اما دوستی فایدههای زیادی دارد. دوستی عشقی را در دل میافروزد که به زندگیِ آدمی رنگ و عمق میدهد؛ وفاداریای را موجب میشود که حصارهای خودخواهی را فرو میریزد؛ وقتی به دردسر میافتیم همراهی مطمئن و حریمی امن برایمان مهیا میکند؛ تسلایی است برای مصائبمان، سنگ صبوری برای رازهایمان، و انگیزهای برای جدوجهدهایمان. همۀ این حرفها درست است… دوستی، همچون دیگر گونههای عشق، میتواند موجب رنج و سیهروزی هم بشود از درد بیپیر و علیالدوامِ ترکشدن گرفته تا زخم عمیق خیانت، یا مخمصههای عذابآورِ وفاداری…این کتاب ۶ فصل دارد، ۱) «دوست منِ دیگر است»: بنیانهای ارسطویی ۲) «یکجور جدایی»: پدیدار شدن دوستی مدرن ۳) دوستی، ساختاری روحی: دوستی و هنر ۴) «و قس علی هذا»: چرا به دوستانمان عشق میورزیم؟ ۵) «گوشتتلخی»: گسستن دوستی ۶) غایت دوستی
Alexander Nehamas (Greek: Αλέξανδρος Νεχαμάς; born 1946) is Professor of philosophy and Edmund N. Carpenter, II Class of 1943 Professor in the Humanities at Princeton University and a Fellow of the American Academy of Arts & Sciences. He works on Greek philosophy, aesthetics, Nietzsche, Foucault, and literary theory.
He was born in Athens, Greece in 1946. In 1964, he enrolled to Swarthmore College. He graduated in 1967 and completed his doctorate on Predication in Plato's Phaedo under the direction of Gregory Vlastos at Princeton in 1971. He taught at the University of Pittsburgh and the University of Pennsylvania before joining the Princeton faculty in 1990.
His early work was on Platonic metaphysics and aesthetics as well as the philosophy of Socrates, but he gained a wider audience with his 1985 book Nietzsche: Life as Literature, which argued that Nietzsche thought of life and the world on the model of a literary text. Nehamas has said, "The virtues of life are comparable to the virtues of good writing—style, connectedness, grace, elegance—and also, we must not forget, sometimes getting it right." More recently, he has become well known for his view that philosophy should provide a form of life, as well as for his endorsement of the artistic value of television. In 2008, he delivered the Gifford Lectures at the University of Edinburgh.
دوستی فایدههای زیادی دارد. دوستی عشقی را در دل میافروزد که به زندگی آدمی رنگ و عمق میدهد؛ وفاداری را موجب میشود که حصارهای خودخواهی را فرو میریزد. وقتی به دردسر میافتیم، همراهی مطمئن و حریمی امن برایمان مهیا میکند؛ تسلایی است برای مصائبمان، سنگ صبوری برای رازهایمان و انگیزهای برای جد و جهدهایمان. 🎀 فلسفهی دوستی یکی از کتابهای خوبی بود که این مدت دربارهی حفظ روابط و دگردوستی و همینطور حفظ و پایداشت روابط اجتماعی در حیطهی دوستانهتری خواندم. در این کتاب توجه ما جلب شناخت جنبههای شخصیتی مختلف افراد در مکانهای مختلف میشد و اینکه فلسفه و هنر چگونه میتونه نگرشمون را به دوستی تقویت کنه و در بخش دوم کتاب هم به فضیلتهای روابط دوستانه پرداخته شده بود با تمام خطرات و ناملایماتش. اینکه علت دوستیها چیست و آیا منفعتها و فوایدی که ما از رابطهها میگیریم میتوانند علت جذب شدن به افراد مختلف باشند یا نه؟ چرا با برخی صمیمیتر هستیم و آیا علایق مشترک داشتن میتونه باعث حفظ و استمرار روابط دوستانه باشد؟ 🎀 در کل کتاب خوبی بود که هدیهی تولدم از طرف دوستان خوبم بود و از خوندنش لذت بردم و درس گرفتم. و اینکه یادمون باشه حفظ روابط دوستیمون نیاز به مراقبت داره و اگر حواسمون نباشه و سهلانگاری کنیم ممکنه برای همیشه از دستشون بدیم.
