What do you think?


زن زیادی
مجموعه داستان، شامل
رساله پولوس رسول به کاتبان
سمنوپزان
خانم نزهتالدوله
دفترچه بیمه
عکاس بامعرفت
خدادادخان
دزد زده
جاپا
مسلول
زن زیادی
چاپ نهم ۱۴۰۲
رساله پولوس رسول به کاتبان
سمنوپزان
خانم نزهتالدوله
دفترچه بیمه
عکاس بامعرفت
خدادادخان
دزد زده
جاپا
مسلول
زن زیادی
چاپ نهم ۱۴۰۲
176 pages, Paperback
First published June 1, 1950
Ratings & Reviews
Friends & Following
Create a free account to discover what your friends think of this book!
Community Reviews
Displaying 1 - 30 of 206 reviews
December 14, 2015
یکی از فاکتورهایِ خوبِ داستان هایِ جلال این هستش که به هر زمانی میشه ربطش داد و مثالِ شخصیت ها و عناصرِ داستانش در هر خانواده و دوست و آشنا، حداقل در یک نفر دیده میشه، به زبانِ ساده اینکه، شخصیت هایِ داستان هایِ این کتاب رو میتونیم در اطرافِ خودمون ببینیم... حرف هایِ زنانه و خاله زنک بازی هایِ زنان در « سمنو پزان».... البته با این تفاوت که امروزه بر خلافِ گذشته، عده ای از مردان، واردِ مسائل «خاله زنکی» میشن.... بارها و بارها همۀ ما زنان و دخترانی مثلِ « نزهت الدوله» رو در بین دوستِ و آشنا دیده ایم؟، دقیقاً با همان طرزِ رفتار و همان دربدری برایِ شوهریابی
امّا در میانِ داستان هایِ این کتاب، به نظرم داستانِ « مسلول» چیزِ دیگری بود، بسیار تأثیر گذار،... سرشار از تشبیهاتِ بسیار زیبا که فقط میتوانست از ذهنِ خلاقِ آل احمد، تراوش کند... تشبیهِ نگاهِ مریضان، تشبیهِ آسایشگاه و دکتر و دستگاهِ اسکن... همه و همه زیبا و خلاقانه بود
در پایانِ داستانِ «مسلول» این جملۀ جالب آمده بود: من پاکتِ بزرگ و سیاهِ عکسِ سینه ام را زیرِ بغلم حس کردم، درست به کارنامۀ مردودی میماند که به دستِ یک بچه مدرسه ای داده باشند
پیروز باشید و ایرانی
امّا در میانِ داستان هایِ این کتاب، به نظرم داستانِ « مسلول» چیزِ دیگری بود، بسیار تأثیر گذار،... سرشار از تشبیهاتِ بسیار زیبا که فقط میتوانست از ذهنِ خلاقِ آل احمد، تراوش کند... تشبیهِ نگاهِ مریضان، تشبیهِ آسایشگاه و دکتر و دستگاهِ اسکن... همه و همه زیبا و خلاقانه بود
در پایانِ داستانِ «مسلول» این جملۀ جالب آمده بود: من پاکتِ بزرگ و سیاهِ عکسِ سینه ام را زیرِ بغلم حس کردم، درست به کارنامۀ مردودی میماند که به دستِ یک بچه مدرسه ای داده باشند
پیروز باشید و ایرانی
October 30, 2018
فکر میکنم جلال خدابيامرز شب های زیادی رو بخاطر سر و صدای بیرون خونه نتونسته بخوابه، آخه تو تعداد زیادی از داستاناش شخصیت ها از اين مسئله گله می کنند :))
داستان سمنوپزان هم به نظرم یکی از زیباترین داستان کوتاه های ایرانی است که تابحال خوندم و از خواندنش هم سیر نمی شم چرا که توصیفات و حال و هوای قصه فوق العاده و دلنشین است
و توی توییتر خوندم یک جا نوشته بود :
هر کی در نوجوانی و جوانی طرفدار شریعتی و آل احمد نباشه احساس نداره و اگر در بزرگسالی طرفدارشون باشه عقل نداره!
