Jump to ratings and reviews
Rate this book

شاه: ۱۲۹۸ تهران، ۱۳۵۰ شیراز

Rate this book
حنانه سلطانی در اولین رمانش جسورانه سراغ روایت و ساختن قصه‌ای رفته است که غافلگیرتان خواهد کرد. رمان «شاه: ۱۲۹۸ تهران، ۱۳۵۰ شیراز» روایتی است که علیه تاریخ دست به کار می‌شود. رمان درباره‌ی یک مرد جوان تصویربردار است که در ماجرای جشن‌های ۲۵۰۰ ساله از اعضای گروه برگزارکننده‌ است. مردی جوان که توانسته در کارش رشد کند و حالا کنار اعضای دربار قرار گرفته. اما ناگهان همه چیز به هم می‌ریزد. محمدرضا پهلوی در آغاز جشن ترور می‌شود و حالا بسیاری از نگاه‌ها به اوست. این فرم روایت از دل تاریخ در ادبیات ایران کم‌سابقه است. این که زمان را به عقب بازگردانی و ساختاری مهیا کنی که طی آن اتفاق‌ها به شکلی دیگر رقم بخورد. حنانه سلطانی علاوه بر طرح یک پرسش مهم در باب ترور محمدرضا پهلوی، ماجرایی پلیسی می‌سازد که پای بسیاری از نام‌های واقعی و خیالی را به ماجرا باز می‌کند. جوری که قهرمان او نیز وارد این روند می‌شود و به نتایج حیرت‌انگیزی می‌رسد. رمان «شاه: ۱۲۹۸ تهران،۱۳۵۰ شیراز» مخاطب را درگیر ستجویی مدام در پی حقیقت می‌کند. حقیقتی که بارها خود را پنهان می‌کند. آیا محمدرضا شاه مرده است؟

146 pages, Paperback

First published January 1, 2021

2 people are currently reading
23 people want to read

About the author

حنانه سلطانی

2 books1 follower

Ratings & Reviews

What do you think?
Rate this book

Friends & Following

Create a free account to discover what your friends think of this book!

