دستان سپهسالار، آرایشگر معروف و زبردستی است که اهل محل از روی اعتبار و خوشنامی پدربزرگش او را نوهحاجی صدا میزنند. دستان طی اتفاقاتی عاشق جانا، خواهرزادهی بزرگترین دشمنش میشود. چشم روی آبروی خود میبندد و جوانمردانه به پای عشق و احساسش میایستد. به ظاهر همه چیز با یک معامله شروع میشود. این در حالی است که جانای زخم خورده از تقدیر، گمان میکند دستان دشمن اوست و محض انتقام آمده... اما دستان برای اینکه حامی این دختر باشد ناچار است آبرویش را گرو بگذارد. آتش عشق دستان، جوانمرد آن محله، با آن غرور و سرسختیاش، به حدی شعلهور و سوزان است که میتواند دل سرمازدهی دخترک سرکش ما را بهپای احساسات خالصانه و مردانه و پاکش گرم کند، اما جانا...
فرشته تات شهدوست ملقب به فرشته 27 متولد 17 شهریور سال 1369 از ورامین، متاهل و صاحب دو فرزند میباشد. شهرت فرشته تات شهدوست به انتشار رمان گناهکاردر نودهشتیا برمیگردد؛ این اثرنخستین اثر چاپی او در سال 96 است . سبک نوشته و آثار او بیشتر رمانهای عاشقانه است. از دیگر اثار پرطرفدار آن میتوان به ببیار بارون، تباهکار، مهجبین و... اشاره کرد.
واقعا چطور ممکنه چند سال پیش با ذوق منتظر می شدم این مزخرفات چاپ بشن و بعد می خوندمشون؟اومدم بخش هایی از این کتاب رو دوباره خوندم و حالت تهوع گرفت. همش قلدر بازی و منم منم کرکتر مرد،ناموس و غیرت ، تعصب،آبرو، توی محل کارت مزاحمت شدن انقدر میگی برمسرکار واس چی؟، با پسر غریبه چه حرفی داشتی که خندیدی، دوس دارم موهاتو فقط خودم ببینو موهاتو بپوشون و آرایشتو کمرنگ کن و نمیزارم طلاق بگیری پس میام یه چن باری بدون رضایتت به بهانه اینکه زنمی بهت تجاوز می کنم تا باردار شی وآره من خیلی جوانمردمو کوفتو زهرمار اه بعد میان میگن چجور اینهمه قتل به بهانه ی ناموس زیاد شده، وقتی یک نویسنده به خودش جرعت میده همچین خزعبلاتی بنویسه و اجازه چاپ می گیره و در عوض مشکلات اجتماعیِ کتاب های دیگه سانسور می شه ،وقتی قتل به بهانه غیرت اتفاق میفته و مجازاتی در نظر گرفته نمیشه در عوض معترضی با آتش زدن سطل زباله اعدام میشه چه انتظاری میشه داشت؟
اصن دوسش نداشتم چن جا پسره واسه اینکه دختره رو وادار به موندن کنه عملا بزور باهاش رابطه برقرار میکنه تا باردار بشه اما نویسنده اینکارو یه جورایی عاشقانه جلوه میده🤦♀️ دختره با اینکه قبلا ازدواج کرده اما هیچ رابطه جنسی نداشته،من نمیدونم چه اصراریه حتما دختره فقط و فقط باید با شخصیت اصلی اولین رابطش رو داشته باشه😐 و به خاطر اطناب، الکی حجمش زیاد شده بود ،پایانش هم فرا آبکی بود
سوژش خوب بود. هیجانی و کمتر استفاده شده. قلمشم خوب بود اما کش داده شده بود یه سکانس هایی چند بار تکرار میشد تو رمان. یه قسمت هایی انگار بیخودی یه مسئله کوچیک بزرگ نمایی میشد...