Jump to ratings and reviews
Rate this book

بیرون

Rate this book
دیدم توی اتاق خودمم: نشسته‌ام پشت در، صندلی‌ام روی زمین، چراغ مطالعه‌ام روی زمین، کتاب‌هایم روی زمین، مدال‌هایم روی زمین، عکس‌های بالای تختم روی زمین، عکس کچلی مامان توی دستم. هیچ صدایی توی خانه نبود، توی نشیمنِ بالا نبود، توی اتاق اِبی نبود، توی اتاق خودم نبود. توی خودم ولی پر از صدا بود: من کم آوردم، من کم آوردم، من کم آوردم...
بیرون قصه‌ی خشم و سرخوردگی‌هایی است که هر روز در نهاد آتیلا ریشه‌دارتر می‌شوند. آتیلا در کودکی مادرش را از دست داده و مدت‌هاست با پدری زندگی می‌کند که پس از مرگ مادر علاقه‌ای به بیرون رفتن از خانه ندارد و ترجیح می‌دهد در اتاق خودش کار کند. تنش میان او و پدرش آنقدر بالا می‌گیرد که آتیلا برای فرارکردن از خانه برنامه‌ریزی می‌کند. سوار قطار می‌شود و خودش را به رودخانه‌ی ارس می‌رساند. مسیر زندگی آتیلا از آن به بعد پیچیده‌تر می‌شود.

248 pages, Paperback

Published January 1, 2021

9 people want to read

About the author

Amir Abbasian

13 books4 followers
I do randomly work as actor in theater & write for youth & children.

Ratings & Reviews

What do you think?
Rate this book

Friends & Following

Create a free account to discover what your friends think of this book!