Community Reviews

5 stars
7 (6%)
4 stars
11 (9%)
3 stars
25 (22%)
2 stars
16 (14%)
1 star
53 (47%)
Displaying 1 - 29 of 29 reviews
Profile Image for Maryam Manouchehri.
Author 6 books32 followers
August 14, 2021
متاسفانه باید خیلی صبر کنیم تا داستان اصلی کتاب شروع بشه و بعد همون هم به خوبی پرداخته نمی‌شه. کلی مقدمه‌چینی تا شروع جشن‌های دوهزار و پانصدساله و بعد اصل ماجرای کتاب که قراره ترور شاه باشه ولی بعدش هیچ چیز جدید و دندون‌گیری نداریم.
Profile Image for Navid Shokrollahi.
27 reviews33 followers
August 22, 2024
حنانه سلطانی در اولین رمانش سراغ روایتی رفته که جسورانه نیست و قصه‌ای ساخته که غافلگیر نمی‌کند. رمان «شاه: ۱۲۹۸ تهران، ۱۳۵۰ شیراز» روایتی است که نه تنها علیه تاریخ دست به کار نمی‌شود، بلکه کاملاً در خدمت مبتذل‌ترین قرائت‌ها و روایت‌ها از تاریخ ۱۰۰ سال اخیر ایران است. هیچ نیشی به خواننده نمی‌زند و هیچ جنبه‌ی تازه‌ای از انسان، از زندگی، از مناسبات قدرت، از تاریخ و از نسبت ما با تاریخ مطرح نمی‌کند.
ایدهٔ قصه جذاب به نظر می‌رسد: محمدرضا پهلوی در جریان جشن‌های دو هزار و پانصد ساله در تخت جمشید ترور می‌شود و قرار است ما مقابل قصه‌ای قرار بگیریم که در آن، تاریخ مسیر دیگری جز آن‌چه که ثبت شده پیش بگیرد. و اتفاقاً محافظه‌کاری و ترس نویسنده همین‌جا توی ذوق می‌زند، چراکه خیلی زود می‌فهمیم این داستان هیچ رنگ و بویی از دل و جرئت و جسارت ندارد: داستانی که قرار است در خدمت چنین ایده‌ی خارق‌العاده و پرظرفیتی برای قصه‌پردازی باشد، ناگهان چنان به بیراهه می‌رود که از آن چیزی نمی‌ماند جز غرغرهای بی‌سر‌وته و بی‌منطق یک راوی سوم شخصِ بلاتکلیف و نامعلوم، که فاصله‌اش با هیچ‌یک از شخصیت‌ها توجیه‌پذیر نیست. قصه‌ای که چنین پرمدعا و بلندپروازانه آغاز شده نه تنها از طرح مساله عاجز است، که حتی در رسیدن به حداقل‌های کیفی یک داستان عامه‌پسندِ سبُک و بی‌دغدغه اما سرگرم‌کننده و جذاب نیز ناکام می‌ماند. و خواننده‌ی مشتاق وقتی این همه را می‌گذارد در کنار تحرکات رسانه‌ای که حول کتاب شکل گرفته، چه یادداشت پر آب و تاب پشت جلد و چه سنگ‌تمام گذاشتن ناشر قلدرش برای تبلیغات، چیزی جز یأس و سرخوردگی نصیبش نمی‌شود.
مثالی می‌زنم. در جایی از قصه می‌خوانیم که شخصیت اصلی کتاب از عاقبت رابطه‌ی عاطفی خود بهت‌زده شده و سخت به دنبال پیدا کردن نامزد گمشده‌ی خود است تا «آخرین حرف‌ها» را به او بزند. همزمان در همین چند صفحه، مساله‌ی جانشینی شاه نیز مطرح شده است؛ موقعیت و فرصتی فوق‌العاده که یا یک داستان دوآتشه‌ی رمانتیک و عاشقانه شکل بگیرد، یا به موضوع مناسبات قدرت پرداخته شود تا با شکافتن انگیزه‌های هرکدام از شخصیت‌های داستان، بتوانیم از ماهیت حرص و آزشان برای پول و قدرت به درک و دریافتی دست پیدا کنیم. اما این انتخاب نویسنده بوده که هیچ کدام از این دو امکان، یا هر امکانِ بارور دیگری که بتوان تصور کرد، را برنگزیند و به‌جای آن، دل بدهد به لفاظی‌های عاری از ذوقِ راویِ بی‌دروپیکرش، تا با مبتذل‌ترین و دم‌دستی‌ترین و تکرار‌ی‌ترین الفاظ ممکن، زمین و زمان را به باد فحش بگیرد.