و چه زشت است جايگزين كردن "تحقير شخصيتها" بجاي "نقد روشها"
داستان سمنوپزان هم به نظرم یکی از زیباترین داستان کوتاه های ایرانی است که تابحال خوندم و از خواندنش هم سیر نمی شم چرا که توصیفات و حال و هوای قصه فوق العاده و دلنشین است
و توی توییتر خوندم یک جا نوشته بود :
هر کی در نوجوانی و جوانی طرفدار شریعتی و آل احمد نباشه احساس نداره و اگر در بزرگسالی طرفدارشون باشه عقل نداره!
و چه زشت است جايگزين كردن "تحقير شخصيتها" بجاي "نقد روشها"
November 30, 2015
یکی از فاکتورهایِ خوبِ داستان هایِ جلال این هستش که به هر زمانی میشه ربطش داد و مثالِ شخصیت ها و عناصرِ داستانش در هر خانواده و دوست و آشنا، حداقل در یک نفر دیده میشه، به زبانِ ساده اینکه، شخصیت هایِ داستان هایِ این کتاب رو میتونیم در اطرافِ خودمون ببینیم... حرف هایِ زنانه و خاله زنک بازی هایِ زنان در « سمنو پزان».... البته با این تفاوت که امروزه بر خلافِ گذشته، عده ای از مردان، واردِ مسائل «خاله زنکی» میشن.... بارها و بارها همۀ ما زنان و دخترانی مثلِ « نزهت الدوله» رو در بین دوستِ و آشنا دیده ایم؟، دقیقاً با همان طرزِ رفتار و همان دربدری برایِ شوهریابی
امّا در میانِ داستان هایِ این کتاب، به نظرم داستانِ « مسلول» چیزِ دیگری بود، بسیار تأثیر گذار،... سرشار از تشبیهاتِ بسیار زیبا که فقط میتوانست از ذهنِ خلاقِ آل احمد، تراوش کند... تشبیهِ نگاهِ مریضان، تشبیهِ آسایشگاه و دکتر و دستگاهِ اسکن... همه و همه زیبا و خلاقانه بود
در پایانِ داستانِ «مسلول» این جملۀ جالب آمده بود: من پاکتِ بزرگ و سیاهِ عکسِ سینه ام را زیرِ بغلم حس کردم، درست به کارنامۀ مردودی میماند که به دستِ یک بچه مدرسه ای داده باشند
پیروز باشید و ایرانی
امّا در میانِ داستان هایِ این کتاب، به نظرم داستانِ « مسلول» چیزِ دیگری بود، بسیار تأثیر گذار،... سرشار از تشبیهاتِ بسیار زیبا که فقط میتوانست از ذهنِ خلاقِ آل احمد، تراوش کند... تشبیهِ نگاهِ مریضان، تشبیهِ آسایشگاه و دکتر و دستگاهِ اسکن... همه و همه زیبا و خلاقانه بود
در پایانِ داستانِ «مسلول» این جملۀ جالب آمده بود: من پاکتِ بزرگ و سیاهِ عکسِ سینه ام را زیرِ بغلم حس کردم، درست به کارنامۀ مردودی میماند که به دستِ یک بچه مدرسه ای داده باشند
پیروز باشید و ایرانی
May 3, 2024
مجموعه داستان
October 17, 2022
چی بگم والا؟ چندتا داستان معمولی و بی ربط که اسم آخریش زن زیادیه.
البته که هر داستانی پیامی داره اما خب...
آنچنان گیرا نبود.
.
.
حدود یک سالی هست که قفلی زدم رو جلال و خیلی کتاباشو خوندم. کتاباش که تمومی نداره اما چون عمر من تمومی داره یا دیگه نمیخونم ازش یا احتمالا غرب زدگی و خسی در میقاتشو بخونم.