Community Reviews

5 stars
4 (23%)
4 stars
5 (29%)
3 stars
3 (17%)
2 stars
4 (23%)
1 star
1 (5%)
Displaying 1 - 6 of 6 reviews
Profile Image for Feri Ketabkhor.
125 reviews124 followers
December 13, 2021
خب، می‌تونم درک کنم چرا کسی ممکنه خوشش نیاد از این یکی. من خودم هم شاید اگر دو-سه سال دیگه می‌خوندمش، یا اصن همون موقعی که هم‌سن آتیلا بودم حال نمی‌کردم باهاش. پس یه بخش مهمی‌ش همین زمان‌بندیه‌س گمونم.
ولی همچنان نمی‌تونم بفهمم چرا متن اصلی رو هم محاوره ننوشتن. شاید از نظر اصولی درست نباشه زیاد، ولی به‌نظرم از اینکه بذارن کتابی باشه و بعد اجزای جمله‌ها رو به‌هم بریزن بهتره.
ولی وای، چه‌قد… خام بود. چه‌قد همه‌چی رو می‌ریخت وسط و من چه‌قد خوشم اومد از همه‌ی این‌ها.
Profile Image for لیلی.
115 reviews54 followers
March 23, 2025
شخصا همیشه ترجیح می‌دم برم زیر تریلی تا متن تالیفی داستانی کسی رو بخونم که از نزدیک می‌شناسم. برای همین هم هست که عمدتا آدم‌ها فکر می‌کنن بی‌شعور و خودچس‌کنم، چه وقتی قبل از چاپ چیزی که نوشته‌ن رو میدن بخونم که نظر بدم و من تا مدت‌ها نمی‌خونم، چه وقتی کتاب چاپ‌شده‌ای دارن و من نمی‌خونم و نمی‌خونم و نمی‌خونم.
ولی واقعا کار سختیه، نمی‌دونی قراره دوستش داشته باشی یا نه، نمی‌دونی که اگر نداشته باشی چی باید بگی به آدمه، نمی‌دونی که در هر حالت قراره تصویرت از اون آدم رو مخدوش کنه یا نه، قراره یه شخصیت جدید ازش بشناسی یا نه، قراره تصوراتت بهم بریزه یا نه.
همین‌طورها ۳-۴ سال خوندن این رو به تعویق انداختم، دست‌آخر هم این‌طوری خودم رو راضی کردم که در زمان نوشته شدنش من نمی‌شناخته‌م صاحب اثر رو و می‌تونم به شکل یک غریبه برخورد کنم باهاش. :))
ولی جالبی‌ش اینجاست، که از اون موارد استثنایی بود که باهاشون می‌فهمی که اتفاقا چقدر تجربه‌ی شگفت‌انگیزی می‌تونه باشه کل این تجربه، وقتی هم خود داستان رو دوست داری و هم هر لحظه توجهت جلب می‌شه به شباهت‌ها. به اصطلاحات و تکیه‌کلام‌های آشنا، به ارجاعات فیلمی و موسیقایی و حتی لوکیشینی آشنا، به چیزهایی که کاراکتر بهشون توجه می‌کنه یا تو مخ‌شن و داره ازشون حرص می‌خوره و چیزهایی که می‌گه و فکر می‌کنه و خیلی‌هاش برات آشناست. دست‌آخر می‌بینی داستان رو به دو دلیل دوست داشته‌ای، هم بخاطر خود داستان، و هم بخاطر همه‌ی شباهت‌ها و آشنا بودن‌هاش.
تا اینجای ریویو به دلیل دوم مربوط میشد، از دلیل اول هم اگر بخوام بگم،
یه بوک‌بلاگر سابقانوجوانی هست که این کتاب رو خیلی دوست داره، و در معرفی‌ش هی می‌گفت ناطوردشت ایرانیه. من اون موقع که چند سال پیش این رو شنیدم یادمه این‌طوری بودم که بابااا حالا بی‌خیال دیگه. :))
ولی این چند روز موقع خوندنش هی یادش می‌افتادم، و به طرز غریبی می‌فهمیدم حرفش از کجا میاد. قضیه اینه که داستان برای من ناطور دشت نبود، اما آتیلا تا حد خوبی هلدن بود. هلدنی که به‌طرز عجیبی اون درگیری با آدم‌ها و انفعال‌ها و بی‌تفاوتی‌هاش به شکل زدن به سیم آخر و نوعی از ماجراجویی غیرسرخوشانه بروز پیدا کرده باشه البته، نوعی سرگشتگی مثلا. در ظاهر کتاب خیلی خیلی ماجرایی‌تر و واقعه‌محورتره از ناطوردشت، و همین‌جا باید اشاره کنم که فضاها واقعا خوب بودن. یعنی هم تهرانش در نظر من خیلی درست و دقیق دراومده بود، هم ارس و ارسباران و لب مرزش خیلی فضای داستانی درست‌حسابی‌ای بود.
خوش‌خوان بودنش هم شبیهه به ناطور، به سرعت برق و باد می‌ره جلو و حین خوندنش واقعا بهت خوش می‌گذره و یهو نگاه می‌کنی می‌بینی صد صفحه اومدی جلو و اصلا نفهمیدی.
تکیه‌کلام‌ها و اصطلاحات و ذهن یک نوجوون هم بنظر من خوب دراومده بود، هرچند من خودم یه حد خوبی از نوجوونی‌م گذشته و سالهاست هیچ نوجوونی هم اطرافم ندارم. اما تصورم ازشون و خاطراتم از خودم با چنین چیزی مطابقه. :)) و برای همین م تصورم اینه که اگر نوجوون‌ها بخونن دوستش خواهند داشت، یا لاقل با اطمینان نسبی می‌تونم بگم اگر خود اون زمان‌هام خونده بودمش دوستش می‌داشتم، بخصوص که پر از ارجاعات سینمایی و موسیقایی و اصطلاحات تدوین و عکاسی و ایناست، و ور نردم مشخصا ذوق می‌کرد از اینکه این‌همه چیز جدید واسه سرچ کردن و آشنا شدن داره بهش میده داستان.
مجموعا خیلی دوستش داشتم، واقعا زیاد.
و تنها گیری که باهاش دارم، که اونم واقعا جزئی و بی‌اهمیته و اصلا توجه رو هم چندان جلب نمی‌کنه، بحث افعال و زمان‌های داستانه که بعضی‌ جاها روایت مضارع پیش می‌رفت و بعضی جاها ماضی درحالیکه این قضیه دلیل و توجیه زمانی نداشت. که این با یه دور ویرایش درست میشه مشخصا.
Profile Image for Saba jahangiriyan.
105 reviews23 followers
August 9, 2021
ارجاعات زیاد، جابجایی اجزای جمله و شخصیت‌های نپرداخته از چیز‌هایی بود که این کتاب رو ضعیف کرده بود اما در مورد شخصیت اول کتاب و حس و حالی که داشت به اندازه کافی گفته شد. حداقل می‌تونستیم بار دیگه در کنار نوجوانی که مشکل خاص خودشو داره وایسیم و بفهمیم چقدر خوبه که اون دوران گذشت.
کتابی نیست که به همه توصیه کنم اما اگر کسی بخواد نوجوون‌ها رو بیشتر بشناسه شاید بتونه با این کتاب به یه شناخت نسبی برسه.
Profile Image for Žahra Hamzeh.
79 reviews
June 3, 2021
اگر کتاب نوجوان دوست دارین، این رو می‌تونم بهتون توصیه کنم. برای خود من یکم طول کشید تا به زبان نویسنده عادت کنم ولی هرچی جلوتر رفت بهتر شد. ایده‌ی گریز از خانواه در سال‌های نوجوانی مساله مهمیه و مخصوصا که کتاب فارسیه و دغدغه‌های شخصیت اصلی کتاب به چیزی که ما توی ایران باهاش درگیریم، نزدیک‌تر بود. البته همچنان مشکلاتی با کتاب دارم، مثل حرکت سریع شخصیت اصلی و تصمیماتی که می‌گرفت اندکی برای من قابل درک نبود. در نهایت امتیاز من بهش سه‌ونیم از پنجه و بسیار مشتاق و منتظرم که از نویسنده داستان‌های بیشتری بخونم.
Profile Image for Elina.
243 reviews
June 12, 2023
من چی ام اینجا؟ من تافته جدا بافته ام
این ها من را نمیبینند، نمیفهمند
درگیر یک دور باطل اند
Profile Image for Shiva nikseresht.
119 reviews1 follower
October 4, 2024
این کتاب برای نوجوانان نیست برای کسانی است که با جاها، موسیقی‌ها و فیلم‌هایی که در کتاب از آن اسم برده شده است خاطره دارند و هر خط از داستان آن‌ها را به دنیایی می‌برد که روزهای نچندان دور تجربه کردند شاید اندکی از نوجوانان که اهل موسیقی و فیلم هستند کتاب را دوست داشته باشند ولی نمی‌شود به همه توصیه‌اش کرد.
ولی اگر بین ۲۵ تا ۳۰ سال دارید و حتی یک بار هم به فکر فرار از خانه افتاده اید بخوانید و کیف کنید که بسیار شیرین و دل‌نشین است.
ممنون آقای عباسیان که یادم آوردید یک روزی پارک زیر پل همت پاتوق روزها و شب‌های تاریک و تلخم بوده است.
و وادارم کردید دوباره به آن مکان عزیز سربزنم.
Displaying 1 - 6 of 6 reviews

Can't find what you're looking for?

Get help and learn more about the design.