راوی از همه شاکی است، و هیچ مشخص نیست که پشت این همه پرخاش و بددهنی چه سابقه یا انگیزه‌ای نهفته است. چندان مشخص نیست که چرا کتاب در بی‌مناسبت‌ترین شرایط نیز، دست‌بردارِ عباراتی همچون «مردک پدرسوخته» یا «مردک الدنگ» یا «نگهبان مفنگی» یا فلانیِ «حرامزاده» یا بهمانیِ «قرمساق» نیست. شاید این‌ها تقلایی باشد برای ایجاد لحن، اما شخصیت‌هایی که در کتاب حاضرند هیچ‌کدام، مطلقاً هیچ‌کدام، چندان فراتر از یک نام و نام‌خانوادگی خشک و خالی شکل نگرفته‌اند که بخواهند لحن هم داشته باشد. عیچ کدام انگیزه‌ی قابل فهمی برای افعال خود ندارند و این نکته هیچ نشانی از رندی و فن‌آوری و شیطنت و طنازی و اشارات آن‌چنانی نویسنده ندارد. همه و همه نتیجهٔ قلم‌ورزی در دفترچه‌ای است که می‌توانست یک مشق انشای محترم برای نویسنده‌ی تازه‌کار آن باشد.
جغرافیا و شهرها در رمان، چه شیراز و چه تهران، مفهومی از جغرافیا و شهر را در ذهن تداعی نمی‌کند. انگار نویسنده این تصور را داشته که فهرست کردن نام میدان‌ها و خیابان‌ها و چند شوخیِ قدیمی و کهنه با این اسامی قرار است معجزه‌ای رقم بزند تا دیگر نیازی نباشد تلاشی صرف این موضوع کند که در داستانش بین شخصیت‌ها و محیط زندگی شهری و اقلیمی ارتباطی معنادار برقرار کند. ماجرایی که به‌عینه در خصوص شخصیت‌ها نیز تکرار شده؛ محمدرضاشاه، فرح، اشرف، ولیعهد، بوشهری، مین‌باشیان، قطبی و حتی طفلک غلامحسین ساعدی چیزی فراتر از چند نام تاریخی نیستند که ورود و خروج‌هایی بی‌سروته دارند و نویسنده هم جرئتی به خرج نداده بلکه بتواند از یک‌کدام از آن‌ها شخصیتی داستانی بسازد.
چنین القا می‌شود که نویسنده تلاش داشته با به کار بستن این اسامی و عرضه‌ی چند قلم حواشیِ دایرةالمعارفی، کمی به لحاظ اطلاعات عمومی قدرت‌نمایی کند اما با استفاده‌ی ناشیانه و مصرف‌گرایانه از برندها و نام‌ها تنها صحنه‌هایی مضحک رقم خورده است. اکثر لحظاتی که داستان می‌خواهد رودست بزند یا میان عناصر و اجزای خود ارتباطی ناگهانی برقرار کند، خواننده چند قدم از نویسنده جلوتر بوده و همه‌چیز را به‌سادگی حدس زده است. بنابراین خواننده‌ی مشتاق چاره‌ای ندارد جز اینکه بخواند و ورق بزند به امید انفجاری در ادامه، بخواند و ورق بزند به امید شعله‌ای در ادامه، به امید جرقه‌ای یا حتی کورسویی از هیجان و از لذتِ رمان. افسوس که سرخوردگی مهلتی به حظ بردن نمی‌دهد. افسوس.
