به این درخت ببین! ساعتی شکوفا باش! رها شو از سر و تن، چشم شو! تماشا باش! پرندگان رها را ببین! تو هم پلکی برای پرزدن از خویشتن مهیا باش! حواس خویش به جادوی بادها بسپار بپوش جامهای از آفتاب، زیبا باش! در این زمانه که هر کس جزیرهای تنهاست قبول کن که کسی با تو نیست، تنها باش! جدا شو یک نفس از این جهانِ جنگ و جنون به عمق رود ببین، بیخیال دنیا باش! درختهای پرنده، پرندههای عجیب به ذهن خویش سفر کن! به شهر رؤیا باش! چه نغمهای است! به آواز سنگ گوش بده! چه محشری است! مقیم سکوت گلها باش!