فلسفه دوستی نام کتابی ایست از الکساندر نهاماس ، نویسنده ، استاد دانشگاه و فیلسوف و پژوهشگر یونانی – آمریکایی . او در این کتاب کوشیده با زبانی ساده و قابل فهم مفهوم دوستی را از ابعاد مختلف و در حوزه های گوناگون بررسی کند . نهاماس به مفهوم دوستی پرداخته و با استناد به فلسفه باستان، ادبیات و تجربیات شخصی ، اهمیت دوستی در زندگی را به خواننده یاد آور می شود . نویسنده با جزئیات فراوان به تعریف واژه ها و جایگاه دوستی در فلسفه پرداخته ، این جزئیات گرچه خواندن کتاب را سخت کرده اما تصویری نسبتا کامل از اهمیت دوستی ترسیم کرده است . نهاماس برای یافتن مفهوم و معنای دوستی از ارسطو و تعریف دوستی از نگاه او شروع کرده است . او رابطه دوستانه را به سه دسته : رابطه از روی نیاز ، بر اساس لذت و از روی کمال و لذت تقسیم کرده است . بنابراین رابطه یا دوستی که در محیط کار شکل می گیرد از نوع رابطه اول ، رابطه عشقی از نوع دوم یعنی لذت است ارسطو اما دوستی از روی فضیلت را بهترین رابطه و یا همان خیر کامل می داند . فیلیا ، فیلسیس و فیلوس : بخش مهمی از کتاب به تفسیر فیلیا و سپس فیلوس اختصاص دارد ، نویسنده برای شرح بیشتر این بخش از کتاب شاخص ارسطو یعنی اخلاق نیکوماخوسی استفاده کرده . او در ادامه به مفهوم فیلیا اشاره کرده و تلاش می کند فیلیا را به عنوان یک اصل کلیدی در اندیشه ارسطو بسط دهد . او فیلیا را به مراتب مهمتر از دوستی یا علاقه و صمیمیت بلکه یک نوع ارتباط انسانی مهم می داند که بر اساس عشق، دوستی، و ارزشهای اخلاقی شکل گرفته و نقش مهمی در زندگی انسان و شادابی او ایفا میکند . فیلسیس هم اصطلاحی عام و جامع است که گستره وسیعی از انواع حالت های مثبت تا شور آتشین شهوت را شامل می شود یا به بیان دیگر هر چه برایمان اهمیت داشته باشد چه کم و چه زیاد فیلسیس را در ما بر می انگیزد . فیلوس هم معنای به مراتب بیشتر از عاشق یا دوست داشته و می توان آنرا دوست در ارتباط و شرایط فیلیا دانست . ارسطواز نظریه سخت خود این گونه نتیجه گیری می کند که رابطه دو طرفه بر اساس اهمیت به ذات خود دوستان و داشتن فضایلی مانند شحاعت ، میانه روی ، صداقت و عدالت است که شکل می گیرد ، این گونه فیلیا برقرار شده ، فیلیسیس برانگیخته شده و دو طرف فیلوس هم می شوند . اما نهاماس نظریه سخت ارسطو را رد می کند ، او با پذیرفتن عمیق بودن دوستی و یا همان فیلیا ، آن را تنها به فضیلت محدود نمی کند ، از نگاه او رضیلت هم می تواند پایه دوستی باشد . اوسپس فلسفه دوستی از نگاه آگوستین و تلاش او برای گنجاندن دوستی در دنیای مسیحیت و وسیله ای برای رسیدن به عشق به خدا را بررسی کرده و سپس با پشت سر گذاشتن جهان باستان و قرون وسطی وارد جهان مدرن می شود . مونتنی فیلسوف مهم دیگری ایست که نهاماس عقاید او را برسی کرده ، او دوستی را از حوزه عمومی به قلمرو خصوصی برد ، دوستی از نگاه او هیچ ربطی به ملاحظات اجتماعی و یا موفقیت های سیاسی نداشت و تنها و تنها خود دوستی را شامل می شد . مونتنی هیچ رابطه دوستی را الگو ندانسته و هر رابطه و چگونگی آنرا منحصر به فرد خوانده . مونتنی چندان به دنبال یافتن پاسخ و یا توضیحی برای دلایل دوست و دوست داشتن نبوده . از نگاه او هر پاسخی به این سوال گنگ و ناقص خواهد بود . نهاماس ایده مونتنی را بسط داده ، از نگاه او از آن جا که بخش مهمی از دوستی نگاه به آینده دارد و آینده دوستی نامشخص است بنابراین پاسخ کاملی به سوال دلایل دوستی چیست نمی توان داد ، چون بخشی از این دلایل در آینده روشن خواهد شد . نویسنده به مونتنی و نظریات او در مورد دوستی اکتفا نکرده و به آرای دیوید هیوم ، امانوئل کانت و دیدگاه عقل گرایانه مبتنی بر عقل و میل آدمی به رفاه و آدام اسمیت ( به عقیده اسمیت ، الفت و دلبستگی بر همدلی استوار بوده و اخلاق بر شالوده ی همدلی ایست که بنا می شود ) هم پرداخته . توضیحات مفصل نهاماس ایده های ژاک دریدا و حتی مدل های دوستی بر پایه اندیشه های فمینیتی را هم شامل می شود . نمایش الگوهای دوستی درفرم های هنری نهاماس تنها به شرح و بیان اندیشه های فلاسفه در مورد دوستی اکتفا نکرده ، او به چگونگی نمایش دوستی در هنرهای مختلف هم پرداخته . نویسنده با تابلوهای نقاشی شروع می کند که تلاش کرده اند تا محتوای دوستی را نشان دهند . نگاه ریزبین و دقیق نویسنده نقاشی راچندان مناسب نمایش انگیزه دوستی نمی داند . اوسپس ادبیات و رمان هایی را بررسی کرده که تلاش کرده اند به چرایی دوستی بپردازند اما در نهایت به اثری درباره انواع دوستی تبدیل شده اند نه چرایی آن . نهاماس شعر را هم چندان مناسب بیان دوستی نمی داند ، او در پایان تنها نمایش و تئاتر را بستری مناسب برای بیان احساسات در مورد دوستی می داند . او فیلم تلما و لوییزرا برای نشان دادن رابطه دوستی بررسی کرده و سپس به نمایشنامه هنر یا آرت نوشته یاسمینا رضا ، نمایش نامه نویس معروف فرانسوی پرداخته و این گونه به خواننده برتری نمایش را بر دیگر فرم های هنر اثبات می کند . ، گرچه که نهاماس با بیان مثال هایی مختلف کوشیده تا از سختی کتاب کم کند ، اما فلسفه ی دوستی به ویژه بخشی که مربوط به ارسطو و آرای اوست را باید کتاب سخت خوانی دانست . نهاماس تلاش کرده تا بعدهای فلسفی، روانشناختی و عاطفی دوستی را بررسی کند . او خواننده را به تأمل در دوستیهای خود دعوت کرده واو را تشویق میکند تا شناخت دقیق تری از تأثیر عمیقی که دوستی میتواند در زندگی او داشته باشد، به دست آورد .