10 reviews
September 4, 2021
ایده جالبی داشت ولی در کل درنیامده نبود. دست بردن در تاریخ قدرت قلم زیادی میخواهد. که نوبسنده فاقد آن بود.
Profile Image for Alialiarya.
226 reviews88 followers
March 28, 2022
بازی با تاریخ همواره برای نویسندگان جوان جذاب است. سلطانی با کشتن شاه در مهم‌ترین رخداد فرهنگی حکومتش نشان می‌دهد شاه و جهان شاهانه به حضور شخص وابسته نیست. این سرزمین بی‌قانون و بی‌حاصل با و بی شاه به مسیر اشتباهش ادامه می‌دهد. شخصیت‌های اصلی داستان با نگاهی مبتذل و فاقد اندیشه به جهان اطراف‌شان نشان‌گر روحیات اطرافیان شاه هستند. یادمان نرود که شخصیت‌های اصلی داستان کسانی‌اند که به خاطر شغل‌شان شاه را می‌نگرند و او را به تصویر می‌کشند. هم‌چنین سلطانی سعی دارد در جهان مردانه و بی‌فکر آن زمان با یک مثلث زنانه شامل خواهر و همسر شاه و یک زن از طبقه‌ی متوسط که مسیر زندگی‌اش تغییر می‌کند جهان را علاوه بر زاویه‌ی مردانه‌اش نیز بنگرد‌.
اما حیف که مشکلات اثر بر خوبی‌هایش می‌چربد.
قابل تقدیر است که نویسنده آگاهی کاملی دارد به کاری که با تاریخ می‌کند و سعی کرده در رمان اول‌اش ایده‌ی جدیدی را اجرا کند.
Profile Image for Ario Tehrani.
15 reviews
January 3, 2023
گمانم این نخستین‌باری است که برای خواندنِ کتابی تا این اندازه شور و اشتیاق داشتم و پس از خواندنِ کتاب همان‌قدر توی ذوقم خورد.
داستان دربارۀ فیلمسازی به‌نامِ «کاوه نمازی» است که کارگردانی و ساختِ مستندِ «جشن‌های ۲۵۰۰ساله» را به او واگذار می‌کنند. او عضوی از خانوادۀ بزرگ و معروفِ «نمازی»ها در شیراز و کارمندِ دفترِ «فرح دیبا» است. معشوقه‌ای به‌نامِ «شهلا» دارد که خوانندۀ معروف و پرطرفداری‌ست و با بسیاری از شخصیت‌های حقیقی تاریخ از جمله «رضا قطبی» (رییسِ وقتِ تلویزیون ملی) و «احمد فاروقی قاجار» (نوۀ احمدشاه و از نخستین فیلمسازان ایرانی که در جشنوارۀ کن جایزه برده‌است.) رفاقت دارد. او در فرانسه درسِ سینما خوانده و حالا قرار است در ایران «مستندِ تاریخ» را بسازد امّا شرایط آن‌طور که برنامه‌ریزی شده پیش نمی‌رود و «محمدرضا شاه» در میانۀ جشن به ضربِ گلولۀ یکی از اعضای گارد جاویدان ترور می‌شود. مملکت به‌هم می‌ریزد و همه بر سر آنند که اوضاع را به‌سامان کنند یا رختِ خود را از این ورطه بیرون بکشند، «کاوه نمازی» نیز از این قاعده مستثنی نیست. او که در جایی از داستان با «شاه» صبحانه می‌خورد و با «مهدی بوشهری» (آخرین همسرِ اشرف) و «شهرام پهلوی‌نیا» (فرزندِ اشرف) ارتباط مستقیم و تنگاتنگی دارد ناگهان خود را گرفتارِ ورطه‌ای می‌بیند که رهایی از آن کار آسانی نیست. معشوقه‌اش او را ترک می‌کند، رفقایش از او کناره می‌گیرند و در نهایت «سازمانِ امنیّت» در مقابلِ او می‌ایستد.

