در این مجموعهی سهجلدی که از منابع مختلف گردآوری شده، به زیرشاخههای سه ژانر فانتزی، علمیتخیلی و وحشت میپردازیم و عناصر داستانی را که در این ژانرها (و ژانرهای دیگر) مورد استفاده قرار میگیرد مورد بررسی قرار میدهیم. در این بررسیها به مثالهای فراوانی از ادبیات، سینما، تلویزیون و گیم اشاره میشود تا مطلب برای خواننده ملموستر شود.
قبل از هرچیز بگم که اگر توضیح دربارهی کتاب میخواید به وبسایت آقای فربد آذسن سر بزنین نه ریویوی من: https://azsan.ir/a-guide-for-genre-fi... توی صفحهی وبسایت منابع و محتوا و داستان نگارش و مخاطبان کتاب کامل توضیح داده شدن.
و من اضافه میکنم: کتاب در سه جلد چاپ شده، محتوای جلد اول معرفی ادبیات ژانری، فاخر/ادبی، و جریان اصلی هستن، و ادامه همهش معرفی زیرژانرهای فانتری و علمیتخیلی و وحشته که هرکدوم مثال هم دارن. این کتاب چندان برای من مفید نبود چون من بیشتر دنبال ایده و تروپ بودم نه معرفی. سریع هم خوندمش و چیزی نبود که بتونم نوتبرداری کنم. کتاب دوم و سوم معرفی عناصر داستانی بودن، تروپها و گاهی چیزهایی مثل زاویهدید. باحال بودن مخصوصا ضمیمهها و نمونههایی که نشون داده میشدن، اونی که خیلی دوستش داشتم تفنگ چخوف و انواعش بود مثلا.
خیلیهاشون جالب بودن، اونی که میخوام خودم الان دربارهش حرف بزنم شکستن دیوار چهارمه که خیلی خیلی باحاله. دیوار/پردهی چهارم همون دیوارِ فرضیه که دنیای ما رو از شخصیتها جدا میکنه، مثال آشنای شکستن دیوار چهارم هم مستقیم نگاه کردنِ سیامک انصاری به دوربینه!😂 خلاصه یک نمونه شکستن دیوار چهارم به صورت اینترنتیه، مثلا سایتی که توی داستان نشون داده شده واقعا وجود داشته باشه. مثال کتاب هم وبسایت سریال افسارگسیختگی/بریکینگ بد بود؛ توی سریال والتر جونیور سایت خیریهای درست میکنه تا برای درمان سرطان پدرش پول جمع کنه. اینجاست: www.savewalterwhite.com
اینا هم سه تا از وبسایتهای محبوب منن: توی اپیزود پنجم فصل دوم سریال مخالفان خورشیدی، شخصیتها یه جور کلاه دارن که میذارن سرشون و بهشون درسی یاد میده. بعد از تیتراژ هم یکیشون سایتی معرفی میکنه که میتونید توش درس بگیرید. https://thesolaropposites.com/lessona... من همین الان رفتم درسی بگیرم و این رو بهم داد: Don't take investing advice from social media.😂
توی سریال بوجک هورسمن هم یه شرکت هست که اسمش اینه: «الان ساعت چنده؟» و یکی از باحالترین طنزهای سریاله، شخصیتها میتونن خیلی راحت به ساعت گوشیشون نگاه کنن اما بهجاش میرن برنامه و مرورگر و سایت «الان ساعت چنده؟» رو میبینن! و به نظر میرسه جز بوجک هیچکس نمیفهمه این چقدر احمقانهست! وبسایتش هم اینه: https://www.whattimeisitrightnow.com/ جالب هم اینجاست که توی سریال، بوجک داره برای همین شرکتِ «الان ساعت چنده؟» توی سریالی به نام فیلبرت بازی میکنه و توی وبسایت هم اون پایین نوشته: A WHAT TIME IS IT RIGHT NOW Original Series PHILBERT coming soon!😂
برای سریال آقای ربات هم این وبسایت هست: https://www.whoismrrobot.com/ که فضای مثل سیستم خود الیوت {شخصیت اصلی سریال} میمونه و کلی ایستر اگ باحال از سریال توش هست.
