کتاب تاریخ اجتماعی زنان در عصر قاجار به برخی زوایای پنهانِ جامعۀ ایرانی عصر قاجار پرتو میافکند که معمولاً در تاریخنگاری مرسوم به آن توجه نشده یا کمتر به آن توجه شده است: جامعۀ زنان و مسائل زنان. کتاب میکوشد از میان همان منابعی که معمولاً برای روایت تاریخ عصر قاجار به کار میرفته است یا با دست بردن به برخی منابعِ کمتر شناختهشده، خواننده را به نیمهای تاریک ببرد و با سرنوشتهایی فراموششده آشنا کند: سرنوشت دختران، زنان و مادران ایرانی. از این رهگذر تصاویر جدید، نامنتظره و تأملبرانگیزی از زن و زنانگی در عصر قاجار به دست آمده است که خود میتواند سرنخهایی را برای طیف گستردهای از مطالعات آتی در همین حوزه به دست دهد. زنان به عنوان نیمۀ سرنوشتساز جامعه، نیمهای سرکوبشده، کمتر برخوردار و فرورفته در زیر سازوکارهای مردسالار، در روایتهای تاریخی آنچنان که باید دیده نشدهاند. پژوهشگران کتاب تاریخ اجتماعی زنان در عصر قاجار به ما کمک میکنند تا به کوچه پسکوچهها و داستانهای نانوشتۀ زنان قاجار برویم و برخی انگارههای رایج و تأملناشدۀ خود دربارۀ زنان ایرانی را اصلاح یا تعدیل کنیم.
از اونجایی که هم به مطالعات زنان علاقه دارم و هم به دورهٔ قاجار، فکر میکردم از خوندن تمام این کتاب لذت ببرم. کتاب رو سال ۰۳ گرفتم و نمیدونم اگه اون موقع میخوندم تغییری به حالم میکرد یا نه.
جلدش خیلی زشته. عکسیه که بد رنگی شده. چندسال پیش یه رباتی توی توییتر بود که عکسها رو رنگی میکرد و این تصویر هم شبیه کارای اونه.
بیشتر اطلاعات مقالههای اول رو از قبل داشتم؛ و نه، من دانش زیادی دربارهٔ تاریخ ندارم.
مقالههایی که هم موضوعشون برام جالب بود، هم محتواشون: زنان عصر قاجار: جرایم و مجازاتها ارزشهای زنان در آغاز عصر مدرن شدن ایران واکاوی نمونههایی از بینش اجتماعی و سیاسی زنان در عصر قاجار
مقالههایی که موضوعشون خیلی جالب بود ولی محتواشون چندان راضیم نکرد: جراید زننگار و مسئلهٔ هویت زنانه (دربارهٔ هر روزنامه توضیح کوتاهی داده بود. البته یه مقالهٔ کوتاه برای چنین موضوعی کافی نیست.) مطالعهٔ جنسیتی باورهای عامیانه (دوست داشتم بیشتر دربارهش بخونم.) زنان قجری و مصرف فراغتی زنان در عکسهای قجری
بقیهٔ مقالهها چیز تازهای برام نداشت. مثلاً «زنان در گفتمان مشروطه» نسبتاً طولانیه؛ ولی حرف جالب توجهی نداره. (خیلی ناراحت شدم چون مشروطه از موضوعهای موردعلاقهمه.)
اواسط کتاب ازش خسته شده بودم ولی خب خوشحالم کنار نذاشتمش چون مقالههای آخر رو دوست داشتم.
اگر کسی اولین (و واقعاً اولین) مواجههش با مسئلهٔ زنان یا قاجار باشه، ممکنه از کلش لذت ببره. اگه خیلی هم راجعبه اینها میدونید، چیز جدیدی براتون نداره.
"ای کسانی که روزنامه مرا مطالعه مینمایید، اگر در عصر شما ایران، وطن عزیز مرا و خودتان، دیدید به دانش و علم نورانی و مشعشع شده و قدم در راه و خاک آزادی گذاشتید یا در سایه علم و تمدن زندگانی نمودید، از من بیچاره که یگانه آرزویم تمدن ایران است یادی بنمایید. آیا زمانی که من در قعر گور خوابیدهام، شما ای ایرانیهای بدبخت آزادید؟ با کمال سرفرازی قدمهای شمرده شمرده میزنید؟ در این عصر که ما هستیم در تبعیت هیچ قانونی نیست. اسماً مسلمان میباشیم، ولی رسماً خیر تا بعدها چه میشود."
کتاب «تاریخ اجتماعی زنان در عصر قاجار» تالیف گروهی از نویسندگانه و به گردآوری سمیه سادات شفیعی. عنوان مقالات و موضوعاتی که بشون پرداخته شده برای من جذاب بود ولی درنهایت انتظاراتم رو برآورده نکرد. اگه تا حدودی با منابع مطالعاتی دوره قاجار آشنا باشین، این کتاب چندان چیز تازهای نداره و شاید تنها بشه گفت که گردآوری خوبی از منابع و روایتهای تاریخی معروف و مرسومه
وقتی شروع به خوندن مقدمه کردم ترس برم داشت، چون متن خشک و خالی ای بود که اصلا لذتی بهم نمی داد. اما بعدتر که شروع به خوندن مقاله ها کردم، خیلی سریع تر پیش رفتم و لذت بخش تر هم بود.