کتاب شوربختانه نثرِ شلخته و درهمی دارد. ایدۀ کلّی داستان جالب و جذّاب است اما نویسنده در پرداختِ آن ناتوان بوده و گویی روایت را نیز گم‌ می‌کند. علی‌رغمِ شخصیت‌های متعددِ تاریخی که در رمان حضور دارند (از شاه و هویدا گرفته تا احمد فاروقی) به‌نگر می‌رسد اطلاعات تاریخی نویسنده چیزی فراتر از صفحاتِ اینترنتی نیست و در چندجای رمان به اطلاعات غلطی استناد می‌کند. نویسنده، در مقامِ راوی و دانای کل، مشخصا غرض‌ورزی زیادی با خاندان و دارودستۀ پهلوی دارد و این غرض‌ورزی در نثرِ رمان نیز نمود دارد. شخصیت‌های داستان استحکام کافی را ندارند و اغلب حضورشان هیچ کمکی به پیش‌‌رفت روایت نمی‌کند. از شهلا به‌عنوان یکی از شخصیت‌های اصلی داستان نمی‌توان هیچ تحلیلی ارائه داد و کاوه نیز بسیاری از مشخصه‌های قهرمانِ اصلی را ندارد.
در نخستین برخورد، مخاطب با نامِ کتاب که مواجه می‌شود، گمان می‌کند قرار است داستانی را بخواند که «محمدرضا پهلوی» شخصیت اصلی یا تاثیرگذار اثر است اما این‌طور نیست. شاه نه تنها حضور چشمگیری در اثر ندارد بلکه به‌طور کلی در دوسوم داستان تنها جنازه‌ای از او باقی‌ست. هرچند ترور اوست که در نهایت باعثِ پیشآمدی عجیب برای کاوه می‌شود‌ اما ماجرای اصلی چیز دیگری‌ست.
«شاه» در بهترین حالت یک داستانِ معمولی و البتّه بی‌چفت‌وبست است که سرانجام مشخصی هم ندارد. یک روایت شلخته و شبه تاریخی که خود را پشت اسامی و شخصیت‌های بی‌دلیل متعددش پنهان و بزک می‌کند بلکه کشش و جذابیتی برای خواننده‌اش بسازد.
Profile Image for Golriz Nafisi.
92 reviews2 followers
July 4, 2022
ایده ی کلی تغییر تاریخ جالب به نظر می رسید که صرفا در حد یک ایده اولیه مونده بود و ربطش به بقیه ی داستان مشخص نشد. انگار فقط از شاه ، ترورو تغییر تاریخ برای هیجان انگیز کردن و جلب توجه استفاده شد. بقیه ی داستان یک روایت تکراری از یک مرد درگیر گذشته و معشوقش بود..
Profile Image for Sayna.
120 reviews6 followers
June 11, 2024
من قبل از اینکه کتاب رو تموم کنم اومدم کامنت هاش رو خوندم، تو دلم گفتم ای بابا دیگه اغراق کردن، اینقدم بد نیست. وقتی کتاب تموم شد دارم آرزو میکنم کاش میشد ستاره ی منفی داد. پردازش شخصیت صفر، پایان بندی صفر، پر از پرش زمانی. این دیگه چی بود اخه😐 واقعا نشر چشمه چرا اینها رو چاپ میکنه😐
Profile Image for مسعود.
Author 5 books339 followers
Read
October 24, 2021
شاه ایران، هنگام صبحانه و پیش از آن که بر فراز تخت جمشید به پرواز درآید، چه گفت؟ چه شد که سران کشورها در جشن‌های ۲۵۰۰ ساله چادرهایشان را شبانه ترک کردند و چه کسی کنار شهبانو نشسته بود؟ سایه‌ای که در لباس سرباز هخامنشی در تاریکنای گوشه کادر فیلمبردار ثبت شد، چه کسی بود و چه می‌خواست کرد؟
این‌ها سوالاتی است که می‌تواند رمان «شاه» نوشته حنانه سلطانی را برای هر خواننده‌ای جذاب کند. رمانی که با تصویربرداری هوایی از سرستون‌های تخت جمشید آغاز می‌شود، در کاخ‌ها و باغ‌ها با شاه و خانواده و درباریان هم‌نشین و هم‌قدم می‌شود و بعد ناگاه با ضربه‌ای چنان غافلگیرکننده دانسته‌ها و باورهایمان درباره تاریخ معاصر را به تمسخر می‌گیرد که از میان رمانی ظاهراً مستند و آرام به میانه‌ی داستانی پرشتاب و معمایی-پلیسی پرتاب می‌شویم که البته روایت عاشقانه‌ای هم در چنته دارد: شهلا، خواننده معروف و محبوب، نامزد کاوه، فیلمبردار و راوی داستان، جاهایی می‌رود و کارهایی می‌کند که کاوه دوست ندارد و در همین راستا و در میان همه کشمکش‌های سیاسی و امنیتی داستان، همه تلاش کاوه را متوجه خود می‌کند.