عیبی که کتاب داشت و کمی خواندنش را سخت میکرد این بود که حدود ۴۰ صفحه تحت عنوان یادداشتها آخر کتاب آمده بود که پانویسهایی مشروح بودند و چه بهتر بود که این پانویسها در همان صفحات خودشان ذکر میشدند. فکر میکنم اگر قبل از خواندن کتاب، نمایشنامهی هنر یاسمینا رضا را بخوانید یا اجرایی از آن ببینید و همچنین فیلم تلما و لوئیز ریدلی اسکات را ببینید برای ارتباط با کتاب بهتر باشد. ******************************************************************* دلم میگوید، ای دوست تنها با توست که سقف آسمان برپاست تنها با توست که گل سرخ سرخ است همه چیز با تو پرشکوهتر است و گویی از جهانی دیگر است. رالف والدو امرسون. صفحه ۱۸ کتاب از میان تمام فرصتهای عطا شده به انسان فانی و از میان تمام سرنوشتهای مقدر، تا زمانی که دیوارهای این زندان مرا تنگ در بر گرفتهاند، حتی اگر جهانی میان من و تو فاصله اندازد، تو را در بند بند وجودم نگاه خواهم داشت، نه با لبهای خاموش و نه با روی برگرفته تو را در خود نگاه خواهم داشت، در خیالم تو را در آغوش میکشم، هر لحظه و هر جا پیشم خواهی بود. قدیس پلینوس. صفحه ۳۹ کتاب این نه فقط برای خودمان که برای طرف مقابل هم بهتر است، چرا که هر کسی نقطه ضعفهایی دارد و باید این نقطه ضعفها را حتی از دوستانمان پنهان کنیم… تا به این ترتیب انسانیت را از لطمه مصون بداریم. ذات خودمان را آن طور که در اندرونمان بدان آگاهیم حتی نزد نزدیکترین دوستانمان نیز نباید روی دایره بریزیم: کاری بس ناگوار خواهد بود. کانت. صفحه ۱۲۲ کتاب ثمرهی زندگی من چیزی نیست جز هیچ، یک حس و حال، یک تکرنگ است. ثمرهی من مانند نقاشی آن نقاش است که بنیاسرائیل را در حال عبور از دریای سرخ به تصویر میکشید. به این منظور او تمام دیوار را قرمز کرده بود و توضیحش این بود که بنیاسرائیل پیشتر از دریا گذاشتهاند و مصریان غرق شدهاند. کییر کگور. صفحه ۱۵۸ کتاب همان طور که قهرمان رمان وایت سیتی بلوی تیم لات میگوید، «زندگی عادت است. کاری را انجام میدهی، سپس دوباره و دوباره انجامش میدهی و قبل از آن که بفهمی، میشود چیزی که هستی، میشود کسی که هستی و دیگر نمیتوانی تصور کنی که چیزی یا کسی غیر از آن باشی». تنها عشق و دوستی است که وقتی ناگهان در زندگی کسی وارد میشود این تصور را برایش ممکن میکند که هنوز میتواند چیزی یا کسی دیگر بشود. صفحه ۱۹۰ کتاب کارهایی که دوستان باهم میکنند چندان مهم نیست، بلکه مهم این است که آن کار را با هم انجام میدهند و وقتی که با هم میگذرانند هرگز تلف نشده است. استنلی کاول. صفحه ۲۰۰ کتاب
این چند وقته خیلی به دوستیها و روابطی که با آدمها دارم، فکر میکردم. برای همین این کتابو شروع کردم به امید اینکه نظم بده به افکارم. که تا حدود خیلی زیادی همینکارم کرد. اطلاعات خیلی جالبی داره با ارجاع به فیلسوفها و ادبیات. خوندن��و واقعا توصیه میکنم با این حال فکر نکنم هیچوقت واقعا بفهمیم چرا انسان اصرار داره به دوستی با دیگران. صرفا میتونیم با تفاسیر و نظریهها دلایل دوستی رو شناسایی کنیم. که توی این کتاب به چندین درونمایه دوستی اشاره کرده.
