌زنند، اما می‌توان فرض کرد که بنا به رسم تراژدی تا آخر نمایش پای حرفش می‌نشینند. آیا آنها می‌توانند برطرف‌کننده‌ی سؤتفاهم باشند؟ نه. چون خاصیت همسرایان تراژدی این است که در روند اتفاقات دخالتی نکنند. اما نقش آن‌ها همچنان مهم و جذاب است، چون همیشه در حال تصویر کردن دنیایی‌اند که تفاوت چشم‌گیری با اتفاقات روی صحنه دارد. در زمان دوری هراکلس، از وصال او و دیانیرا می‌خوانند و وقتی در حال گفتن از لزوم پذیرش تقدیرند، دیانیرا نهایت بهره را از قدرت اختیار می‌برد.
هیلوس، پسر بزرگ هراکلس و دیانیرا، هم چنین وضعیتی دارد. گرچه در نهایت به خواسته‌های غیرعادی پدرش تن می‌دهد، اما او که سال‌ها با مادرش زندگی کرده و از رنج او باخبر است رفتاری بسیار منطقی‌تر دارد. او می‌تواند پرده را کنار بزند، البته اگر هراکلس امانش بدهد.

خوانده‌شده از ترجمه بسیار خوب انگلیسی که در نوشتن این یادداشت هم از آن کمک گرفتم و اینجا قابل خواندن و شنیدن است. تا جایی که اطلاع دارم تنها ترجمه‌ی فارسی اثر توسط محمد سعیدی و انتشارات علمی فرهنگی انجام شده، البته در کتابی که تنها نام «الکترا» روی جلدش است اما سه نمایشنامه‌‌ی دیگر سوفوکلس را هم در خود جای داده.
------------
یادداشت هراکلس
یادداشت فرزندان هراکلس
Profile Image for rachel selene.
393 reviews5 followers
August 22, 2024
i enjoyed this translation! plays are not my favorite to read so the three stars is largely an “it’s not you it’s me” type of scenario, but out of the big three tragedians i’ve had the least experience with sophocles and it was nice to balance that out.
Profile Image for Aditya.
473 reviews2 followers
March 31, 2022
So many sufferings never heard of before. And in all this there’s nothing that is not Zeus.
Profile Image for anna.
55 reviews2 followers
January 6, 2026
oh deianerira, they could never make me hate you- and i’m about to write an essay defending you until the bitter end ❤️
Displaying 1 - 4 of 4 reviews

Can't find what you're looking for?

Get help and learn more about the design.