البته که هر داستانی پیامی داره اما خب...
آنچنان گیرا نبود.
.
.
حدود یک سالی هست که قفلی زدم رو جلال و خیلی کتاباشو خوندم. کتاباش که تمومی نداره اما چون عمر من تمومی داره یا دیگه نمیخونم ازش یا احتمالا غرب زدگی و خسی در میقاتشو بخونم.
October 11, 2020
سمنوپزان و زن زیادی از بقیه جالبتر بودن. کلا هم برام جالب بود چطوری یه مرد این مسایل خاله زنکی رو میدونه. احتمالا وقتی بچه بوده بیشتر با مادرش وقت میگذرونده تا پدرش.
June 11, 2023
داشتم ریویوها رو میخوندم یکی نوشته بود چقدر خوبه زندگی زنها الان مثل کتاب نیست!!! جانم زندگی تو مثل اینا نیس،وگرنه خیلی از زنان این مرز و بوم هنوز دچار مردسالاری و تحجر خانواده هاشون هستن.چقدر بد چیزی تو این همه سال عوض نشده.
January 19, 2020
کمی متفاوت تر از دو کتاب قبلی بود. از لحاظ نوع شخصیت ها و حتی تفکر پشت اون.
داستان ردپا رو امروز صبح می خوندم و وقتی از مترو بیرون اومدم (تازه داستان تموم شده بود) توی برف ها سر در آوردم و مزه مزه اش کردم :) تصادف جالبی بود.
داستان زن زیادی از یه جهت برام جذاب بود. اول به خودم گفتم که چی؟ چی می خواست بگه؟ بعد یهو متوجه نکته داستان و درون مایه اش شدم
داستان ردپا رو امروز صبح می خوندم و وقتی از مترو بیرون اومدم (تازه داستان تموم شده بود) توی برف ها سر در آوردم و مزه مزه اش کردم :) تصادف جالبی بود.
داستان زن زیادی از یه جهت برام جذاب بود. اول به خودم گفتم که چی؟ چی می خواست بگه؟ بعد یهو متوجه نکته داستان و درون مایه اش شدم
February 24, 2021
«مگر همه ی زنها پنجه ی آفتابند؟»
April 18, 2020
خوبی قرنطینه اینه که اون کتابی که همیشه تو قفسه نخونده هام بود رو هم خوندم
از سال ۹۴ نخونده مونده بود تا الان
هیچ برام جذاب نبود هیچ
حتی صادقانه بگم بعضی داستانا رو فقط با چش تند تند خوندم تا فقط تموم شه
از سال ۹۴ نخونده مونده بود تا الان
هیچ برام جذاب نبود هیچ
حتی صادقانه بگم بعضی داستانا رو فقط با چش تند تند خوندم تا فقط تموم شه
February 16, 2026
همه چیز و هیچ چیز! چند داستان که هیچ کدوم انقدر که انتظار داشتم جذاب نبود.
May 25, 2015
زن زیادی اولین کتابی بود که از جلال میخوندم و با اینکه یک سری داستان کوتاه بود ولی تصوراتم نسبت به نثر و تا حدودی شخصیت جلال تغییر کرد. اگه توی این کتاب بخواین دنبال مفاهیم فلسفی و اینجور چیز ها بگردید، نمیگم پیدا نمیکنید، چرا پیدا میکنید ولی مثل داستان جاپا تقریبا میبینید که به فاجعه منجر شده.
کتاب با داستان خوبی شروع میشه. هم پایان جالبی داره هم اصطلاحاتی که توش به کار رفته بود برام جالب و آموزنده بود. داستان دوم هم خوب و دوست داشتنی بود. اما روند کیفی داستان ها همین طور افت پیدا میکنه. تا داستان جاپا که به نظرم بسیار بد بود که نویسنده میخواست مقصودشو خیلی برهنه بگه. اما دو داستان اخر . یکی از نظر مفهومی داستان خوبیه و شاید سرگذشت همه ما باشه و یکی از نظر داستان نویسی دوست داشتنیه. جلال از یک ماجرای تلخ یک داستان خوب ساخته .
