سوژه داستان هم جدید بود و هم تکراری! یه داستان همخونه ای که شبیه به بقیه همخونه ایا نبود! با یکم سوال و معما! قلم نویسنده معمولی بود! شخصیت پردازی نسبتا خوب بود اما از شخصیت پسر داستان زیاد خوشم نیومد.. انگار نویسنده زیاد موفق نشده بود در راوی بودن و از زبان شخصیت مذکر حرف زدن! اول که کتابو شروع کردم فکر کردم باید داستانش جدید و ایده ش متفاوت باشه ولی رفته رفته هرچی به پایان کتاب نزدیک تر میشدم بی رغبت تر میشدم برای ادامه دادن! خب در کل فکر کنم منظور رسونده باشم که خوشم نیومد👀 دیگه اخرشو انقد سرسری رد کردم تا فقط تموم شه برم پی کارم🚶🏻♀️…
Sogol.book "بی فام" عنوان اولین کتاب "مهدیه شکری" از نشر "علی" بهچاپ رسیده است. "بی فام" قصهی "فراز وارسته" است که برای فرار از گذشته، به باغ خانوادگیشان پناه میبرد و با ورود "پروا" به باغ زندگی فراز دستخوش تغییراتی میشود... قبل از تهیه کتاب، عیار سنجش را خواندم و خواندن آن صفحات اولیه کافی بود برای ادامهی داستان کنجکاو و منتظر رسیدن کتاب بشوم. اگر از برخی کلکلها را فاکتور بگیریم بهنظرم داستان شروع امیدوار کنندهای دارد؛ قلم روان نویسنده این امیدواری را به خواننده میداد که قرار است کتاب پرکششی را بخواند. در ادامهی داستان اتفاقات زیادی رخ میدهد که نویسنده میتوانست با پرداخت عمیقتر آنها را هیجانیتر کند، ولی از هر اتفاق بهطور سطحی عبور کرده. بسیاری از گرهها و اتفاقات میتوانستند تعلیق خوبی را در داستان ایجاد کنند اما داستان فراز و نشیبی ندارد. ابتدا بهنظر میآمد قطعات گرهها بهمرور درجای خود قرار میگیرند؛ اما آنها بسیار زودتر از آنچا انتظار میرود رمزگشایی میشود و رفتهرفته داستان را دچار یک سکون نسبی میکند. بخش عاشقانه که در اواسط داستان پررنگ میشود، قطعاً جایکار بیشتری داشت و سستی آن کاملاً بهچشم میآید؛ ریتم داستان در این بخش بهشدت افت میکند و تعلیق اولیه کتاب تا پایان پررنگ نمیماند. سطحی گذر کردن از هر اتفاق به شخصیتپردازی نیز ضربه زده و درک آنها را سخت میکند. روند تغییرات شخصیتها که در سیر داستان شاهدش هستیم میتوانست خیلی زیباتر به تصویر کشیده شود و همذات پنداری با غم و شادی شخصیتها را آسانتر کند. همینطور بهنظرم آنطور که باید نقش گذشتهی "پروا" در زندگیاش پررنگ نیست و کاش این موضوع بهصورت عمقیتر نوشته میشد تا مخاطب ارتباط بهتری با مشکلاتش بگیرد. رکود شدید داستان باعث شد من اواخر کتاب را نخوانم و فکر هم نمیکنم چیزخاصی را از دست داده باشم. حقیقتاً نمیدانم این کتاب را باید به کدام دسته افراد پیشنهاد کنم، چون عاشقانهی خیلی دلنشین یا معماهای پیچیدهای ندارد؛ اگر طرفدار کتابهایی با معماهای سطحی هستید شاید این کتاب مناسبتان باشد. با آرزوی موفقیتهای روزافزون برای مهدیهی عزیزم♥️
سوژه رمان تازگی ملموسی دارد. فشردن عواطف کارکتر ها و اشباع آن به بازی بسکتبال ایدهی نوست که نویسنده به آن پرداخته، رمان بیفام با بازگشت دختری ساکت و آرام به پشتوانهی وکالت از عمهی خانواده وارسته برای پس گرفتن اموال حقوقی شروع میشود. پروا با احترام به انتخاب بانو به خانهی فراز راه پیدا میکند. کشمکش های کارکتر ها با تضاد خونسردی تام و سکوت معمایی پروا در مقابل فراز که به هر دری میزند تا از نقشهای که بانو در سر دارد سر در بیاورد جالب است. معما تا نیمهی پایانی رمان با روندی ساده و خطی حفظ میشود. مخاطب پابهپای فراز درگیر حل معماهاست که در نهایت همه چیز طور دیگری رقم میخورد. نویسنده از پس پرداخت به هر کارکتر با توجه به جایگاهی که دارند برآمده. خانوادهای درگیر عواطف زخم خورده و دور از هم زیر سایه افکار پوشالی که منجربه شکرآب شدن رابطهی فراز با پدرش میشود. اما خب بعضی سکانس ها نیاز به پرداخت بیشتری داشت. علل خصوص نیمهی پایانی کار. تعلیق عاشقانهی کتاب کمی راکت میشود. اما خب در نهایت قصهجالبی بود.