«فیلیپ»؛ کشیش عالیمقام و مامور مسیحی کردن بومیهای ناحیه (یوتاه) از استانهای کشورهای متحده آمریکا، شانهها را بالا انداخت و از پلهها بالا رفت و پس از کسب اجازه داخل اتاق «آنابل لی» شد. این اتاق روی ایوان طبقهی اول عمارت واقع بود مبلهای باشکوه و گرانبهایی که تا هفتهی قبل زینتبخش آن بود، دیگر آن جا دیده نمیشد ولی به جای آنها پنج شش چمدان بزرگ در کمال بینظمی این طرف و آن طرف اتاق قرار داشت و به طور کلی هر کس در عمارت باشکوه آنابل لی داخل میشد، فورا حس میکرد که اهل آن خانه مسافرت مهمی در پیش دارند. اکنون تخت خواب بزرگی که شمدهای آن به زمین کشیده شده بود و هم چنین دستگاه دوشی که دور آن پاراوان مصوری قرار داشت، تنها وسیلهی زینت این اتاق محسوب میشد. موقعی که فیلیپ داخل شد، آنابل پشت پاراوان مشغول استحمام بود. موهای خرمایی رنگ قشنگ او در اطراق بدن زیبایش آویخته و ریزش آب دوش مانع از این بود که شکل حقیقی اندام دیده شود و...
Mon Pierre Benoît de l'automne 2025. Un excellent millésime. Une intrigue bien complexe, avec deux histoires intriquées, l'une dans l'extrême nord de la Norvège, dans le palais du Comte d'Altona, et l'autre au pays basque, chez une vieille dame un peu fantasque auprès de laquelle vit sa nièce Aïno, qui vient de Norvège, et à qui une jeune fille désargentée, Claire, vient donner des cours d'anglais. C'est elle, et non un homme comme la plupart du temps chez l'auteur, qui représente le monde de l'ordre et de la civilisation et qui va peu à peu sombrer dans l'irrationalité. Les secrets sont suggérés plutôt que dits. Jusqu'au magistral twist final. Magnificquement écrit, comme toujours chez Pierre Benoît..