This is one of those rare philosophy books that's approachable for philosophers and non-philosophers alike, is incredibly insightful, and (the really hard part for academics these days) a delight to read.
Nehamas has a deceptively light touch, but he's doing nothing less than taking down Aristotle and the prevailing Western interpretation of friendship from Classical Antiquity to the 21st century, using a handful of carefully-selected personal anecdotes and incisive readings of artistic works. His two-fold thesis – that we love the ineffable essence of our friends, not any discrete set of qualities or benefits they possess, and that this love has the power to shape both our friends and ourselves in our never-ending quest to learn and grow into our respective unique personas – feels both startlingly eye-opening and deeply, timelessly true.
And for the philosophy nerds: I especially loved how the last chapter was imbued with the spirit of Nietzsche – not the two-dimensional philosophy-101 Nietzsche of "God is dead" lore, but the light, playful, aesthetically-minded Nietzsche who reminds us that all drives (not only the will to power, or goodness, or even happiness) seek to be master, and to become (not be) who we are.
کتاب فلسفهی دوستی از جانب یک دوست مجازی که افتخار دیدارش رو نداشتم در روز تولدم بهم هدیه داده شد و از این جهت برام ارزش معنوی بالایی داره. کتاب رو به این دلیل دوست داشتم که از گفتههای سایر اساطیر، مشاهیر، آثار هنری (نقاشی، نمایشنامه، شعر) و ... برای شرح دوستی و کاویدن قلب ارتباط میان آدمها در این شیوهی ارتباطی و عشق ورزیدن، استفاده کرده بود و صرفا متشکل از نظر و دیدگاه نویسنده نبود. دوستی، شکل خاص و همچنان مبهم ِ ارتباط با سایر انسانها است که نه آنچنان مثل عشق ورزیدن به معشوق عاشقانه و سرشار از احساساته و نه مثل ارتباط با همکار و رئیس و امثالهم قراردادیه. البته همه چیز به همینجا خلاصه نمیشه؛ دوستی - خودش به تنهایی - شامل دستهبندیهای گوناگونی میشه که یکی از شناختهشدهترین ِاونها، دوستی ِابزاریه: وقتی صرفا کسی رو به خاطر خدماتی که بهمون ارائه میده دوست داریم و باهاش در ارتباطیم. وقتی ارائه خدمت قطع بشه، این نوع دوستی هم به پایان میرسه، بیغم و غصه. اما در نهایت حقیقت دوستی اون نوعیه که نمیتونی دلیل دوستیت و عشقت به یک نفر خاص رو توضیح بدی. این نوع دوستی - که در کتاب و گفتههای ارسطو ازش به عنوان حقیقت دوستی یاد میشه- باعث میشه دوستت رو خودِ دیگهای فرض کنی و هر آنچه برای خودت از خوبیها و موفقیتها میخوای، برای او هم بخوای. البته، همهی دوستی ها منشا خیر و نیکی نیستن. قرار نیست بهمون اطمینان خاطر کامل بدن که میتونیم در ارتباط با فرد دیگهای همونقدر بیپروا و عریان باشیم که با خودمون. دوستی باعث رشد یا جلوه دادن بخشهای خاصی از وجود ما میشه؛ بهمون کمک میکنه تبدیل به آدم دیگهای بشیم. چرا که هر آدمی از بدو تولد سرشت و شخصیت ازپیش تعیینشدهای نداره. عوامل متعددی دست به دست هم میدن تا هویت و شخصیت یک فرد رو در بستر زمان شکل بدن / تغییر بدن. دوستی یکی از اونهاست. پس، دوستت رو نشونم بده تا بگم کی هستی!
انتقادم به این کتاب - از دید شخصی خودم - به تکرار مکررات برمیگرده. به عنوان مثال، موضوعی که در فصل اول بهش اشاره میشه داخل همون فصل به بیان دیگه و با جملات دیگهای مجدداً آورده میشه و در یکی دو فصل دیگه همین یادآوری رخ میده. همچنین، یک موضوع در یک فصل اونقدر کش داده شده که به جای رفتن به عمق فقط خستهتر شدم. این روال رمق من رو موقع خوندن کتاب می گرفت.
اما دوستی فایده های زیادی دارد. دوستی عشقی را در دل می افروزد که به زندگی آدمی رنگ و عمق می دهد؛ وفاداری را موجب می شود که حصارهای خودخواهی را فرو می ریزد؛ وقتی به دردسر می افتیم همراهی مطمین و حریمی امن برایمان مهیا می کند؛ تسلایی است برای مصائب مان، سنگ صبوری برای رازهایمان، و انگیزه ای برای جد و جهدهایمان. همه ی این حرف ها درست است… دوستی، همچون دیگر گونه های عشق، می توانا موجب رنج و سیه روزی هم بشود- از درد بی پیر علی الدوام ترک شدن گرفته تا زخم عمیق خیانت یا مخمصه های عذاب آور وفاداری…
دوستی نه همه جهان اما چند تن را هم بسته یکدیگر می کند و این چند تن به واسطه دوستی شان می توانند به یکدیگر بگویند « تو را دوست دارم چون تو تویی، چون من منم». اما در نهایت دوستی وادارنام می کند که بپرسیم در این بین من کدام و تو کدامی؟
خوندنش تجربه ی خوبی بود. شاید اینکه نویسنده به موضوعات بیش از یک بار می پردازه و بیان میکنه برای خواننده خسته کننده باشه ولی برای من که مطالب رو زود فراموش میکنم این تکرار، کمک کننده و خوب بود. به تمام سوالایی که با دیدن عنوان کتاب برام به وجود اومد پرداخته شد. پیشنهادش میکنم.
