داستان در حین موضوع هیجانی که داشت خیلی اروم جلو میرفت و مسیر خودشو طی میکرد به نظر من اطناب داشت اما با این وجود برای من لذت بخش بود. شخصیت پردازی داستان یکی از نقاط قوتی بود که منو خیلی جذب میکرد.
📖 رمان:تو را در گوش خدا آرزو کردم* ✍️ نویسنده:لیلا نوروزی 📚 تعداد صفحات:۴۱۳۲ (فونت درشت) 📅 سال انتشار: ۱۴۰۳
✨ خلاصه داستان غزال، دختر همایون رادمنش – تاجری سرشناس – به دلیل مشکلات مالی و درگیریهای پدرش با پدر نامزدش، مجبور میشود مدتی با خسرو ملکنیا، مردی جذاب و مرموز، #همخانه شود.
🌸 قصهی چهار زن زنانی که هر کدام به نوعی مادر بودند و نبودند و نقش عمیقی در سرنوشت گذاشتند و پدرانی که فرزندانشان را فدای خواستههای خود کردند.
فرح – خواهر همایون؛ دسیسهچین و فتنهگر، اما مادری که به حق خسرو مادری کرد، در حالی که خودخواهانه مادرش شده بود تا خسرو مادر شناسنامهای خود را کنار بگذارد.
قمر – زنی پر از کینه، رنجکشیده و قربانی سرنوشت؛ مادری که در نوجوانی بچهدار شد و سختیهایش باعث شد همیشه بدبین باشد. به شدت عاشق لهجهی قمر بودم.
مهتاب – نمونهی مادری بیعاطفه از دید جامعه که مهر مادریاش مانع جاهطلبیاش نشد. او برای تدریس در بهترین دانشگاه، فرزندش را رها کرد. این شخصیت پرسش مهمی را پیش میکشد: ماندن برای خوشبختی کافی است یا رفتن و رسیدن به قلههای موفقیت؟
ماهی – زنی که ازدواج نکرد و مادر نشد، اما با متانت و تربیت درست، تأثیری عمیق بر غزال گذاشت و مادری کرد. به شدت ماهی در تمام رمان، تکیهکلامهایش جاری بود؛ بسیار زیبا و تاثیرگذار.
🎯 شخصیتها و تحولها
غزال – در آغاز، دختری آرام، مهربان، بیحاشیه و نخبه. حس حالش با عوارض عمل چشم آغاز میشود و در همان زمان، سیل نامردیها به سمتش هجوم میآورد. نویسنده با توانمندی نشان میدهد که چگونه قلب و چشمش همزمان از نامردی اطرافیان میسوزد. مدام خودش را در آینه با هر لحظه از زندگیاش مقایسه میکند. غزال یاد میگیرد، همرنگ میشود، از هوشش استفاده میکند، رشد میکند و به زنی قوی بدل میشود که میخواهد حق خود را بگیرد. میخواهد شبیه مهتاب شود اما راه او را نرود.
امید – پسری بیدستوپا و عاشق؛ دانشجوی نخبهای که در عشق هم خدا را میخواست و هم خرما را. ترسو و بزدل.
خسرو – مردی مسئولیتشناس، تکیهگاه خانواده، خوشزبان و با تجربه. خودشیفتگی او بسیار جذاب بود. صحنههای بلیطفروشی و قصهگوییاش از بخشهای بهیادماندنی رمان بودند. عاشقانههای خسرو مردانه و باورپذیر بودند.
لحن – نکتهی حائز اهمیت رمان این بود که لحن تمام کاراکترها مخصوص خودشان بود و تا پایان، لحنها درست و ثابت اجرا میشد.
📌 نکات در داستان
* عاشقانه در این رمان عجولانه و غیرواقعی نبود؛ تکههای ریزی بین دو طرف رد و بدل میشد که فقط خودشان معنایش را میدانستند و این بسیار جذاب بود. * تا صفحهی ۱۴۴۲، نویسنده هوشمندانه تفاوت سنی غزال و خسرو را فاش نمیکند و مدام این سؤال در ذهن میچرخد که خسرو چند ساله است. * تعلیق رمان بسیار خوب بود و مدام در پی کشف معماها بودیم. کشش داستان را تا نیمههای آخر رمان دوست داشتم. * خبری از کلیشهی «عشق فقیر و ثروتمند» نیست؛ غزال و خسرو از یک خانواده و فرهنگاند و عشقشان بر پایهی همجنسی فکری شکل گرفته. * تکرارهایی مثل اشاره به غذا نخوردن، دست در جیب کردن یا کندن پوست لب، کمی از ریتم داستان میکاست و این کلیشهها کمی حرصدرآر شده بودند.
💡 نکته تکمیلی: در حالی که موضوع داستان بار هیجانی خوبی داشت، روند روایت آرام و گامبهگام پیش میرفت. در بخشهایی کمی اطناب وجود داشت، یکی از نقاط قوت بزرگ رمان، شخصیتپردازی دقیق و باورپذیر بود که از همان ابتدا خواننده را به دل قصه میکشید.
💌 پیام خانم بزرگ به نویسنده
خانم لیلا نوروزی عزیز، شما با نگاهی تیزبین و قلمی روان، رمانی خلق کردید که هم عاشقانه است و هم سرشار از لایههای معمایی و اجتماعی. در این اثر، بیرحمیهای پنهان در دل خانوادهها، بازی قدرت و پول، و در عین حال، رشد و پایداری شخصیتی چون غزال به زیبایی به تصویر کشیده شده است. با سپاس فراوان #خانم_بزرگ
📚 برای تهیهی این رمان میتوانید به لینک زیر مراجعه کنید: نشر علی – مرجع کتابهای رمان با مدیریت محمود حسننوری 🔗 [www.alipub.ir](http://www.alipub.ir) 📩 آیدی ادمین فروش مجازی: @arinabookshop
به عنوان طرفدار قلم نویسنده و در مقایسه با دیگر کتابهاشون باید بگم این کتاب رو کمتر از بقیه دوست داشتم. از نکات منفی کتاب میتونم با معماسازی اشاره کنم که حتی «حلشدهی» پیچیدهای داشت طوری که خیلی جاها متوجه نمیشدم! بعد عاشقانه کتاب که بنظرم کمی عجولانه بود. از نکات مثبت کتاب شخصیت پردازی بود که با وجود تعداد شخصیت بالا خیلی خوب نگارش شده و به مخاطب شناسانده شده بود. در کتاب ما شاهد «مادر» بودن چهار شخصیت زن بودیم که هرکدامشان هم «مادر» بودند و هم نبودند. بعد اجتماعی کتاب رو دوست داشتم که از کودکهمسری، دزدی، اختلاس و نیز مسائل خانوادگی صحبت شده بود. به شخصه دوست داشتم درباره زندگی شخصیت «قمر» بیشتر بخونم. 🍁
این اولین کار بود که از این نویسنده محترم خوندم و بسیار دوست داستم. قلم ایشون واقعا زیباست. داستان بسیارنیز هوشمندانه نوشته شده بود. هیچ بخش ان دچار افت نیمشد.
"من این حس غریب را بدون هیچ تجربه ای میشناختم. شاید روح من و او در عدم یکی بوده و در لحظه ی خلقت به دو تکه قسمت شده است. انگار من این حال را هزاران بار پیش از تولد زندگی کرده ام!"
خانم نوروزی این کتاب رو برخلاف کتاب عطر خیال که شخصیت اولش یه دختر ضعیفی بود قوی تر انتخاب کردن . من یلدا و داستانش با خسرو رو خیلی پسندیدم . موفق باشن