پینوشت: الان اپیزود سوم فصل پنجم ریک و مورتی رو دیدم و یه مدل شکستن دیوار چهارم باحال توش بود {البته ریک و مورتی کلا دیوار چهارم رو زیاد میشکنه بهخصوص پایان فصلها}. خلاصه اینجوری بود که یه شیخ عرب شخصیت منفی بود، و قبل از شلیک اومد گفت: من شخصیت مجزاییام و نمایندهی هیچ گروهی نیستم! :))))))))))))
و حالا بذارین از فصل کلیشهها براتون حرف بزنم که تقریبا با اطمینان میتونم بگم باحالترین فصل کل کتاب بود. کارهایی که هنگام خوندن اون فصل انجام دادم: - پوزخند زدن - لبخند زدن - نچنچ کردن - خندیدن - قاهقاه خندیدن - نفسنفس زدن - خشتک پاره کردن.
با وجود همهی اینها کتاب نقصهای خودشم داره {سه جا نوشته شده که به نمونه توجه کنید ولی نمونهای در کار نیست} ولی به قدری نیست که تجربهتون رو خراب کنه. موضوعی که من ازش ناراحتم اینه که کلی چیز میتونه به مطالب این کتاب اضافه بشه ولی من دیگه چاپ اول رو گرفتم و بهصرفه نیست باز بخرم.
کتابی فوقالعاده برای نویسندههای ژانری و همچنین کسایی که به تحقیق و پژوهش توی حوزه داستانهای ژانری علاقهمند هستن.
این کتاب که به کوشش فربد آذسن تهیه شده، حاصل تحقیق و ترجمهی اون از منابع مختلف خارجی در رابطه با ۳ ژانر مهم ادبیات ژانری و یا گمانهزن یعنی فانتزی، علمی تخیلی و وحشته.
🖊 محتوای کتاب شامل سه جلد میشه: جلد اول نگاهی به زیرگونهها یا زیرژانرهای سه ژانر یاد شده میکنه و با ذکر مثالهایی از هرکدوم، شما رو با مهمترین زیرگونههای فانتزی، علمی تخیلی و وحشت آشنا میکنه (+ زیرگونههای پانک پانک به عنوان ضمیمه)
جلد دوم بیشتر برای نویسندههاست. به تعدادی از تکنیکها و عناصر مهم داستان و داستاننویسی میپردازه. مثل پیرنگ، تفنگ چخوف، شیوههای متفاوت روایت و ...
و جلد سوم هم به نوعی در ادامهی محتوای جلد دومه و نگاهی میندازه به مواردی مثل هویتسازی و کلیشههای داستانی.
🟪 متن کتاب روون و خوشخوانه و به دور از پیچیدگی و تحلیلهای سنگین. همراه با تعریفها، مثالهای خوبی زده میشه و به کتابهایی اشاره میشه که شاید کمتر شناخته شده باشن. به همین خاطر به "مترجمهای" داستانهای ژانری هم پیشنهادش میدم. شاید زمینهساز آشناییشون با داستانهایی باشه که جای ترجمهشون خالیه. در کل کتاب خیلی خوبی توی حوزه ادبیات ژانریه و از این مدل کتابهای پژوهشی به زبون فارسی کم داریم واقعا. (برای ادبیات ژانری)
و جا داره سپاسگزاری کنم از جناب آذسن برای زحمت تهیهی محتوای این سه جلدی.
