در این کتاب با نظرات سقراط در مورد ده حوزه عدالت، الهیات، آموزش، فضیلت آرمانها، فلسفه، معرفت شناسی، سیاست، اخلاق، جاودانگی آشنا میشوید. پس از خواندن این کتاب، انتظار میرود که از رهنمودهای سقراط در این دنیای مدرن استفاده نمایید.
خواندن این کتاب را به تمامی افراد توصیه میکنم زیرا دارای مطالب و محتوایی کاملا کاربردی برای جامعه و شرایط امروز است. به دلیل اینکه متن اصلی دارای اسامی خاص فراوان بود، در هنگام ترجمه سعی شده تا با پاورقیهای جامع و کامل، جای هیچ گونه ابهامی باقی نماند.
امید است در دنیای امروز که نیاز به عدالت شدیدا احساس میشود و شاید معنای عدالت واقعی کمرنگ شده باشد، چنین کتابهایی به مثابه چراغ راه تان برای تشخیص عدالت از بیعدالتی بوده و به همه ما کمک کنند تا انسانهایی عادل باشیم.
فیلسوف بزرگ انگلیسی، آلفرد وایت هد در مقاله خود «پویش و واقعیت» در ۱۹۲۹ گفت: «بهترین ویژگی کلی سنت فلسفی اروپا این است که شامل مجموعهای پاورقی در مورد افلاطون میباشد». پس جای تعجب نیست که ایدههای افلاطون تقریباً بعد از دو هزار و نیم هزاره، هنوز از اهمیت ویژهای در جهان برخوردار هستند.
ما مشهورترین اثر او جمهوری را به کمک مدرنیته بررسی خواهیم کرد تا ایدههای پایدار آن را در بستر پیشرفتهایی قرار دهیم که طی قرنها کندو کاو حاصل شده اند. آیا این کار برای ما سودمند خواهد بود؟ تا آنجا که من میدانم، بیل واترسون کاریکاتوریست مورد علاقه همه، در سخنرانی خود برای فارغ التحصیلان در سال ۱۹۹۰ در کالج کنیون، اوهایو بهترین پاسخ را به این سوال داده است.
خواندن کتابهای آن فلاسفه بزرگ با متنهای سنگین و ثقیل در زمان کنونی ممکن است به کارتان نیاید، اما اگر آن کتابها شما را وا داشتند تا از خودتان بپرسید چه چیزی زندگی را حقیقی هدفمند پر معنا و ارزشمند میکند، بهترین ابزارهای ذهنی را به دست خواهید آورد و آنها همه وقت برای تان مفید خواهند بود.
محتوای اصلی در فصل اول، بحثی بین سقراط و تراسیماخوس درباره ماهیت عدالت است. در مقدمهٔ این بحث جذاب، گپی دوستانه بین سقراط و میزبان سالخوردهاش سفالوس را آورده ایم. سقراط برای گفتگو با سالخوردگان اشتیاق زیادی نشان میداد، زیرا اعتقاد داشت آنها راهی را که ما باید برویم، پیشتر رفته اند.
پس گفتگو را با این سوال آغاز کرد که آیا این مرحلهٔ زندگی یعنی پیری دشوار است یا او عقیده دیگری دارد. سفالوس پاسخ داد که شخصاً از گذر عمر شکایتی ندارد. از عواطف جوانی خلاص شده و در آرامش تجربه قرار گرفته است. به گفته وی، بیشتر مشکلات ناشی از پیری، واقعاً عواقب خلق و خوی فرد میباشند. همچنین بر این نکته تأکید میکند که چنین آرامشی فقط در صورتی ممکن است که هیچ دینی به انسانهای روی زمین یا خدایان در آسمان نداشته باشید.