کتاب با داستان خوبی شروع میشه. هم پایان جالبی داره هم اصطلاحاتی که توش به کار رفته بود برام جالب و آموزنده بود. داستان دوم هم خوب و دوست داشتنی بود. اما روند کیفی داستان ها همین طور افت پیدا میکنه. تا داستان جاپا که به نظرم بسیار بد بود که نویسنده میخواست مقصودشو خیلی برهنه بگه. اما دو داستان اخر . یکی از نظر مفهومی داستان خوبیه و شاید سرگذشت همه ما باشه و یکی از نظر داستان نویسی دوست داشتنیه. جلال از یک ماجرای تلخ یک داستان خوب ساخته .
July 19, 2023
در زمانی که هنوز لفظ فمینیسم در ایران و شاید جهان رونقی نگرفته بود جلال دغدغههایش را به روی کاغذ نشاند.
زن زیادی حول مضمون زنستیزی پنهان در جامعه و ارزش کم زن در سالهای ابتدایی قرن حاضر است.او مبارزهی خود با این طرز تفکر را ، در سبک رئالیستی داستانهایش با محور جدال با ارتجاع، پیریزی کرده است.
زن زیادی نُه داستان کوتاه و نیمهبلند را شامل میشود. اسامی فصول به ترتیب عبارتاند از: سمنوپزان، خانم نزهتالدوله، دفترچهی بیمه، عکاس بامعرفت، خدادادخان، دزدزده، جاپا، مسلول و زن زیادی.
اسم مجموعه از آخرین فصل برگرفته شده و اکثر داستانها هم درمورد زنان و رفتارهای زنانه است.
نخ تسبیح اصلی داستانها حماقت است.جهلِ مورد نظر جلال، بیشتر جهل مرکب است یعنی جهلی که خود جاهل از وجود آن جهل در خود باخبر نیست و بعضا به جاهای خطرناکی کشیده میشود...
زن زیادی حول مضمون زنستیزی پنهان در جامعه و ارزش کم زن در سالهای ابتدایی قرن حاضر است.او مبارزهی خود با این طرز تفکر را ، در سبک رئالیستی داستانهایش با محور جدال با ارتجاع، پیریزی کرده است.
زن زیادی نُه داستان کوتاه و نیمهبلند را شامل میشود. اسامی فصول به ترتیب عبارتاند از: سمنوپزان، خانم نزهتالدوله، دفترچهی بیمه، عکاس بامعرفت، خدادادخان، دزدزده، جاپا، مسلول و زن زیادی.
اسم مجموعه از آخرین فصل برگرفته شده و اکثر داستانها هم درمورد زنان و رفتارهای زنانه است.
نخ تسبیح اصلی داستانها حماقت است.جهلِ مورد نظر جلال، بیشتر جهل مرکب است یعنی جهلی که خود جاهل از وجود آن جهل در خود باخبر نیست و بعضا به جاهای خطرناکی کشیده میشود...
June 20, 2020
نتونستم جذبش بشم،راستش روی این کتاب و جناب آل احمد حساب دیگه ای کرده بودم.
بین اون همه داستان ،داستان سمنو پزان بیشتر به دلم نشست توصیف اون همه جزئیات جالب بود.
بین اون همه داستان ،داستان سمنو پزان بیشتر به دلم نشست توصیف اون همه جزئیات جالب بود.
August 6, 2021
کتاب زن زیادی از 10 تا داستان کوتاه تشکیل شده که هرکدوم روایت گر مسائل فرهنگی و سیاسی و...است. به نظر من ولی کمی تا قسمتی کسل کننده بود و فقط دو داستان اول کتاب و دو داستان آخر کتاب خوب بود. دروغ نگم بقیه رو از سر اجبار خوندم.