جلد اول ۵ امتیاز : به نظر من این سه جلد که با جلد اول شروع می کنیم برای همه ی دوستداران خوانندگان ادبیات ژانر همچون فانتزی - علمی تخیلی - وحشت لازم و ضروری می باشد . این کتاب که حاصل پژوهش آقای آذسن مترجم خوب و یک فن و طرفدار این ادبیات محسوب می شوند به صورت جزئی با توضیح و شرح تفاوت زیر ژانر های گوناگون و حتی مثال از آثار چاپ شده ؛ راهنمای خوبی برای شناخت این دنیای کتاب مملو از عناصر خیالی که عمدتا همگی را تخیلی خطاب می کنیم ؛ هست. دسته بندی ها به قدری زیاد هست در فانتزی که من و خیلی افراد دیگر ، نغمه ای از آتش و یخ را که یک فانتزی رقیق و ارباب حلقه ها را که یک فانتزی حماسی و شاهکش راتفوس را که یک فانتزی غلیظ است ؛ هر سه را فانتزی حماسی مورد خطاب قرار میدیم که اصولی نیست . شخصا گره ای در ذهنم ایجاد شد وقتی کتابی را مطالعه می کنم گریزی به دسته بندی ها بزنم زیر ژانر های مشابه و همپوشاننده را بررسی کنم . به همین میزان که فانتزی توضیح داده شده به سراغ علمی تخیلی هم می رود . که به نظرم این دو (فانتزی و علمی تخیلی ) همچون دو قلوهایی هستند که یکی رفته سمت مهندسی و فضا زمان مکان و دیگری در ادبیات جادو نقش شمشیر ریشه یابی خودش رو انجام داده است . حتی این موضوع اشتباه مورد خطاب کردن ژانر در علنی تخیلی هم دیده می شود به طوری که بنیاد آسیموف جزو دسته بندی اپرای فضایی قرار می گیرد و نه علمی تخیلی سخت یا حتی بلید رانر کی دیک را سایبرپانک می دانستم اما فهمیدم زیرگونه ژانر آن "آینده گرایی گذشته مابانه | Retro Futurism" است. یا حتی از لنز تیره کی دیک جزو ژانر علمی تخیلی نوآر دسته بندی میشه و خیلی کتاب های دیگری که تا به امروز نه اسمی از آنها شنیده ایم و نه قرار است ترجمه شوند . نکته ی جالب تر کتاب تماس کارل سیگن بود که حتی در دسته بندی علمی تخیلی "اولین تماس | First Contact " به همراه کتاب پیک نیک کنار جاده قرار میگیرد ؛ در صورتی که فضای پیک نیک کنار جاده به صورت متن و تصور خیلی شرایط مشابه مجموعه مترو را دارد اما مجموعه ی مترو در دسته بندی علمی تخیلی " آینده نزدیک | Near-future " قرار می گیرد . حتی توی بحث ادبیات پادارمانشهر دیستوپیا ، ۱۹۸۴ و فارنهایت ۴۵۱ فقط قرار دارند ، در صورتی که کتاب ما از یوگنی زامبتین و دنیای قشنگ نو هاکسلی در علمی تخیلی " حکومت جهانی | World Government " دسته بندی می شوند و ما همگی این ها را به عنوان دیستوپین معرفی میکنیم . این دسته بندی به هایپریون هم رسیده رسیده است و به علت وجود شعرهای جان کیتس در این کتاب دسته بندی آن را در علمی تخیلی " ادبی | Literary " لحاظ نموده است . در همین بین به زیرگونه علمی تخیلی درک ماوراء الطبیعه رسیدم و کتاب پیشنهادی آتش افروز استیون کینگ بود که نشر چشمه جدیدا ترجمه کرده است . و در نهایت فهمیدم اگر کارکتر قهرمان اصلی داستان زن باشد همچون هانگر گیمز - عطش مبارزه یا دایورجنت - سنت شکن در دسته بندی علمی تخیلی " شیرزن غیور | Spunky Heroine " نامگذاری می شود . قسمت آخر این جلد نیز به بررسی زیر ژانر های وحشت پرداخت که آن هم جالب بود اما آثار وحشت کمتری در دسترس وجود داشت برای مقایسه سازی . در پایان میگم اگر قصد حرفه ای شدن در این ادبیات را دارید و یا کارنامه مطالعاتی خوبی از این سه ژانر دارید حتما کتاب را مطالعه کنید و هر از گاهی برای تثبیت مطالب در ذهن مرور نمایید . جلد دوم ۴ امتیاز : بعد از اینکه در جلد اول این مجموعه انواع زیر ژانر های فانتزی ، علمی تخیلی و وحشت معرفی شد در این جلد ویژگی های رفتارهای گوناگون