داستان نثری ساده، خوشخوان و تصویری دارد و بدون ذهن‌گویی‌های اضافه و پیچیدگی‌های روایی، نخست به آرامی خواننده را به تهران و شیراز دهه پنجاه می‌برد، از دریچه ذهن و نگاه آشنای جوانان همان دهه به اعماق ماجراهای دربار می‌نگرد و سپس با واقعه‌ای تکان‌دهنده تمامی شخصیت‌های داستان را به چالش می‌کشد و خواننده را پا به پای راوی با رفتار مهم‌ترین شخصیت‌های مملکت در هنگام بحران آشنا می‌کند. به این ترتیب داستان که همچون مستندی آرام و ملایم در میان کاخ‌ها و باغ‌ها آغاز می‌شود به یک «ورق‌برگردان» ظاهرا کلاسیک بدل می‌شود که خواننده به سختی می‌تواند آن را زمین بگذارد اما در پایان باز هم در می‌یابد که رودست خورده و این داستانِ ورق‌برگردان هر چیزی می‌تواند باشد الا کلاسیک.

نویسنده، تاریخ، ماجراها و شخصیت‌های واقعی و حتی ساختار داستان را به سخره می‌گیرد، گاه حتی باورها و ارزش‌های مخاطب را به چالش می‌کشد و از خواننده با خلسه‌ای آرام و نوستالژیک، هیجانی پرتنش، اندوهی عاشقانه، و بهتی فرمالیستی پذیرایی می‌کند.
Profile Image for Pardis.
711 reviews
August 3, 2021
شیوه روایت همراه با پایانی خوب.
Profile Image for Shervinrmz.
111 reviews7 followers
February 9, 2022
کتاب جالبی بود
به شخصه در قسمت رمانای فارسی تجربه خوندن ضدتاریخ نداشتم.
جسارت نویسنده در کنار روایت خوب و یکپارچه باعث شد پشیمون نشم از خوندنش
فکر کردن به اینکه اگر چنین اتفاقی واقعا رخ می‌داد، چطور مسیر عوض می شد و چه اتفاقاتی ممکن بود در ادامه رخ بده تا امروز هم هیجان‌انگیز بود.‌
Profile Image for Niloofar Mohammadi.
19 reviews1 follower
October 23, 2022
هر چند هنوز موفق نشدم این چند صفحه پایانی رو بخونم و کتاب رو به پایان برسونم اما تا اینجا کتاب یک ایده اولیه خوب داشته. همین و بس.
شخصیت اصلی کاوه نمازی در افکار خود مونولگ‌وار پرخاشگر و بددهن هست. از حزب و جناح خاصی طرفداری نمی کند و از همه چیز شاکی است بدون آن که نویسنده به ما نشان دهد علت این بی‌قراری و نفرت کاوه چیست؟
از ابتدای کتاب تا الان مدام از خودم میپرسم وجود این همه شخصیت تاریخی و اشاره به این همه فرد و مکان واقعا لازم بوده وقتی هیچکدوم نقش موثری ایفا نمی‌کنند و تاثیری در روند داستان ندارن؟
برای مثال فاروق پسر ایراندخت و نوه احمد شاه قاجار حضورش در سراسر داستان بی‌معنا و بی‌اهمیته ولی بخش زیادی از کتاب رو به خودش اختصاص داده.
کتاب هیچ روند جدیدی رو برای تاریخ تصور نمیکنه و از طرفی هیچ داستان عاشقانه جالبی هم تحویلمون نمیده.
بدترین نکته‌اش اما روایت از دید کاوه است. شخصیتی بی‌قرار و همیشه شاکی که به زمین و زمان بد میگه و واقعا قابل تحمل نیست.
فکر نمیکنم چیز خاصی در بخش پایانی در انتظارم باشه اما چاره‌ای نیست باید تموم کرد.
Profile Image for Mohammad beheshti.
74 reviews13 followers
February 25, 2022
موضوع داستان برام خیلی جذاب بود مخصوصا حال و هوای ایران در قبل از انقلاب.داشتان میتونست که پر مغز تر و هیجانی تر باشه اما با توجه به تجره اول نیسنده به نظرم عالی بود.
Profile Image for نرگسِ شیراز.
21 reviews1 follower
October 22, 2023
