ضعیف، خیلی ضعیف تر از اونی که فکرش رو میکردم! مسلمه که خط روایت و پنجره ای که برای دیدنش باز میشه خیلی مهم تر از خود واقعه است. متاسفانه نویسنده هول هولکی میخواست قصه ش رو بگه و بره. جزئیاتِ نخ نما هم نتونست به جذاب تر شدنش کمک کنه. اگر نیروهای امنیتی ناراحت نمیشن بگم که کتاب جدیدی ازتون ننوشتن تقریبا همون قلاده های طلایی که هر سال ۹ دی میبینیم :) حقیقتاً خورد تو ذوقم یکم خلاقیت..یکم داستان پردازی لطفا... دومین ستاره رو هم فقط به احترام شهدایی که ازشون تو کتاب یاد شد دادم و درستش این بود ندم.
جانبها ... بهای جان جز شهادت نیست ؟! قلم نویسنده از اون قلم هایی بود که دوستش داشتم و سیر داستان طوری نبود که بشه تهش رو حدس زد و البته نگاه نویسنده به مسائل اجتماعی جالب بود و روایت گری که به نظرم کمتر در ادبیاتمون داریم .... روایت وقایع و درگیری های تهران .... وقایع از ما دور نیست !دغدغه ها از ما دور نیست و درک اینکه یه آدم چه ابعادی دیگه ای تو زندگیش هست رو میشه قشنگ با این کتاب لمس کرد .... و تهش به قول خود نویسنده امیدوارم این حکایت واقعی نباشه :)))
خیلی وقت بود که هی اینور و اونور چشمم بهش میخورد. اوایل فکر میکردم کتاب دفاع مقدسی یا مربوط به شهدای مدافع حرمه ... تا اینکه چندوقت پیش فهمیدم که کتاب رمانه با داستان امنیتی ... یه جایی دیدم دارن با کتابای حدادپور مقایسه اش میکنن و همین کنجکاو ترم کرد. داستان با حضور در سوریه شروع میشه و در ادامه به اغتشاشات ۸۸ ایران میرسه. به نظر من نه تنها کشش خیلی زیادی نداشت بلکه حرف زیادی هم برای گفتن نداشت. من از ۱۰ بهش ۴ نمره میدم. ولی از خوندنش پشیمون نیستم. https://taaghche.com/book/98514/%D8%A...
📚✨«جان بها» روایت نفسگیر، پرهیاهو و حقیقی سید مصطفی موسوی است از ماجراهای امنیتی که برای سربازان گمنام امامزمان اتفاق میافتد. 🔗♥️در تلههای داعش باشد یا خیابانهای تهران، آنان برای دفاع از آرمانهایی که باورشان دارند، همیشه در میدان خواهند بود . 🔸در این اثر که کتابستان معرفت آن را به کتابرسان، آوردهاست، عشق و خون، اشک و شادی، رشادت و شهادت به هم می آمیزد و با مکالماتی فراموش نشدنی میان شخصیتها، کتابدوستان را به وجد می آورد «جان بها» را از طاقچه دریافت کنید https://taaghche.com/book/98514
هنوز پایانش رو هضم نکردم. خیلی غافلگیرکننده بود. کتابش خوب بود. نقطه ی قوتش بنظرم پایان بندیش بود و قلمی که یه جورایی پای کتاب نگهت میداشت. بعضی توصیفاتش اضافی بود و بعضی توصیفاتِ لازم جاشون خالی بود. شخصیت پردازی ضعیف بود. ارتباط دهی میان وقایع و فصل های کتاب چندان رضایت بخش نبود. اما در کل پیشنهادش می کنم. جالب بود برام.
کتاب خوبی هست برای لحظه ای درنگ داستان خاص یا هیجان انگیزی نداره...فقط آخرو عاقبت آدم های داستان هست که آدم رو به فکر وا میداره یه جورایی آدم رو به فکر میندازه که حواسشو جمع کنه زیر پرچم کی داره سینه میزنه
جانبها روایت ابراهیم ، یک نیروی امنیتیه که از سوریه و درگیری با داعش آغاز و به اغتشاشات و کوچه و پس کوچه های تهران ختم میشه. درسته که کتاب برخی از جاها حرف های شعاری کم نداشت اما به سبب داستان گیرا و متن روان از یه جایی به بعد نمیشد کتاب رو زمین گذاشت!
موقعیت انتخابی برای خلق داستان جالب بود اما استفاده ی خوبی از آن نشده بود و در نهایت داستانی فاقد جذابیت خاص خلق شده بود. پایان داستان هم شاید ظاهری جذاب داشت اما حقیقتا دلچسب نبود.
یه رمان تر و تمیز و قشنگ.هم هیجان داره هم غم و ناراحتی ولی داستان راضی کننده است و قابل تعمل.جای یه همچین کتاب هایی توی ادبیات داخلی خالیه.ارزش خوندن داره قطعا «جان بها» را از طاقچه دریافت کنید https://taaghche.com/book/98514
این نظر شخصیمه و اون اینه که: برای دغدغه و موضوعی که نویسنده داشته کاملا احترام قائلم ولی ارزش این وقت کمی روهم که براش گذاشتم نداشت، همون حرف دوستان که هرکپشن نویس خوبی نمیتونه یه نویسنده خوب باشه، داستان خیلی سطحی و صرفا توصیفی بود، خلاقیت و چیز خرق عادتی نداشت زیاد ازش لذت نبردم ولی بازم شاید در حد خودش کتاب خوبیه و سلیقه خیلی هاست منتها سلیقه من نبود با آرزوی موفقیت برای نویسنده