این کتاب برجستهترین اثر کِی تومبز و درواقع رسالهی دکترای وی بوده است. جوهرهی آنچه تومبز در این اثر با تمام توان و به بهترین شکل ممکن به آن پرداخته، گزارشی از حضور یک خلأ است که به طور نظاممند بین فهم بیمار از بیماری و دریافت انتزاعی پزشک از همان بیماری فاصله انداخته است. مسلماً اساس تجربهی زیستهی فرد، بیماری را برای او معنا میکند و دانش علمی پزشک، معنای دیگری از بیماری را بر پایهی دانش علمی شکل میدهد. یکی از مهمترین ویژگیهای آثار تومبز این است که وی مطالب دشوار اما جذاب فلسفی را با بیانی ساده، دقیق و روان همراه با مصداقهای ملموس ارائه داده و همواره تلاش میکند تا نشان دهد که پدیدارشناسی میتواند عمق و پیچیدگیهای موجود در دیدگاههای متفاوت از یک پدیده (بیماری) را میان بیمار و پزشک بازگو کند. از اینرو او تلاش میکند تا نقش پدیدارشناسی را در فهم این دیدگاههای متفاوت آشکار سازد. در روند معناسازی بیماری، بیمار معنایی توصیفی مبتنی بر تجربهی خود ارائه میدهد. درک پزشک از این معناسازی یا همان «الگوی توضیحی بیمار» از بیماری، بسیار حیاتی است. آن پاسخهایی که بیمار به پرسشهای اساسی خود پس از ابتلا به یک بیماری مییابد، برگرفته از زمینههای اعتقادی و فرهنگی او میباشد. این همان الگوی توضیحی بیمار است که از مجموعه پاسخهای بیمار به پرسشهایی همچون: چرا به این بیماری مبتلا شدم؟ ماهیت این بیماری چیست؟ بروز و سیر پیشرفت آن چگونه است؟ درمان مطلوب و مناسب آن چه خواهد بود؟ در مسیر درمان چه دشواریها و نگرانیهایی خواهم داشت؟ و جز آن پدید آمده است. الگوهای توضیحی بیمار و پزشک با هم متفاوت است، زیرا هرکدام در جهانهای متفاوتی به سر میبرند و پیامد عدم توجه و درک دیدگاه بیمار از بیماریش، امکان تشخیص و بویژه درمان مناسب را سلب میکند.
به عنوان یک دندانپزشک از وقتی کار کلینیکیم رو شروع کردم همیشه به فضای خالی بین من و بیمار توجه داشتم. یاد داده شده بودم که باید شکایت اصلی بیمار رو بفهمم و اون رو رفع کنم. گوش دادن به صحبت بیمارانم این سوال رو برام پیش آورد که درمانی که من ارائه میدم آیا میتونه راضی کننده باشه؟ دانش پزشکی به ما یاد میده که قرار نیست تحت هر شرایطی برای بیمار درمان انجام بدیم. مثلا شاید بیمار کاندید دریافت درمان پروتزی به دلایل روانی نیست. ولی خوب همیشه هم مسئه این قدر راحت نیست. همین طور به این آمار عدم رضایت مردم از پزشکان که فکر میکنم با خخودم میگم مگه قرار نبود پزشکی که ادعای شناخت داره بتونه مشکلات رو رفع کنه پس چرا اینقدر ناموفق هست. این کتاب کمک کرد به قسمتی از سوالات پاسخ بدم ولی باز هم راه نرفته زیاده. یکم حجمش بیخود زیاده و اصل مطلب رو میشد توی 50 صفحه نوشت.
Ik had gewild dat ik mijn proces begonnen was met dit boek. Toombs geeft een zorgvuldige uitwerking van het ziek-zijn. De fenomenologie die ze behandelt is correct toegepast en te behappen uitgelegd. In het werk richt ze zich voornamelijk op de arts-patiëntrelatie en op hoe de wetenschap het zicht op de doorleefde ervaring van het ziek-zijn verloren is. Door de rechte lijn van het argument leest het minder als filosofie en meer praktisch; als relatiebemiddeling tussen beide partijen.