کمکم میشیم یه مشت موجود بدبخت بیقیدوبند. خیلی زود فقط میشیم مالیاتدهندههای دیوونهای که کارمون زیاد کردن خدمات عمومیه… و از بچههای خودمون یه مشت مالیاتدهندهی محشر درست میکنیم که میتونن برای یک جفت کفشِ بسکتبال آدم بکشن.
ص ۶۳ ـ ۶۴
جهان نمایش مجموعهای است از متنهایی که برای صحنهی نمایش یا دربارهی آن نوشته شدهاند. انواع نمایشنامه، چه برای اجرا و چه صرفاً برای خوانده شدن، از جمله نمایشنامههایی با اقتباس از آثار ادبی یا سینمایی، و نیز متنهای نظری در حوزهی درام و نقد آثار نمایشی، در این مجموعه جای میگیرند.
والا راستش این سه ستاره رو بیشتر از خود نمایشنامه به ترجمه و روی جلد دادم که خیلی پسندم بود. وگرنه خود نمایشنامه از نظر من یه ستاره هم از سرش زیاد بود. محتمله به خاطر اینکه من درک درستی از نمایشنامه نداشتم انقدر بدم اومد ازش. ولی به هر حال از نظر من پرت و پلا بود. یه فضای اروتیک خشن که سر و تهش معلوم نبود. تمام مدت همش این سوالو داشتم که خب که چی!!
اما یه چیز جالب داشت که اگر خوب بهش پرداخته میشد شاید بد نبود. همون محتوایی که هانکه در فیلم «قارهی هفتم» به نمایش در میاره. یه خانواده که بیدلیل یا به دلایلی نامعلوم تصمیم میگیرن همهچیزشون رو نابود کنن و خودشونو بکشن... ترجمه روان و خوب بود. طرح روی جلد رو هم خیلی خوشم اومد.