Nehamas deserves credit for writing as well as he does on so many different philosophers and subjects, which is a rare thing among academic philosophers, but this book isn't about friendship.
This book is actually about how 'aesthetic' theories of life that move beyond morality, especially Aristotle's type of morality, better explain this subjective love called 'friendship.'
Nehamas hopes to take down Aristotle and larger the tradition that sees friendship as which Aristotle represents. This larger tradition is practically all of Greco-Roman philosophy. Big task.
To this end, Nehemas relies on Nietzche, Foucault, and Montaigne. The Montaigne famous for his inability to describe why he loved his friend: "If you press me to say why I loved him, I can say no more than because he was he, and I was I."
Nehemas argues that Montaigne's unwillingness to explain his love is good, it is actual the truest expression of love. Because, after all, all explanations of why we love something will always be unsatisfactory in the most complete sense.
I'm not convinced by this, perhaps because I lack the mystic inclination to see language as a prison from which we must escape in order to know the true Platonic forms of things, such as friendship. Why say, as Nehemas does, that a love like friendship is impossible to truly describe, but still go on to describe it anyway?
And so only the vigor, strength, and clarity of Nehemas's prose kept me reading as he strayed from what friendship is in practice into what art means in theory.
I have no interest in learning how to see my friends as art, only to then discover that neither art nor friendship are moral, but simply amoral. I intend to learn how to lead a good life with my friends, for my own sake, and for theirs.
Finally, what baffled me the most about Nehemas's work was he thinks we can ignore the love lives and friendships of philosophers when discussing their practical views on love and friendship.
I think Nietzche, Foucault, and Montaigne's love lives and friendships were something we should think about when we read their advice on love and friendship. And from what I've read about these men, by their own hand or others, they were abnormally individualistic, moody, and suspicious people. This matters.
But it doesn't mean we should ignore their views either. If you, like me, think what matters more are your actual friendships and social relationships, rather than your words and thoughts about them, then we must notice and seriously consider what the socially suspicious side of Nietzche, Foucault, and Montaigne means when we read them on love and friendship.
At the end of the day, I guess I just think an overpowering hermenetuics of suspicion is the wrong way to approach friendship if we actually want to say something constructive about friendship, or actually become a better friend. Suspicion is great, but unless counterbalanced with a hermeneutics of respect, you just end up a misanthrope with few good friends. Plato more or less say this himself.
To paraphrase part of Plato's Phaedo:
SOCRATES: We must not become haters of reason as people become haters of humanity. There is no greater evil one can suffer than to hate reasonable discourse. A hatred of reason and a hatred of humanity arise in the same way.
A hatred of humanity comes when someone without knowledge or skill has placed great trust in someone else and believes him to be altogether truthful, sound and trustworthy.
Then a short time afterwards, they find him to be wicked and unreliable. Then this happens in another case. When this happens enough, especially with those you believed to be close friends, then in the end, after many such blows, people come to hate all humanity and to believe that no one is sound in any way at all.
Such a hatred of humanity comes most easily to those that have little experience and skill in social relationships. For great experience would lead one to believe -what is in fact true- that the very good and the very wicked are both quite rare, and that most people are between these two extremes
In conclusion, I am not convinced by much of what Nehemas says about friendship, though he does have many interesting things to say, particularly about art theory. For me at least, we can't ignore someone's conduct when we read them on the subject of friendship. Relying so heavily on Nietzche, Foucault, and Montaigne strikes me as mistaken. But a reader who, like Nehemas, is comfortable approving of or idealizing their social lives and relationships will likely disagree with me. And I have no rancor for such a reader, read whatever best suits your own growth as a friend and person. This work of Nehemas's just doesn't suit mine.
If I sound too uncharitable or suspicious myself, it's because I think this book just isn't about the everyday practice of becoming a better friend, or the lived experience of the social relationship. Nehemas' book is a kind of skeptical art theory repackaged as a book about friendship.
This is a lovely read. It doesn't say anything new or particularly insightful, but it articulates important truths in vivid and powerful ways. Moreover, it is highly readable; it's not like an academic book, but reads as smoothly as a popular article. These truths include ideals we ought to strive towards in our friendships and perspectives for evaluating and navigating our friendships. As a whole I appreciate that a philosopher focuses on friendship and makes explicit its very special character. Friendship is underrated. So much hype is placed on romantic relationships. But friendships can perform all the same roles in our lives that we most cherish and desire that are typically thought of as distinctive of romantic relationships. Nehemas nicely shows this.
