پیرامون کتاب خاطرات حاج سیاح یا دوره خوف وحشت باید عرض نمود این کتاب مجموعه ای از خاطرات و سیاحات شخصی به نام حاج محمدعلی سیاح میباشد .او را بدلیل سفرهای بسیاری که داشت حاجی سیاح می شناختند. و ایشان از جوانی سفرهای خود را آغاز نمود بخصوص سفر معروفش که در سن بیست و سه سالگی بود که به کلیه کشورهای اروپا و شرق دور و شمال امریکا در 18 سال سفر نمود.و در این کتاب که مربوط به خاطراتش میباشد از سال هزار و دویست و پنجاه و شش شروع نموده و تا هزار و دویست هشتاد و هشت شمسی ادامه داشته است. خاطرات حاج سیاح از کشور هند به کشور خود اغاز میشود و به ماجرای متواری شدن محمدعلی شاه قاجار از پایتخت و نفوذ شخص سردار اسعد بختیاری می پردازد. او طی دو کتاب مشهور خود یعنی خاطرات حاج سیاح و سفرنامه حاج سیاح مجموعه مشاهدات و تجربیاتش از وضع داخلی کشور و همچنین توصیف شرایط اجتماعی اقتصادی و فرهنگی جوامع کشورهای دیگر را مکتوب می نماید. و در این کتاب بدون پرده و کامل عریان انچه را که از نظر او فقز فرهنگی دینی و سیاسی است را بازگو می کند
۱. خواندن تاریخ پر درد و مصیبت بار ایران واقعا پوست کلفت میخواهد، بخصوص تاریخ عهد قجر. واقعا آدم را افسرده میکند. ۲. بعد از خواندن خاطرات حاج سیاح و داستان بی پایان ظلمی که ملاها و آخوندها به این مملکت و مردم کرده اند، باورکردنی نیست که ملت ایران چند ده سال بعد پشت ملاها راه میافتند، انقلاب میکنند و حکومت را دو دستی به آنها می دهند. نه اینکه ملایان پیش از آن کم قدرت و نفوذ داشته اند؟! باورنکردنی تر از آن، همراهی قشر روشنفکر و تحصیل کرده جامعه با ملایان است. انگار حوادث تاریخ از خاطره ملت ما کاملا پاک میشود و اصلا از نسلی به نسل دیگر منتقل نمیشود. و دریغ از کتاب نخواندن ما...
خب یه جوان ۲۳ ساله از محلات اراک، ۱۵۵ سال پیش شروع به سیاحت دور دنیا میکنه، کل اروپا رو میگرده و ژاپن، چین و آمریکا رو سفر میکنه و شهروند رسمی امریکا میشه! ۱۸ سال سفرش به درازا میکشه😄 کتاب فوق فقط شرححال سیاحت در ایران است. که سفر به فرنگ در کتابی دیگر هست. و اما در مورد این کتاب؛ بعد از ۱۸ سال جهانگردی،این آقا از سمت هندوستان داره به ایرانِ دورهی ناصرالدینشاهی برمیگرده. وضعیت زندگی، معیشت، فرهنگی و اجتماعی اون دوران رو به منصهیظهور میرسونه. و تا انقلاب مشروطه و بدبختیاش و فرار محمدعلیشاه میپردازه. فکر اینکه پهلوی؛ چی از قاجار تحویل گرفته و چی تحویل داده، مو به تنِ آدم رو سیخ میکنه😅 (آخرِ کتاب هم حاج سیاحِ ما، اشاره میکنه که؛ غرضش از سیاحت و جهانگردی، دیدن مردمان کامل! بوده. که در ایرانِ قاجاری، دفترِ آدمیت رو خالی دیده.) *اتمام خوانش؛ ۱۴۰۴/۰۶/۱۹ به وقت استراحت*
میرزا محمدعلی محلاتی معروف به حاجی سیاح از سفرنامه نویسان دوره قاجاریه است. خاطرات حاج سیّاح یا دوره خوف و وحشت مربوط به عصر مشروطیت ایران است. این خاطرات، از بازگشت حاج سیّاح به ایران در ۱۲۹۴ ق آغاز میشود و با رویدادهای ۱۳۲۷ ق و ماجرای فتح تهران پایان مییابد و جمعاً حوادث ۳۴ سال قمری را در برمیگیرد. کتاب، آمیزهای است از سفرنامه، خاطرات، گزارش اوضاع سیاسی - اجتماعی و توصیفهای تاریخی که از دو بخش اصلی و تا اندازهای متفاوت تشکیل میشود: بخش اول تا ۱۳۱۱ ق و ماجرای پناهنده شدن به سفارت که بیشتر سفرنامه و خاطرهنویسی است؛ و بخشدوم تا ۱۳۲۷ ق که بیشتر تاریخنگاری است.