December 10, 2018
مدیر مدرسه رو قبل این خونده بودم و خیلی مطمئن میگم بیشتر از زن زیادی ارزش خوندن داره
July 30, 2022
دوازده سالگی و به اصرار مامان خوندمش. چیز زیادی ازش یادم نیست.😅
December 20, 2015
نمره ی واقعی: 2.5
داستان هایی که من بیشتر پسندیدم: سمنوپزان، عکاس با معرفت، خداداد خان، دزدزده، و زن زیادی
حاشیه: در مورد آن رساله ی پولس به کاتبان که در اول کتاب آمده و عده ای را به گمان واقعی بودنش اسیر خود کرده، برای نمونه نگاهی بیاندازید به اینجا. البته من صرفا نگاهی به مقاله کردم و نخواندمش اما مؤلف می خواهد نشان دهد جلال چرا این نوشته را برای زدن حرف هایش انتخاب کرده
August 16, 2016
ایده های خوب
نثر متوسط
پرداخت ضعیف
گویندگی فالش و مسخره (به سبک اباذری) :))
من با ادبیات متعهد هیچ مشکلی ندارم... فقط زیاد پیش می آید که نویسندگان متعهد، فرم و زیبایی را خیلی بد فدای محتوا و نقد میکنند
نثر متوسط
پرداخت ضعیف
گویندگی فالش و مسخره (به سبک اباذری) :))
من با ادبیات متعهد هیچ مشکلی ندارم... فقط زیاد پیش می آید که نویسندگان متعهد، فرم و زیبایی را خیلی بد فدای محتوا و نقد میکنند
April 7, 2023
زن زیادی، یک مجموعه شامل ۹ داستان کوتاه.
داستان هایی که جلال به زیبایی فرهنگ و عقاید زمان خودش رو(که متاسفانه هنوز هم تو جامعه دیده میشن!) شامل مردانی که پی سیاست هستن و دخترها و زنانی که تنها راه سعادت و خوشبختی خودشون رو در شوهر کردن می بینن و به خاطر نگه داشتن این شخصیت و داشتن برچسب متاهل حاضر هستن هرچیزی رو تحمل کنن(مثل هوو داشتن، بد رفتاری و ...) رو به خوبی نشون داده.
یه سوال بی ربط توسط عضو تازه وارد گودریدز: چطور میشه عضو گروه ها شد؟😶😅
داستان هایی که جلال به زیبایی فرهنگ و عقاید زمان خودش رو(که متاسفانه هنوز هم تو جامعه دیده میشن!) شامل مردانی که پی سیاست هستن و دخترها و زنانی که تنها راه سعادت و خوشبختی خودشون رو در شوهر کردن می بینن و به خاطر نگه داشتن این شخصیت و داشتن برچسب متاهل حاضر هستن هرچیزی رو تحمل کنن(مثل هوو داشتن، بد رفتاری و ...) رو به خوبی نشون داده.
یه سوال بی ربط توسط عضو تازه وارد گودریدز: چطور میشه عضو گروه ها شد؟😶😅
May 22, 2015
کتاب زن زیادی مجموعه داستانهای کوتاهی هست که به همدیگه مربوط نیستن و هر داستان جریان مجزایی داره.
نقطه قوت و اصلی داستانهای جلال آل احمد واقعی و ملموس بودن اونهاست! انگار هر شخصیت از دل جامعه بیرون کشیده شده و هر داستان یه برش از روزمرگیهای دنیای آدمهاست. قلم ساده و روون جلال باعث میشه خودت رو درون داستان ببینی که این ویژگی خودش یکی از مهمترین اصول یه داستانه.
در مورد کتاب زن زیادی که مجموعه داستان هست یه نظر کلی دادن کار سختیه. همه ما با بعضی داستانها بیشتر و با بعضی کمتر ارتباط برقرار کردیم.
داستان سمنوپزان رو دوست نداشتم اما این دوست نداشتن ایرادی به قلم جلال نیست بلکه کلا از همچین جمعهایی با چنین باورهایی فراریام و اون جمع اینقدر خوب توصیف شده بود که باعث میشد آدم دلش بخواد از کتاب فرار کنه!
