عنوان: یادداشت های امیر اسدالله علم / جلد اول از دستنوشته های ؛ نویسنده: اسدالله علم؛ ویرایش و مقدمه: علینقی عالیخانی؛ تهران، انتشارات مازیار / انتشارات معین؛ 1380؛ در 400 ص؛ شابک: 9645643384؛ موضوع: یادداشتهای روزانه امیر اسدالله اعلم - سرگذشتنامه و خاطرات سیاستمداران ایران؛ تاریخ ایران از 1320 تا 1357، قرن 20 م جلد اول از بیست و چهارم بهمن 1347 تا بیست و نه اسفند 1348؛ فصل اول: امیر بیرجند؛ فصل دوم: سال های واپسین شاهنشاهی؛ یادداشت های علم بهمن و اسفند 1347؛ یادداشت های علم 1348
اسدالله خان عَلَم امیر قاینات (مرداد ۱۲۹۸ بیرجند - ۲۵ فروردین ۱۳۵۷ آمریکا) مشهور به اسدالله علم، یکی از مهمترین چهرههای سیاسی دوران محمدرضا شاه پهلوی، وزیر دربار و نخستوزیر ایران پس از علی امینی از سال تیرماه ۱۳۴۱ تا اسفند ۱۳۴۲ پیش از حسنعلی منصور بوده است
وزیر دربار مشغول به کار ۱۳۴۵ – ۱۳۵۶ پس از حسین قدس نخعی و پیش از امیرعباس هویدا. رئیس دانشگاه پهلوی (دانشگاه شیراز فعلی) مشغول به کار ۱۳۴۳ – ۱۳۴۷ پس از لطفعلی صورتگر و پیش از حسن نهاوندی و فرماندار سیستان و بلوچستان
اسدالله علم در روز جمعه ۲۵ فروردین ۱۳۵۷ درگذشت. او یادداشتهای روزانهٔ محرمانهای به جای گذاشت و وصیت کرد که پس از مرگ وی و در زمانی که خاندان پهلوی روی کار نیست انتشار یابد. این یادداشتها به عنوان گزارشی دقیق از وضعیت دربار پهلوی و شخص شاه اعتبار زیادی دارد. ده سال بعد از انقلاب و دگرگونی نظام سیاسی ایران، بانو ملکتاج علم و دو دختر او رودابه و ناز علم یک زبان بر این شدند که هنگام انتشار یادداشتها شده است. این یادداشتها در مجموعهای هفت جلدی با ویراستاری دکتر علینقی عالیخانی زیر عنوان «یادداشتهای علم» منتشر شده است. عالیخانی در گفتگویی به صدای آمریکا گفت: «این یادداشتها را علم در زمان نگارش به سوییس میفرستاده است تا در بانک از آنها نگهداری شود
اسدالله علم از یک خانواده ی فئودال دوران قاجار بود (پدرش شوکت الدوله ی اعلم شیرازی) و خود تا آخر عمر زمیندار باقی ماند و بخش های وسیعی از بجنورد و قائنات در تیول مزارع زعفران او بود. علم از همپالکی های دوران جوانی محمدرضا پهلوی بود و تا آخر عمر، که در آستانه ی انقلاب به بیماری سرطان درگذشت، در پست های مختلف استانداری، ریاست دانشگاه، وزارت و نخست وزیری و وزارت دربار، خدمت کرد. همان گونه که خود همیشه می گفت؛ "غلام جان نثار اعلیحضرت" باقی ماند. خاطرات علم یک شگفتی ست که از زبان یک "چاکر خانه زاد" و برای سال ها در پنهان نوشته شده و حاوی نکات جالب و بکری ست، به ویژه در مورد خاندان پهلوی و اوضاع آن روزگاران. دید ساده و در عین حال نگاه روستایی از پس پشت کلمات و مطالب دیده می شود. با این وجود کسی که علم را بشناسد هرگز باور نمی کند که این همه واقعیت را به این آشکاری و تا اندازه ای بدون دروغ و ریا در خاطراتش مطرح کرده باشد. علم خود این خاطرات را در زنده بودن به دکتر عالیخانی سپرده و خواسته است تا پس از مرگش چاپ شود. اشکال بزرگ آنجاست که در ایران ترجمه ای از نسخه ی انگلیسی این کتاب چاپ شده که به قول عالیخانی ویراستار کتاب، چندان مطمئن نیست. چندی بعد، نسخه ی دیگری در چهار جلد به ویراستاری دکتر علینقی عالیخانی نیز به فارسی منتشر شد که بنظر سالم تر از نسخه ی ترجمه می رسد.