[ ....در ایران، حکومت و ریاست است که گنج باد آورده است. هر قدر، حُکمران، شقّی تر و بیرحم تر است و مردم را بیشتر، قتل و غارت می کند، در نزد دولت، محترم تر و معتبر تر است. « حاجی میرزا محمود » گفت: « خیر!. از حکومت، هم بهتر، مُلّایی است. خطر حکومت را ندارد. هر چه میکند، منع و مذمّت ندارد. معزولی ندارد. از دخل خود به کسی نمی دهد. از همه، راحت تر است و بهتر عیش میکند. صدر را میگیرد. دستش را میبوسند. او همه وقت، عزیز و محترم و از هر تکلیف، آزاد است. با همه ی اظهار ضعف و فقر، بهترین اسلحه و مال را داراست. بُرّندهترین اسلحه ی تکفیر و مال تمام نشدنی. اظهار فقر و گرفتن مال مردم. آیا در دنیا از این طایفه، خوشبختتر وجود دارد؟. «. همه تصدیق کردند. محمّد حسن گفت: « آقایان این سخنها، محرمانه است. باید حرف حقّ را در ایران، دفن کرد. » ....... ]
اهل ایران که مثل گوسفند در دست قصابان هستند اگر هزار نفر از خوبان را در یک روز از میان ایشان گرفته ببندند یا بکشند، باقی به چــرا مشغــول می شوند و حق خود نمی دانند… از دیگران دفاع بکنند تا مثل این روز به سر دیگران نیاید زیرا قانون ندارند تا بگویند خلاف قانون شده.
به نظر میرسد با بالا رفتن سن، حوصلهی حاج سیاح هم کم شده و برای همین وقایع مشروطه را خلاصهوار شرح داده در حالی که در ابتدای کتاب گاهی حتا روز به روز از سفرهایش یادداشت برداشته. با وجود این، کتابش منبع بسیار غنی و بیواسطهای برای درک وضعیت ایران از اواخر دورهی ناصری تا فتح تهران در انقلاب مشروطیت است.
همهجا مردم ایران در فشار جهل و ظلم هستند. ابداً ملتفت نیستند که انسان هستند و انسان حقوقی دارد یعنی ملاها و امراء خواستهاند اینان نادان و حیوان و مرکب مطیع آنان باشند و انصافاً خوب هم به مقصود رسیدهاند. (سیاح، ۱۳۵۶: ۱۷۳)
حاج محمدعلی سیّاح محلاتی (۱۲۱۵-۱۳۰۴ ش) آخوندِ جهانگردی است که بیشتر به سبب نوشتن دو کتاب «خاطرات حاج سیاح» و «سفرنامه حاج سیاح» شناخته میشود. (همان: ۱-۵) حاج سیاح که به آمریکا و کشورهای مختلف اروپایی سفر کرد و با یاد گرفتن چند زبان خارجی هیجده سال از عمرش را در مهاجرت سپری نمود، (همان: ۵-۲۰-۷۲-۷۳) در قسمتی از خاطرات خود متذکر شده است که ایران از علم و فلسفه و صنعت خالی است و مردم نمیخواهند با کار و زحمت نان بخورند یا به مقامی برسند. لذا هرکس به ایشان بگوید اگر فلان ورد یا دعا را بخوانی به مقصود میرسی، اغلب تقلید را گردن نهاده و عقب این خرافات میروند. یکی به دعوی علم، یکی به دعوی مستجابالدعوه بودن، یکی با سحر و رمل و جفر و کیمیاگری، یکی به اسم تقرب به خدا، یکی با اظهار غلو در حق بزرگان دین و یکی هم با تقدّسنمائی و امثال این چیزها مردم را تابع خود کرده، میدوشند. (همان: ۸۴)