The main point Nehemas covers is the relationship between friendship and treating people as ends in themselves. When we relate to each other as friends, this essentially allows us to behold each other as individuals: we are each irreplaceable and unique, and we are loved for our individuality. So friendship is necessarily partial; this should not be seen as ethically wrong in itself, but in fact we desire and need to be recognized for our individuality, and doing this is ethically good in its own way.
(Nehemas doesn't explore this point in much detail; but I'm thinking that perhaps it's important to treat all people equally when it comes to general moral behavior, like recognizing human rights. But the dictum of equality doesn't itself say anything about how we should perceive and relate to people. Friendship does. It is incompatible with treating people instrumentally; and while it'd be ideal to be able to see every person as a beloved end in his/herself as it happens in friendship, this is impossible given our practical limitations).
Nehemas also covers that friends see certain features in each other and facilitate each other to develop in ways as to more fully realize those features. This can be ethically good or bad; friends can be bad influences, or they can liberate us in ethically good ways. We can't predict this fully beforehand, so friendship always comes with a risk.
Another point Nehemas discusses is how we relate to people in friendship may be usefully understood in analogy with how we relate to artworks. In both, we are partial; not all people resonate with us, and not all art does either. We love and admire friends, as we do with our favorite artworks. Friends and artworks both also transform our lives.
My favorite parts of this book might've been Nehemas's analyses of his favorite artworks which speak to friendship (e.g., Yasmina Reza’s play "Art," Thelma and Louise). He illustrates these commonsense points above by examining details in these narratives; this was especially interesting because understanding the characters in these narratives gives a deeper understanding of these commonsense points that could perhaps never be conveyed by theoretical argument and description alone. I wish more ethics-related philosophy books treated literature and art; it is powerful.
Some random thoughts reading this book helped spur: I liked thinking about the analogy Nehamas drew between our relationship to friends and our relationship to artworks. Nehamas discusses how some "friendships" might be more instrumental; we hang out with someone, for example, because they are cheerful and often make us feel happy. But if they stopped making us feel happy, we'd stop engaging with them. I realize that often my relationship with artwork can be instrumental in this way; I will listen to music and read novels that more instantaneously put me in desirable moods or states. I can contrast this with a relationship I know some of my friends have with art: they will put in so much work and effort to engage with very complex pieces, and go into it with faith that they'll ultimately be changed in some meaningful way in the process. That attitude seems analogous to having a non-instrumental, genuine friendship with someone. I'd like to import my attitude towards my closest friends into the domain of my engagement with art.
دوستی نه همه ی جهان اما چند تن را هم بسته ی یکدیگر می کند و این چند تن به وابسته ی دوستی شان می تواندد به یکدیگر بگویند :«تورا دوست دارم چون تو تویی،چون من منم.» اما در نهایت دوستی وادارمان می کند بپرسیم در این بین من کدام و تو کدامی ؟
یک کتاب خوب، شیرین و ارزشمند دیگر از نشر خوب گمان. از این مجموعه، هر کدام از کتابها اگر عنوان و موضوعش مورد علاقه و دغدغهتون است، حتما بخوانید، ضرر نمیکنید. اگر به مقوله دوستی و مطالعه در مورد آن علاقه دارید، حتما از این کتاب لذت خواهید برد. خیلی دقیق و جالبه. در کنار فلسفه مرگ، از نظر من جذابترین کتابهای این مجموعه هستند.
A very interesting discussion on friendship. Personally found it a little hard to follow at times, as I lacked a lot of the knowledge you’re expected to already have.
کتاب ساده و بدون پیچیدگیای بود. درواقع نویسنده تقریبا چیز جدیدی به دانستههای ما در باب دوستی اضافه نمیکنه.حرف عمیق و فوقالعادهای هم نمیزنه.اما قشنگ حرف میزنه. شاید نقطهی قوت کتاب استفادهش از مثالهای مختلف باشه که در عین سادگی،به جلو رفتن بحث و درکش کمک میکنه. در هیچ بخشی نویسنده تلاش نمیکنه خیلی عمیق بشه.اگه از ارسطو میگه سعی میکنه خیلی ساده باشه و بعدش هم خیلی چالشی با نظراتش برخورد نمیکنه.خیلی ساده میگه به" گمان من اینگونه نیست" و رد میشه. بدیع ترین بخش کتاب هم اونجاست که هنر رو با دوستی مقایسه میکنه.مخصوصا محدودیتهای نقاشی رو و بعد بررسی تحلیلی نمایش هنر.هرچند که اونقدر که برای توصیف و تشریح نمایش هنر وقت میذاره(که خوندنش واقعا لذتبخشه) ازش استفادهی فوقالعادهای نمیکنه و سریع جمعبندی میکنه و ازش میگذره. حتی اون مثال دوستیهای مدرسه که در ابتدای کتاب اومده هم اونقد بعدا بهش اشاره نمیشه. -- اما فایدهی خوندنش اینه که سادگی زبانش کمک میکنه مدام ذهن پرواز کنه و درمورد خودمون و دوستهامون و دوستیهامون اطلاعات جدید بدست بیاره و بررسی انجام بده.میشه هم آراء نویسنده رو ارزیابی کرد هم دوستیهارو. -- خوندنش جذابه.البته من این روزا تو سرم خیلی شلوغ پلوغه یکم اذیت شدم ولی کتاب راحتیه و خوندنش مفیده
I’ve had never considered all those things that a friendship is surrounded by. Even the tiniest difference makes every friendship one of its kind. This book is a beautiful journey -from Aristotle up to this date- in which the author places friendships and works of art in a same level, allowing the reader to understand the magic, happiness and love that they both bring to our lives.