کتابی بود با موضوعی جالب و تازه برای من،در کل دوسش داشتم ولی خب،هدف و چیزی که برای عرضه به مخاطب داشت برای من مبهم بود..اما در فرایند خوانش اون لذت بردم،البته خیلی جاها میشد کم تر یا بیشتر باشه یا جایگزینی باشه اما ایده ی جالبی بود.دست مریزاد.👏
Profile Image for Davood.
31 reviews1 follower
April 3, 2023
چرت و پرت را با تخیل تاریخ اشتباه نگیریم
Profile Image for Simin.
41 reviews3 followers
April 3, 2023
نه جسورانه است نه روایت جالب دارد. راوی بلاتکلیفی دارد که کشش رمان را از بین برده. به سختی تمامش کردم
Profile Image for Kiarash Zahedi.
17 reviews1 follower
June 8, 2023
جعل تاریخ به سخیف ترین شکل ممکن
24 reviews4 followers
April 23, 2024
کتاب را نخواندم. اما پنج میدهم تا اثر امتیازهای یک ستاره از طرف گنگ آقای یزدانی خرم و خانم مریم حسینیان را یه ذره کم کنم. من تحلیلگر دیتا هستم.
اکانتهای زیر و چندین اکانت دیگر که به زودی استخراج خواهم کرد همگی گنگ آقای یزدانی خرم و خانم مریم حسینیان هستند. یا بهتر است بگویم که اکانتهای فیک این دو نفر هستند. کارشان این است که همه با هم به کتابهای مریم حسینیان و یزدانی خرم امتیاز پنج ستاره میدهند و به نود درصد رمانهای فارسی دیگر امتیاز یک ستاره میدهند و کامنتهای تخریبی میگذارند
Parvaneh/
Ali.Lari/
Hommayoon.A/
Sasan.Sarmasti/
Sima/
Mehraeen/
Pooneh/
Hichkas/
Sepehr Bastani/
Ali Sajad/
Eshaaya/
Kahbod/
Behrang/
Shima Poormatin99/
Sohrab/
Sep/
Emdad Tooran
Kimia
aramis
Mahtab
Darush
Rahil
Masood.F
Sam
Tinoosh
Vala
Taraneh
Shamim
Bahman
Alex
Jooya
Mani
و
...
اگر باور نمیکنید بروید خودتان چک کنید. کافی است که یکی از کتابهای خانم مریم حسینیان یا آقای یزدانی خرم را انتخاب کنید و ببینید آیا این افراد در لیست پنج ستاره‌ ها هستند یا نیستند. برعکسش را هم می‌توانید امتحان کنید. برای کتابهای نویسندههای دیگر همیشه با هم گنگی  امتیاز یک میدهند. به زودی اطلاعات بیشتری از اکانتهای دیگر ایشان میدهم.
Profile Image for مصطفا جواهری.
108 reviews23 followers
March 13, 2024
اولین یا دومین رمانِ «تاریخ جایگزین» ایرانی. تاریخ جایگزین ( Alternate history)، به معنای تغییر یک اتفاق تاریخی در داستان است. سبکی که ذیل ژانر علمی‌تخیلی جا می‌گیرد و در ادبیات ایران بسیار نحیف و نوپاست.
محمدرضای پهلوی، در سال ۱۳۵۰ در جریان جشن‌های ۲۵۰۰ ساله ترور می‌شود و زندگی کاوه نمازی، شخصیت اصلی داستان، دست‌خوش تغییر می‌شود.
اگر از ریتم نسبتا کند داستان و فلش‌بک‌های گاه غیرضروری داستان بگذریم، با اثری حائز اهمیت مواجهیم. از چند جهت: اول، پیشگام بودن در ادبیات تاریخ جایگزین. حتما در سال‌های آینده، نویسندهٔ رمان‌های این سبک، مدیون نویسندهٔ این کتاب خواهند بود. دوم، این کتاب مثال نقضی بر توصیهٔ معروف و پرتکرار اساتید نویسندگی مبنی بر «هم‌جنس بودن نویسنده و شخصیت اصلی داستان جهت توفیق نویسنده و رمان» است. خانم سلطانی در خلق شخصیت کاوه نمازی بسیار موفق ظاهر شده‌اند. و سوم، نثر ساده و تصویرپردازِ نویسنده است. بی‌ادا و بی‌ادعا.
Profile Image for Ebrahim Barzegar.
Author 6 books12 followers
June 8, 2022
رمان ایده جالبی داره، کشتن محمدرضا شاه پهلوی در جشن های بلندپروازانه 2500 ساله در شیراز توسط یکی از سربازان گارد جاویدان هخامنشی