بدبخت عوام که جمعی [آخوند] به اسم سیادت و امامزادگی آنها را در دام انداخته و مالشان را میگیرند. (همان: ۲۶-۸۶) و بیچاره رعایا که ماه محرم خرجهای زیادی میکنند به مصارفی که قطعاً امام راضی نیست یا اطعام مساکین هزاردرجه بهتر از آن است. لکن چون آخوندها متنفع میشوند مردم را به آنچه نفع خودشان هست تشویق میکنند و کسی جرئت گفتن حرف حق یا خیرخواهی به مردم را ندارد. (همان: ۸۶-۹۰-۹۱)
محرم و اسم تعزیهداری حضرت سیدالشهدا (ع) را به این صورت درآوردهاند و چون در این دو باب، دخل برای ملاها و روضهخوانها و آنهایی که خود را مستند به دین کردهاند هست، روز به روز سعی در ترویج آن میکنند و نجات را منحصر به اینها کرده و چنان مبالغه نمودهاند که مردم ایران شریعت را زیارت و تعزیهداری پنداشتهاند. (همان: ۹۲)
از این جماعت معممین که به اسم شریعت هرچه بخواهند میکنند، (همان: ۱۷۶) فقها و مجتهدانش که خودشان را علمای امت میخوانند، اغلب ابداً فهم و سواد و دیانت و کمال ندارند. آنان تنها لباس و هتاکی و نعره و ادعاهای پا در هوا را مایۀ معاش خود گردانیده و خود را فوق سایرین میدانند. (همان: ۸۷) این علماء یک شمشیر تکفیر و یک تیر تفسیق و تلعین دارند که از هر کسی که مرادشان برنیاید یا دلشان بخواهد مال و جان و آبروی او را تلف میکنند. حلال و حرام و بهشت و جهنم و پاکی و ناپاکی و مرحومی و ملعونی بسته به لب و قلم ایشان است! (همان: ۴۷۴)
منبع:
سیاح، محمدعلی، ۱۳۵۶، خاطرات حاج سیاح یا دورۀ خوف و وحشت، به کوشش حمید سیاح، به تصحیح سیفالله گلکار، تهران، امیرکبیر.
One of the best diaries of Iranian history specially Qajar Dynasty that I have ever read. I strongly recommend this book to those readers who like to learn about Iran in that era ( 1895 - 1907) from Naserredin Shah to Mohammad Ali Shah ...
حاج سیاح یک انسان وارسته، روشنفکر و جهانگرد ایرانی است که بیش از هجده سال از عمر خود را در کشورهای خارجی بسر برده و نخستین ایرانی است که گذرنامه آمریکایی را بدست آورده است. اهمیت این خاطرات از این جهت است که بر خلاف بسیاری از تاریخ نگاران ، ستایشگر و مداح پادشاهان زمان خود از جمله ناصرالدین شاه و مظفرالدین شاه .. از سلسله قاجار نمی باشد . بویژه تحلیل سیاسی و اجتماعی وی و ترور ناصرالدین شاه و امین السلطان خواندنی است.
حاج سیاح بعد از ۱۸ سال جهانگردی برمیگرده به ایران. حالا که دنیارو دیده شروع میکنه به ایرانگردی. کتاب خیلی خوبی بود و در خیلی نقاط تکان دهنده. فقط از یه جایی به بعد دیگه نکات زیادی نداره و به همین خاطر ناتموم گذاشتمش ولی در کل خیلی پیشنهاد میکنم خوندنش رو. ببینیم ۱۵۰ سال پیش چقدر شبیه امروز ماس.