شخصیت اصلی هر فیلم سریال کتاب و همچنین نوع پلات داستانی مورد بررسی قرار گرفت از راوی غیر قابل اطمینان ، فن فیکشن ها ، تعریف پایان تلخ و شیرین ، تفنگ چخوف ، تعلیق های آگاهانه ناباوری ، نقطه ی اوج ، اشک آفرین ، حقیقت کاساندرایی ، مثلث فرویدی و ... در کل برای یکبار خوندن و تفهیم اطلاعات قبلی خوب بود ولی به نسبت جلد اولش با عناوینش خیلی ترغیب نکرد بیشتر واکنش دانستنی داشت تا به کارگیری مفهوم جهت داری برای ادامه ی مطالعات آگاهانه . جلد سوم ۳ امتیاز : و در نهایت جلد سوم و پایانی راهنمای خوره های ادبیات ژانری این جلد به عنوان مکمل جلد قبلی بر روی پلات های داستان ها مانور میدهد از روش های روده درازی در داستانها تا هویت سازی در ادبیات کامیک ویدیو گیم سینما قهرمانان و شروران و کلیشه های کلی موجود در داستان های ژانری همه را با مثال های زیاد و گوناگونی به تشبیه می پردازد به نظرم دید عمیقی جلد دوم و سوم به مخاطب میده که واقعا می بایستی مداوم این عناصر کلیدی را مخاطب با خودش زمزمه و مرور کند وگرنه خیلی درگیر میشه یعنی شخصا برای خودم داشت بدین شکل مبدل میشد که دیدم خیلی این قضیه تمرکز روی کلیشه ها ، بحث های مرتبط با ترا بشریت و موارد دیگه لذت خواندن کتاب را از من سبب میکند و مرا رفته رفته به یک فراستی تبدیل خواهد کرد که ترسناک بود
معمولاً کتابهایی شبیه این را از اول تا آخر نمیخوانند و گاهاً به برخی از عناوینش نگاهی میاندازند چون بیشتر شبیه یک فرهنگنامه است اما من از اول تا آخرش را خواندم و واقعاً خوش گذشت. کتابهای شبیه این شاید این طور به نظر برسند که در اینترنت و ویکیپدیا دسترسی بیشتر و بهتری بهشان هست اما این کتابها جدا از جمعآوری بیشتر مطالب در کنار چیزهایی را در کتاب میآورند که احتمالاً در گشت اینترنتی از زیر چشممان در میرفتند. چندتا از مدخلها واقعاً برای من تازگی داشت و فکر نمیکردم بعضی از ویژگیهای گمانهزن ژانر مخصوص به خودشان را داشته باشند. آذسن مقدمۀ خوبی برای کتاب نوشته و در بخشی از آن توضیح داده که کتاب برای چه کسانی است و به دو گروه اشاره میکند: کسانی که به ژانر گمانهزن علاقه دارند و کسانی که به ادبیات به شکل جدی علاقه دارند و بین سبکها تفاوتی نمیگذارند و خودشان را محدود نمیکنند. در جلد دوم و سوم این مشخصتر است چون به عناصر داستانی میپردازد که هر نویسندهای بهتر است بداند. کتاب سه جلد است. در دو جلد اول با ژانرها و زیرژانرهای ادبیات فانتزی، علمی-تخیلی و وحشت آشنا میشویم. توضیح کوتاهی از هر ژانر آمده و مهمتر از همه برای تمام آنها چند کتاب برای مثال آورده شده. اگر کمی اهل این گونه از ادبیات باشید با خواندن اسم کتابها اصل موضوع را متوجه میشوید یا اگر در جایی گیج شدید کتابها به تفاوت دقیقتر کمک میکند. دو جلد بعدی عناصر داستانی را آورده که برخی از آنها بسیار معلوم و عیان هستند اما برخی را تا به حال من اسمشان را نشنیده بودم. این کشف برای من خیلی مهم و جالب بود. از طرفی وقتی عناصر داستانی را میخواندم و به کتاب و فیلمها فکر میکردم برایم خیلی جالب بود که این عناصر وقتی خوب در کنار هم قرار بگیرند چقدر زیاد به داستان کمک میکنند. چیزی که این روزها کمتر بهش فکر میکنیم چون مدام در تلاش هستیم چیزی مدرن و ضدژانر تولید کنیم که خودش حالا کلیشهای شده است. و نهایتاً بهم یادآوری کرد که ژانر چیزی بیشتر از یک شکل از نمادهای تصویری و فرمی است و همیشه در هر اثری وجود دارد و اتفاقاً اگر بتوانی آنها را کشف کنی و ببینی که چقدر خوب در کنار هم آمدهاند از داستان لذت بیشتری میبری.