جلد اول خاطرات علم که بعد از کشف نسخه قبلی در حقیقت تبدیل به جلد دوم شده است گویای رخدادهای سال ۴۷ و ۴۸ است. در این سالها عمده مشکل ایران حل مساله بحرین و همچنین مشکلات اقتصادی دولت است. فروش نفت ایران و خرید اسلحه برای تقویت قوای نظامی و حل مشکلات مالی ذهن شاه را درگیر کرده است جای جای یادداشت ها علم اشاره به نارضایتی های داخلی که به دنبال سومدیریت ایجاد شده دیده میشود درگیری با عراق هم مشکل دیگری است که از آن سالها گریبان گیر دولت بوده است پایان سال ۴۸ مصادف با اغاز دهه ۷۰ میلادی است تحلیل علم از دهه ۶۰ میلادی دهه برخورد تمدن هاست درگیری شوروی و امریکا، درگیری امریکا و ویتنام و درگیری جهان عرب و اسراییل از نمونه این درگیری هاست بنظر علم این درگیری ها در دهه ۷۰ هم ادامه خواهد داشت
ایشان که در مملکت مقام داشته اند اینگونه زنان را خرد ميپندارند. وای به حال دیگران مدعی! به لحاظ نوشتاری و ذوق ادبی 5 ولی به دلیل نگاه نامربوطشون به خانم ها 1. و میانگین میشه 3 ذوق خوندن جلدهای بعدی از دست رفت!
میخاستم اثر را کامل بخانم و بعد بنویسم اما در نهایت ترجیح دادم برای هر جلد جداگانه این کار را کنم. جلد اول یادداشتهای اسدالله علم به همت علینقی علیخانی به عنوان ویراستار اثر ، وقایع اواخر سال 47 تا انتهای سال 48 شمسی را در دو فصل (امیر بیرجند) و (سالهای واپسین شاهنشاهی)شامل میگردد. علم در این یادداشتها به عنوان وزیر دربار محمدرضا شاه پهلوی و نخست وزیر و وزیر کشاورزی پیشین او ، از نزدیک شاهد زندگی شخصی و سلطنت و عملکردها واستراتژیهای پادشاه است و بنابر این برخود لازم می بیند حاصل کارها و مشاهده ها و مشاوره های خود را در یادداشتهایی در اختیار نسل های بعد قرار دهد. مواردی که علم در این جلد بررسی می کند ، علاوه بر جان نثاری ها و قربان صدقه ی پادشاه محبوبش رفتن ، اشاره به دستاوردهای آن سالها در زمینه ی تقویت امکانات تسلیحاتی ، تلاش برای حفظ جزایر سه گانه ایرانی ، فروش بیشتر نفت و در نتیجه خرید بیشتر از غرب و مسائل اسرائیل و اعراب است.
بعضی از افراد فقط با گذشت تاریخ است که چهره حقیقی خود را نشان می دهند؛ و از این دسته است امیر اسدالله علم. کسی که در زمان حیاتش به واسطه نقشی که در رژیم پهلوی ایفا نمود منفور بود. او خود را به عنوان کسی که فقط شاه برایش اهمیت دارد نشان داد و در این راه از هیچ کاری کوتاهی نمی کرد؛ از مصاحبه های توجیهی احمقانه تا کشتار مردم. نفرت از او نه فقط مختص دشمنان رژیم بود، طیفی از نیروهای رژیم - مانند دسته هویدا - نیز از او بیزاری میجستند. حال خاطرات همین علم در آن دوران روایت جالبی است. او اتفاقات را بسیار صادقانه نقل می کند و گویا با آگاهی که از ذهنیت غالبی که درباره او وجود دارد بسیار سعی میکند تا اعتماد خوانندگان آینده را جلب کند؛ مثلا با نقل اتفاقاتی از زندگی خصوصی اش. جایی از کتاب (یادم نیست جلد چندم) داستانی نقل میکند از گردشی که با معشوقه اش رفته و گازی که سرکار خانم معشوقه از صورت او گرفته و متعاقب آن دروغی که به همسرش گفته (که سگ خانه صورت اش را گاز گرفته است!). علم با نقل این داستان خود را در ذهن مخاطب در حد فردی دروغگو، زن باره و خائن به بنیان مقدس خانواده (!) پایین می آورد اما با نقل چنین اتفاقی که جز او و معشوقه اش کسی از آن خبر ندارد، فضایی صمیمانه خلق می کند تا اعتماد خواننده را بربیانگیزد. به جز این، آنچه از خصوصیات محمدرضا پهلوی می گوید به شناخت بهتر از او کمک شایانی می کند. و اینکه تاریخ چهره حقیقی او را نمایان تر می کند به این دلیل است که نشان میدهد او نسبت به نقشی که ایفا میکرده ناآگاه نبوده و خود نیز نقدهایی به سیستم حاکم داشته. ـ
خیلی جالبه فضایی که بر اثر تعاریف جناب علم از دربار اونروز تو ذهنم شکل میگیره. ای شفتالو ای آلبالو ای سیبیل گفتناش برای شاهم جالبه.و ایضا اینکه گاها برای تاییدیه صحبتهاش آیه قرانم میاره. کاری که الانم میکنن عده ای و تفسیر به رای میکنن