داستان خانم_نزهت الدوله رو خیلی دوست داشتم. اینقدر طنز این داستان و کششی که داشت قوی بود که متوجه نشدم کی تموم شد! حتی امروز هم نزهتالدولههای زیادی اطرافمون داریم که فقط مدلشون تغییر کرده. کنایههای این داستان عالی بود و میتونم بگم جزء بهترین داستانهای این کتاب بود.
دفترچه بیمه به شدت واقعی و گیرا بود. یک برش کاملا واقعی و بدون تاریخ مصرف از زندگی مردم تو جامعه.
عکاس بامعرفت و خدادادخان و دزدزده رو اصلا دوست نداشتم! هیچ ارتباطی با این سه تا داستان برقرار نکردم.
جاپا هم کنایهای بود به اینکه آدمها دوست دارن اثری از خودشون به جا بگذارن ولی نحوه ارائه موضوع برای من جذاب نبود.
مسلول جالب بود. همهمون یه همچین شخصیتی رو درون خودمون داریم حالا بعضیا بیشتر بعضیا کمتر! اینکه در عین حال که در پی سلامتی هستی، مریض بودن و مرکز توجه بودن رو هم زیاد بد ندونی! جمله آخرش خیلی بامزه بود! اینکه در نهایت دکتر تشخیص میده مشکلی نداره، و این موضوع براش مثل کارنامه مردودیه!
زن زیادی جز بهترین داستانهای کتاب بود! من به عنوان روانشناس تو تمام روزهای کاریم حداقل با یک مورد مشابه (نه کاملا مثل این مورد) سرگذشت این خانم سر و کار دارم! و این نشون میده اوضاع جامعه از اون زمان تا الان هنوز بهبود خاصی پیدا نکرده. یه تلنگر عمیقه که کجا بودیم و الان هنوز همون جاییم!
همونطور که از نوشتههام مشخصه به ترتیب سه داستان زن زیادی، خانم نزهتالدوله و دفترچه بیمه از دید من بهترین داستانهای این کتاب بودند.
نقطه قوت و اصلی داستانهای جلال آل احمد واقعی و ملموس بودن اونهاست! انگار هر شخصیت از دل جامعه بیرون کشیده شده و هر داستان یه برش از روزمرگیهای دنیای آدمهاست. قلم ساده و روون جلال باعث میشه خودت رو درون داستان ببینی که این ویژگی خودش یکی از مهمترین اصول یه داستانه.
در مورد کتاب زن زیادی که مجموعه داستان هست یه نظر کلی دادن کار سختیه. همه ما با بعضی داستانها بیشتر و با بعضی کمتر ارتباط برقرار کردیم.
داستان سمنوپزان رو دوست نداشتم اما این دوست نداشتن ایرادی به قلم جلال نیست بلکه کلا از همچین جمعهایی با چنین باورهایی فراریام و اون جمع اینقدر خوب توصیف شده بود که باعث میشد آدم دلش بخواد از کتاب فرار کنه!
داستان خانم_نزهت الدوله رو خیلی دوست داشتم. اینقدر طنز این داستان و کششی که داشت قوی بود که متوجه نشدم کی تموم شد! حتی امروز هم نزهتالدولههای زیادی اطرافمون داریم که فقط مدلشون تغییر کرده. کنایههای این داستان عالی بود و میتونم بگم جزء بهترین داستانهای این کتاب بود.
دفترچه بیمه به شدت واقعی و گیرا بود. یک برش کاملا واقعی و بدون تاریخ مصرف از زندگی مردم تو جامعه.
عکاس بامعرفت و خدادادخان و دزدزده رو اصلا دوست نداشتم! هیچ ارتباطی با این سه تا داستان برقرار نکردم.
جاپا هم کنایهای بود به اینکه آدمها دوست دارن اثری از خودشون به جا بگذارن ولی نحوه ارائه موضوع برای من جذاب نبود.