این کتاب مجموعه از مقاله های مختلف درباره ی وضعیت زنان در عصر قاجاره و هر مقاله به جنبه ی خاصی از این زندگی می پردازه. من مقاله ی «نهاد شبستان در عصر قاجار» رو خیلی دوست داشتم چون به بررسی موضوعی می پرداخت که ما الان بهش میگیم حرمسرا. این مقاله هم واژه شناسی کرده بود، هم راجع به ساختمان شبستان صحبت کرده بود، هم درباره ی اداب و ریتم زندگی زنان در اندرونی شاه اطلاعات میداد.
مقاله ی «واکاوی نمونه ها...» رو هم خیلی دوست داشتم چون اومده بود بخش هایی از خاطرات نوشته شده ی دو زن واقعی در عصر قاجار رو بررسی کرده بود. خاطرات نوشته شده ی ادمها به قلم خودشون همیشه برای من جذابن
قسمت های دیگه ی کتاب هم اشاره های جذاب و جالب زیاد داشت. اگر راجع به زندگی عصر قاجار چیزی نمی دونید و کلا نسبتا به موضوعات تاریخی کنجکاو هستید، کتاب جالبیه. اما اگر اطلاعات کافی و وافی درباره ی دوره ی قاجار داشته باشید شاید مطالب کتاب مقداری براتون سطحی باشه
با اینکه هر مقاله نویسنده ی متفاوتی داره، اما یکسویه نگری خاصی در کل کتاب موج می زنه که البته در بعضی مقاله های شدیدتره. به نظرم اومد بعضی از نویسنده ها عقاید شخصی شون رو در نوشتن کتاب دخالت داده بودن. مثلا در صفحه ی ۷۲ کتاب نوشته شده: « زن ایرانی از ابتدای تاریخ تا امروز، دارای حق مالکیت فردی بوده.» اینجا نویسنده داره با قدرت زن ایرانی رو با زن اروپایی مقایسه میکنه. خب منم دلم میخواست که این جمله راست باشه، احتمالا از بعد ورود اسلام به ایران راسته، اما قطعا برای قبلش صدق نمیکنه. چون زن ایرانی هم در برهه ای حتی به عنوان ارث، پس از مرگ شوهر به پسرش ارث می رسیده.
یا در دو تا از مقاله به وضوح و به شدت از مخالفین مشروطه انتقاد میشه انگار هرکسی که موافق مشروطه بوده روشنفکر و خیرخواه ایران و سنتی ها و مذهبی ها بدخواه بودن. به صراحت از شیخ فضل الله نوری بد گفته میشه و حتی یک جا به کنایه از «مشروطه مشروعه» ذکر میشه!
در کل کتاب جالبیه اما چون این یک جانبه گری ها رو دیدم به نظرم رسید بهتره در کنار کتابهای دیگه خونده بشه و مطالبشون با هم مقایسه بشه تا دید واقع گرایانه تری به دست بده
حرف تازه و جالبی نداشت. خیلی سوبر دربارهی چیزها حرف میزد. حتی بعضا با یه حال محافظهکارانهای میزد زیر کاسهکوزهی حرفای جالبی که قبلا از دیگران خونده بودم. گردآوری بدی نبود ولی.
این کتاب دید کلی خوبی از وضعیت اجتماعی زنان در دوره قاجار میده. روان و خوشخوان هست، به خصوص که بخش زیادی از کتاب بر اساس روایتهای گردشگران خارجی هست، که اون هم جالبه واقعا.
این کتاب عمدتا درباره ی زنان دربار قاجار بود تا زنان عادی جامعه . با خواندن این کتاب متوجه حضور زن هایی در ان دوره شدم که دغدغه ای فراتر از زمان خود داشتند و اگر تلاش انها نبود شاید امروز من هم حق ابتدایی خواندن و نوشتن را نداشتم و همچنان جنس دوم بودم.
This entire review has been hidden because of spoilers.
مطالبش اغلب تکراری بود و اینجا و آنجا خوندیمشون قبلا، ولی بعضی از بخشهاش با موضعگیری نوشته شده، مثلا اون مطلبی که دربارهی حرمسرا بود. نویسنده گفته بود حرمسراها، که حتی اسمشو هم عوض کرده بود و گذاشته بود شبستان، یهجورایی مکان فرهنگی و اجتماعی و... بود و کلی تعریف کرده بود از اونجا. :)) دیگه تشتِ حرمسراها که همونموقع هم از بام افتاده بود. این چه حرفاییه؟ ولی بخش مربوط به بیبی مریم بختیاری رو خیلی دوس داشتم. چه زنِ آگاه و شریفی! وقتی آدم حرفاشو میخونه، باورش نمیشه در دورهای ایشون زندگی میکرد که زن صرفا کالایی برای استفادهی جنسی و زاییدن بود. درودها بر چنین زنی و زنانِ اینچنینی.