On the whole, I enjoyed this read: the subject is obviously one of my favorites and the book had some memorable passages. I liked the tangents taking us through various works of art and literature (even if I took issue with his blurring of male love/friendship) and the breadth of the examples given is quite impressive. I think it might have been better suited to an essay or talk, however, as it was a bit repetitive without packing any punches - it felt more like I was listening to a very well-educated person explore an interesting topic, but I’m not sure what specific conclusions or new insights I am left with.
He was easy to read and made the philosophy easy to understand. The chapter on why we love our friends cut right through me. I loved that! The remaining two chapters were a bit of a disappointment after that. I had hoped to read more about why friendships fall apart. The example he used was right on the head except, the friendship seemed to continue, which seemed to not be the point of the chapter. The first part of the book and most of the second part were fantastic.
This entire review has been hidden because of spoilers.
Princeton professor Alexander Nehamas gives perhaps the finest synopsis of the philosophical foundations of friendship that has ever been published. Beginning with Aristotle, Nehamas takes us on a chronological journey through the philosophical examinations of the various forms of friendship, taking us right up to the present, all the while interspersed with analyses of his own personal friendships. Nehamas himself sums up his thesis best: "Despite their double face, however, nonmoral values are and remain values - features without which life would be pointless, without variation, intricacy, intimacy, or joy. They provide a justification of friendship that is independent of both its benefits and its moral or immoral features, and despite the pains, disappointments, and dangers it brings with it."
I really liked a lot of what Nehamas had to say about friendship, and find myself agreeing with a large portion of the sort of phenomenological structure of friendship he describes. That said, I am uncertain whether I agree with him about all the phenomenological aspects of friendship; I suspect I have a less intimate or emotional feeling towards my friends than he does. However, I may certainly be wrong and will consider his arguments further. I will additionally note that this book was written extremely accessibly and was pleasant to read.
On Friendship was a good break from my typical reading. Being taken through the understandings of friendship through the centuries by philosophers and in the way friendships have been portrayed in art was a very interesting journey and provides a lot to think about. The ways that each individual relationship you have is different and how no friendship could ever be the same is something that made me take a step back and think, as did the idea as to the different values each friendship brings, both good and bad. Overall, this was a great book that I am glad I took a change of pace to read.
I really enjoyed this eminently readable book, the half dozen or so central ideas in which circle around enough times for them to stick. Nehamas did make me wonder, however, whether I actually have any friends! He partially rejects Aristotle's idealistic definition of friendship, but his own implicit understanding of how friendship works is also strikingly intimate and intense. Makes me want to think further about it, perhaps through writing...and to ask myself some hard questions.
I wanted to love this book. I heard an interview with him on NPR and did something I rarely do... Buy a book instead of waiting for the libry to get it. It took me over a year to slog thru this. If you love Greek philosophy more than current scientific studies- this book IS for you. It was not for me. It was dry, mundane and too haughty. There were a handful of decent takeaways in a sentence or two. The NPR interview was 1000 times more interesting in my opinion. Listen to that and skip this.
Too much reliance on literature, film, and art. But it gets a lot better when the focus turns to talking about the disintegration of friendships. Not a practical book on how to develop or maintain good friendships, but nevertheless a worthwhile read.
A simply written book for an easy read. Unlike most other philosophy books that requires you to read a sentence twice to figure out what exactly the author meant, Nehamas has made it light but insightful enough so that it does not become too watered down nor too heavy for an afternoon read.
Aristotle's conception of categories of friends Idea that the reasons we care for closest friends can't be described accurately because it's an asthetic
This entire review has been hidden because of spoilers.