مسلول جالب بود. همهمون یه همچین شخصیتی رو درون خودمون داریم حالا بعضیا بیشتر بعضیا کمتر! اینکه در عین حال که در پی سلامتی هستی، مریض بودن و مرکز توجه بودن رو هم زیاد بد ندونی! جمله آخرش خیلی بامزه بود! اینکه در نهایت دکتر تشخیص میده مشکلی نداره، و این موضوع براش مثل کارنامه مردودیه!
زن زیادی جز بهترین داستانهای کتاب بود! من به عنوان روانشناس تو تمام روزهای کاریم حداقل با یک مورد مشابه (نه کاملا مثل این مورد) سرگذشت این خانم سر و کار دارم! و این نشون میده اوضاع جامعه از اون زمان تا الان هنوز بهبود خاصی پیدا نکرده. یه تلنگر عمیقه که کجا بودیم و الان هنوز همون جاییم!
همونطور که از نوشتههام مشخصه به ترتیب سه داستان زن زیادی، خانم نزهتالدوله و دفترچه بیمه از دید من بهترین داستانهای این کتاب بودند.
December 9, 2015
نوشته های جلال رو دوست دارم . شاید این کتاب از نظر ادبی یا فلسفی چیزی نداشت ولی توصیفش از آدم ها و روابطشون و فضای فکری جامعه جالب بود . این کتاب یه مجموعه داستان کوتاهه که هر کدوم به یه موردی در جامعه می پردازن . مثلا یکی از بهترین داستاناش به خرافه پرستی می پردازه که واقعا تصویر سازی زیبایی داشت .
February 2, 2025
داستان سمنوپزان به تنهایی ۵ ستاره.
October 24, 2025
کتاب «زن زیادی» اثر جلال آل احمد مجموعهای از داستانهای کوتاه است که با نگاهی انتقادی به مسائل اجتماعی، فرهنگی و جنسیتی جامعه ایران در دهههای گذشته میپردازد.
- این مجموعه شامل ۹ داستان کوتاه است.
- برخلاف تصور رایج، همه داستانها صرفاً حول محور زنان نیستند؛ بلکه مسائل مختلف اجتماعی مانند فقر، بوروکراسی، سنتگرایی و روابط انسانی را نیز در بر میگیرند.
- داستان «زن زیادی» که نام کتاب را نیز به خود اختصاص داده، به نقش کمارزش زن در ساختار سنتی خانواده و جامعه میپردازد.
- تحلیلهای انتقادی نشان میدهند که آل احمد در این داستان، زن را در موقعیتی منفعل و بیاثر قرار میدهد؛ گویی حضورش در خانواده نه تنها ضروری نیست، بلکه مزاحم نیز هست.
- این نگاه، اگرچه بازتابی از واقعیتهای اجتماعی زمانه است، اما از منظر امروز ممکن است نقدهایی به آن وارد شود، از جمله بازتولید کلیشههای جنسیتی.
- نثر آل احمد در این مجموعه، فشرده، صریح و گاه تلخ است. او با زبانی ساده اما پرمغز، شخصیتها را با جزئیات روانشناختی ترسیم میکند.
- برخی منتقدان سبک او را با نویسندگانی چون چخوف مقایسه کردهاند؛ بهویژه در پرداختن به لحظات روزمره و شخصیتهایی که در ظاهر سادهاند اما درونمایهای عمیق دارند.
نقاط قوت:
- پرداختن به مسائل اجتماعی با نگاهی انتقادی
- شخصیتپردازی دقیق و ملموس
- نثر روان و قابل فهم
نقاط ضعف:
- نگاه مردسالارانه در برخی داستانها
- گاه روایتها فاقد اوج داستانی هستند و بیشتر به شرح حال شباهت دارند.
- این مجموعه شامل ۹ داستان کوتاه است.