اوایل رمان خیلی خوبه و داستان می کشونتت
اما از یه جایی به بعد انگار داستان اسیر دنیای نیمه کاراگاهی کاوه و شهلا میشه و توی هزارتویی میره که چنگی به دل نمی زنه!

فساد و باندبازی ها و ساواک و فامیل بازی های درباری رو خوب تونسته نشون بده ولی عمق انچنانی نداره و در سطح باقی می مونه.
ناگفته نماند که استفاده از شگرد ادبی حدیث نفس رو خیلی خوب نویسنده با داستان در امیخته و از نقاط قوت کتابه.

سکانس های موازی اخر رمان هم به نظرم جالب اومد.
قسم خوردن فرح همراه با مشت و لگدخوردن کاوه و دستگیری اون!
Profile Image for Moji.
12 reviews1 follower
February 25, 2026
کتاب میتونه یه جاهاییش حوصله سر بر بشه و مهم تر از همه شاید نتونید ایده داستان که «ضد تاریخی» هستش رو قبول کنید، به علاوه کتابه چیزی واسه گفتن نداره یا حداقل من متوجهش نشدم.. اما با همه این ها من دوسش داشتم .واسه من انگار خوندنش شبیه دیدن یه سریال تلویزیونی بود که در همون زمان تاریخی ساخته شده باشه.من با ایده کتاب ارتباط گرفتم شاید واسه همین بود که تونست من رو سرگرم کنه‌ واقعا.
Profile Image for Tabasom Heidari.
28 reviews3 followers
November 5, 2023
کاش نویسنده یه دره بیشتر مطالعه میکرد . منظورم مطالعه تاریخیه . و اینکه نتیجه ی این همه ماجراها و سخصیت های زیاد قصه چی بود واقعا؟
این رمان میخواد چی بگه دقیقا؟!
8 reviews
February 23, 2024
اصلا خوشم نیومد. خوشبختانه کم حجم بود و وقت زیادی نبرد.
Profile Image for Khosro.
17 reviews
December 9, 2024
کاش ذره‌ای انصاف در نویسندگان ما وجود داشت.همین
Profile Image for AliAkbar MohammadiNasir.
40 reviews1 follower
August 14, 2025
ماجرای جالبی داشت اما نویسنده نتونسته نثر کتاب رو در عین سادگی، نزدیک به حال و هوای اون دوران نگه داره و خیلی امروزیش کرده. در کل تجربه بدی نبود.
Profile Image for مصطفی انصافی.
Author 3 books9 followers
January 28, 2024
رمانی درخشان، آن هم در ژانری که در ادبیات داستانی فارسی کمتر تجربه شده است: تاریخ بدیل،‌ اگر ترجمه‌ی دقیقی باشد برای Alternate History، از زیرمجموعه‌های Speculative Fiction، یا آن‌طور که در فارسی مشهور شده، #رمان_گمانه‌زن. رمانی که در آن تاریخ با چرخش قلم نویسنده می‌چرخد و رویدادها نه آن‌طور که در واقع حادث شده‌اند، بل آن‌طور که نویسنده اراده کرده است روی می‌دهند.
انحراف رمان #شاه_۱۲۹۸_تهران_۱۳۵۰_شیراز از تاریخ در شامگاه سوم #جشن‌های_۲۵۰۰_ساله_شاهنشاهی در جریان برنامه‌ی نور و صدا روی می‌دهد. شبی که در آن به دلیل نقص فنی برای دقایقی برق می‌رود و #تخت_جمشید در ظلماتی بی‌حد فرو می‌رود، دقایقی پراضطراب و هولناک برای شاه، ملکه، درباریان و میهمانان بلندپایه‌شان از سراسر جهان. آن‌چه در واقعیت روی می‌دهد این است که پس از دقایقی برق می‌آید و بی آن‌که خللی در روند برنامه‌ها ایجاد شود، برنامه‌ها ادامه می‌یابد. #حنانه_سلطانی با جسارتی ستودنی این دقایق هولناک را ختم به خیر نمی‌کند و از آن بستری برای ترور شاه می‌سازد. اینجا نقطه‌ی واگرایی روایت از قطعیت و مرکزیت تاریخ است: شاه ترور می‌شود، جشن‌ها ناتمام می‌ماند، تاریخ مسیر دیگری را در پیش رو می‌بیند و آرایش نیروهای سیاسی و موازنه‌ی قدرت در دربار به هم می‌ریزد. با حذف شاه گویی آن نقطه‌ی ثقل که نیروهای مختلف‌الجهت سیاسی را با گردن‌کلفتی در کنار هم نگاه داشته از دست می‌رود و بی‌نظمی کشور را فرا می‌گیرد و این بی‌نظمی ادامه دارد تا قلدر دیگری قد علم کند و تعادل دیگری برقرار کند. چه فرایند تکرارپذیر غم‌انگیزی.
چه کسی شاه را کشت؟ این یکی از پرسش‌های کلیدی روایت است و از تمام گزینه‌های محتمل نویسنده باز به سراغ یکی از غیرمحتمل‌ترین گزینه‌ها می‌رود تا نشان دهد تاریخ چه امکانات متنوعی برای رقم زدن سرنوشت چندده نسل داشته است.
Profile Image for Parvaneh.
155 reviews
June 22, 2024
زور نویسنده برای این سوژه جالب خیلی کم است. یک ستاره به احترام جسارت است.
Displaying 1 - 29 of 29 reviews

Can't find what you're looking for?

Get help and learn more about the design.