بار اولی که او را دیدم لخت بود. فقط یک مایو پایش بود. بدن زیبایی داشت. یکی از بچه ها ما را به هم معرفی کرد. ترم اول دانشگاه بودم و با همه غریبه. اما تند تند دوست پیدا میکردم. مکالمه کوتاهی داشتیم و بعدش هر کداممان رفتیم سراغ کارمان اما از همانجا دوستی ما شروع شد. شبها داخل خوابگاه مافیا بازی میکردیم. توی سلف با هم غذا میخوردیم. هر کاری رشته دوستی ما را بیشتر در هم تنیده میکرد. کرونا که آمد، دانشگاه ها مجازی شد و از هم دور شدیم. من هم دیگر سراغی از او نگرفتم اما او هر ماه به من زنگ میزد و حالم را میپرسید. حالا چهارسال از رفاقتمان میگذرد. هرجا یک رفیق میتوانست کنار رفیقش باشد، کنارش بودم و با مشکلات و تلخی هایش کنار آمدم. هرچه فکر میکنم صفات بد بزرگ و اعصاب خورد کنی دارد که هر کدام از آنها برای ایجاد یک تنفر تمام عیار کافیست اما بازهم دوستش دارم. شخصیت ما مثل یک پازل است که باید قطعه های مختلف آن را در طول سالیان مختلف از مکان های مختلف برداریم و درونمان بگذاریم. نکته مهم این است که از این قطعات، ترکیبی منسجم و جدید بسازیم. حرف زدن با دوستان این خوبی را دارد که به هر کدام از این قطعه ها مجال بروز میدهیم. ما با هر دوستی، به گونه خاصی رفتار میکنیم و وجه خاصی از خودمان را بروز میدهیم. وقتی آنچه درونمان است به زبان می آید و پرداخته میشود، آن قطعه پازل جای واقعی خودش را در شخصیت ما پیدا میکند و تعارضش با سایر قطعه ها را برطرف میکند. ما دوست میمانیم چون فکر میکنیم هنوز ابعادی از شخصیت دوستمان بر ما آشکار نشده یا او همچنان میتواند شخصیت ما را به نقاط جدیدی برساند اما اگر رفتاری از دوستمان ببینیم که تفسیر ما را از کارهای گذشته او تغییر دهد ممکن است رابطه مان را با او پایان دهیم. گاهی بگومگو میشود و گاهی دوری. در یک کلام«دیگر آینده مشترکی با هم نمیبینیم.» ما دوستانمان را به خاطر خودشان دوست داریم نه ویژگی هایشان چراکه میشود دیگر با آنها دوست نبود اما آن ویژگی ها همچنان در دوستمان هست و ما همچنان آن ویژگی ها را دوست داشته باشیم. کتاب فلسفه دوستی تاملی طولانی درباره دوستی است. کشف و شهود چندانی ندارد و خیلی جاها روده درازی کرده. این کتاب را کنار کتاب «مرگ» نشر گمان میگذارم که آنهم صرفا از اینور و آنور درباره موضوع اصلی مطلب سر هم کرده و درباره همه این مطالب نظرش را گفته.
از جنبه فلسفی-نظری از این کتاب زیاد یادگرفتم. مثلا اینکه روابط به سه دلیل شکل میگیرن: یا سودی که آدما به هم میرسونن (منفعت عملی) یا صرفا از حضور هم لذت میبرن و یا اینکه "جذب فضیلت"های هم شدن نمیشه گفت حتما وقتی یه رابطه هست هر دو طرف بهش دیدگاه یکسانی دارند و قطعا ممکنه متفاوت باشه ولی چیزی که حائز اهمیته اینه که خوبه آدم چشماشو باز کنه اگه مثلا پایه رابطه منفعت عملی هست آیا متعادل و متقابله؟ و واقعا این قضیه منو به فکر وا داشت. نکته فلسفی-نظری بعدی اینکه یه جایی از کتاب درباره این حرف میزنه که چرا روابط تموم میشند و چرا سوتفاهما به وجود میاند. چیزی که برای من اینجا جالب بود این بود که فهمیدم تا وقتی ما مطابق انتظارات طرف مقابل رفتار کنیم میتونیم پذیرفته بشیم. انتظاراتش یعنی شناختی که از ما داره. مثلا اگه من آدم شوخی شناخته بشم میتونم یه شوخیای بکنم و آدما میگذرن و دوستام میخندن چون من اینطور شناخته شدم. ولی اگه آدم جدیای باشم خیلی راحت سر یه شوخی بد میتونه ارتباطاتم بهم بخوره. چرا؟ چون هیچکس انتظارشو نداشته و قبولش نمیکنه. هر عملی تو دید بقیه ممکنه به یه نیتی دیده بشه، مثلا "خوبی کردن" یا "خودنمایی کردن" یا "کمک کردن به خاطر خودش و حس خوبی که دریافت میکنه" یا "کمک چون فکر میکنه در نقش دوست وظیفهشه" و... اینجا هم اون بحث شناختی که آدما از ما دارن میاد وسط و اونطوری از اعمال یا حرفامون برداشت میکنن و هم اینکه شاید اگه دوستتون یه چیزی رو خوب میبینه واقعا خوب نیست و صرفا چون دوستتونه بدیتون رو نمیبینه یا شبیهید و این ویژگی اذیتش نمیکنه و براش بد شمرده نمیشه. اینم نکته مهمیه، یعنی من با یکی دوستم و ما دو تا یه ارتباط خاصی که فقط بین ماست رو داریم و برداشتای خودمون و چیزایی که از هم میبینیم و از هم یادمیگیریم و... و همه اینا بین جفت ما پذیرفته شده هستند، چیزایی که ممکنه لزوما خوب یا پذیرفته شده نباشند. (خطر دوستی :")
فارغ از بحث فلسفی-نظری، یکی از جذابیتای دیگه این کتاب برای من این بود که چند تا اثر هنری (نقاشی و نمایشنامه و ادبیات) رو بررسی میکنه. داستان رو میگه یا تصویر رو توصیف میکنه و بعدش یه جورایی توضیح میده که هرچیزی اینجا یعنی چی و چه مفهومی رو میرسونه و این واقعا برای من خیلی زیبا بود چون دوست دارم معنی ضمنی چیزا رو بفهمم :")