سوژه رنگ و لعابی تازه دارد. نویسندگان این اثر در کنار عاشقانهای که لنگ میزند معضل اجتماعی را که زیر پوست شهر در حال وقوع است و شاید کماکان همهی ما از آن بیاطلاع باشیم در کنار آن گنجانده است که طیف تاریکی به قصه میبخشد.
قصهی عشق جوانه زده از کودکی در دل سُهای قصه وابسته به اتفاقی جنجالی رنگ واقعیت میگیرد.
اطلاعات نویسنده بسته به موضوع خاصی که انتخاب کرده به روز است. از توصیف قاچاق کودکان تا سواستفاده های مجازی از آنها و پرداخت به مردم نجیب و تنگ دست جازموریان که مثل آنها کم نیست در این سرزمين که با کمترین امکانات زندگی میگذرانند و فراز نشیب های جنایی داستان طیف جذابی دارد.
نیمی از داستان پرداخت به رابطهای را دارد که اثبات میکند عشق کافی نیست و کفهی ترازوی احساس نامتعادل کیان رفته رفته سها را دلسرد میکند.
بُعد عاشقانه رمان به نسبت غلیط تر است و میتوان گفت بخش های حلال اجتماعی قصه روند طبیعی داشت.
درکل این اثر به نسبت دیگر کار های زهرا ارجمندنیا واقعی تر بود و از فضای عاشقانه فانتزی فاصله گرفته بود.