- برخلاف تصور رایج، همه داستانها صرفاً حول محور زنان نیستند؛ بلکه مسائل مختلف اجتماعی مانند فقر، بوروکراسی، سنتگرایی و روابط انسانی را نیز در بر میگیرند.
- داستان «زن زیادی» که نام کتاب را نیز به خود اختصاص داده، به نقش کمارزش زن در ساختار سنتی خانواده و جامعه میپردازد.
- تحلیلهای انتقادی نشان میدهند که آل احمد در این داستان، زن را در موقعیتی منفعل و بیاثر قرار میدهد؛ گویی حضورش در خانواده نه تنها ضروری نیست، بلکه مزاحم نیز هست.
- این نگاه، اگرچه بازتابی از واقعیتهای اجتماعی زمانه است، اما از منظر امروز ممکن است نقدهایی به آن وارد شود، از جمله بازتولید کلیشههای جنسیتی.
- نثر آل احمد در این مجموعه، فشرده، صریح و گاه تلخ است. او با زبانی ساده اما پرمغز، شخصیتها را با جزئیات روانشناختی ترسیم میکند.
- برخی منتقدان سبک او را با نویسندگانی چون چخوف مقایسه کردهاند؛ بهویژه در پرداختن به لحظات روزمره و شخصیتهایی که در ظاهر سادهاند اما درونمایهای عمیق دارند.
نقاط قوت:
- پرداختن به مسائل اجتماعی با نگاهی انتقادی
- شخصیتپردازی دقیق و ملموس
- نثر روان و قابل فهم
نقاط ضعف:
- نگاه مردسالارانه در برخی داستانها
- گاه روایتها فاقد اوج داستانی هستند و بیشتر به شرح حال شباهت دارند.
November 5, 2024
امتیازم بیشتر به خاطر دو یا سه تا داستانش هست که طنز خیلی خوبی داشت و توصیفات و شخصیت پردازی ها خیلی خوب بود مخصوصا جامعه ی خرافاتی ، زن ستیز و جنسیت زده ی اون زمان رو خیلی خوب در قالب داستان به تصویر کشیده بود.
سمنو پزون و خانوم نزهت الدوله رو بیشتر از بقیه دوست داشتم و از همه کمتر دفترچه ی بیمه که حوصله م رو یکم سر برد.
سمنو پزون و خانوم نزهت الدوله رو بیشتر از بقیه دوست داشتم و از همه کمتر دفترچه ی بیمه که حوصله م رو یکم سر برد.
July 21, 2019
یک مونولوگ طولانی و خسته کننده از کاراکتری که به هیچ وجه نمیشه باهاش ارتباط برقرار کرد (فاطمه)
تنها نکته مثبت داستان جایی بود که شخصیت اصلی داستان اشاره کرد چرا قبلا تلاشی نکرده و دست روی دست گذاشته
همین
تنها نکته مثبت داستان جایی بود که شخصیت اصلی داستان اشاره کرد چرا قبلا تلاشی نکرده و دست روی دست گذاشته
همین
This entire review has been hidden because of spoilers.
February 2, 2010
کتاب متوسطی از جلال آل احمد
به خواندنش میارزد، هر چه باشد، اثری از جلال است
شادی روح همه آنانی که در جستجوی حقیقت بودند، از جمله همین آقا جلال: اللهم صل علی محمد و آل محمد و عجل فرجهم
به خواندنش میارزد، هر چه باشد، اثری از جلال است
شادی روح همه آنانی که در جستجوی حقیقت بودند، از جمله همین آقا جلال: اللهم صل علی محمد و آل محمد و عجل فرجهم
June 22, 2018
فقط دو يا نهايتاً سه داستانش قابل توجه بود
January 31, 2024
همین امروز دوستی نوشت: «با جلال خوشحال نیستم.»
منم همین که ایشون گفت.
منم همین که ایشون گفت.
August 1, 2026
July 2026-
Displaying 1 - 30 of 206 reviews






























