ویجی پراشاد (۱۹۶۷) روزنامهنگار، مورخ، مفسر و روشنفکر هندی است که گرایشات مارکسیستی دارد. او مدیر اجرایی موسسهی تریکانتینت (موسسهی پژوهشهای اجتماعی) و ویراستار ارشد لفت ورد بوك است. پراشاد صاحب کرسی مطالعات جنوب آسیا است و از سال ۱۹۹۶ تا ۲۰۱۷ استاد مطالعات بینالملل کالج ترینیتی در ایالات متحد بوده است. او در سال ۲۰۱۳ و ۲۰۱۴ کرسی ادوارد سعيد را داشت و درحالحاضر پژوهشگر ارشد سیاست عمومی و امور بینالملل دانشگاه بیروت است. از پراشاد تا کنون بیش از بیست و پنج کتاب منتشر شده که از میان آن میتوان به «ملتهای تاریك: تاریخ مردم جهان سوم» (۲۰۰۷) اشاره کرد که در سال ۲۰۰۸ به عنوان بهترین کتاب غیرداستانی از سوی کارگاه نویسندگان آسیایی آمریکایی برگزیده شد و جایزهی مظفر احمد را برای او به ارمغان آورد. در سال ۲۰۱۳ انتشارات ورسو کتابی از او با عنوان «ملتهای فقیر: تاریخ ممکنی از جنوب جهانی» منتشر کرد که بازتابهای گستردهای درجهان داشت.
کتاب "مرگ ملت و آینده ی انقلاب عربی" روندی پر سرعت دارد و در زمانی مناسب توسط "ویجی پراشاد" نوشته شده است. زیر بنا و چاشنی داستان درگیری های خاورمیانه در دوران کنونی ما است که از سوریه و عربستان سعودی تا هرج و مرج در ترکیه را بازمی گوید. کتاب مخلوطی از حکایت های مهیج است که با گزارش اتفاقاتی که در سطح خیابان ها رخ می دهد به خوانندگان برای درک خطر واقعی ، کمک می کند . "ویجی پراشاد"چشم اندازی ژئوپلیتیک از منطقه و جایگاه آن در جهان را به ما نشان می دهد و از این طریق، ما را از تغییرات چشمگیر بازیگران صحنه ی سیاست و اقتصاد در جهان آگاه می کند. او وضعیت خاورمیانه، طی پنج سال گذشته را این چنین توضیح می دهد "بهار عربی نه در حاشیه ی میدان تحریر و نه در منطقه ی حلب شکست نخورده است." بلکه "در قصرهای ریاض و آنکارا و همچنین واشنگتن دی سی و پاریس به طور کامل شکست خورد." کتاب "مرگ ملت و آینده ی انقلاب عربی" به آشفتگی عراق ، سوریه و لبنان می پردازد ، کشورهایی که داعش در آن ها ظاهر شده و رشد کرده است. با این وجود داستان منطقه ی خاورمیانه به قوت خود باقی مانده است. خاورمیانه بعد از داعش چگونه خواهد بود؟ چه کسی به گلایه های مردمش گوش خواهد داد؟ آیا آینده ی دیگری می توان برای منطقه متصور شد ،که با بازگشت دولت های امنیتی یا ادامه ی سلطنت همراه نباشد؟ "مرگ ملت و آینده ی انقلاب عربی" با قرار دادن تحولات خاورمیانه در متن گسترده تر تاریخ ،به آینده ی خاورمیانه می پردازد
Vijay Prashad is the executive director of Tricontinental: Institute for Social Research. He is the author or editor of several books, including The Darker Nations: A Biography of the Short-Lived Third World and The Poorer Nations: A Possible History of the Global South. His most recent book is Red Star Over the Third World. He writes regularly for Frontline, The Hindu, Alternet and BirGun.
تونس، لیبی، مصر، یمن و سوریه از اصلیترین کانونهای بهار عربی بودند. در ترم گذشته به بهانهٔ واحد درسی ژئوپلتیک و اینکه قرار بود شمالآفریقا رو مطالعه کنم، اندکی بیشتر درمورد بهار عربی و انقلابهای سیاسی آن دوران مطالعه کردم.
آثار مختلفی رو مطالعه کردم در این مسیر و کتاب "مرگ ملت و آیندهٔ انقلاب عربی" از پراشاد از جمله این کتابها بود.
بسیاری از ادبیات موجود در تحلیل و بررسی بهار عربی این رخداد تاریخی و مهم که باعث ورافتادن دیکتاتورهایی چون معمر قذافی شد رو بیشتر از منظر جنبشهای اجتماعی و انقلابهای سیاسی-اجتماعی مطالعه کرده اند (مثل کتاب" انقلاب را زیستن" از آصف بیات یا آثار تحلیلی زینپ توفکچی). قطعا این مطالعات اساسیست و اتفاقا مفیدترین و بینشافزاترین متونی که در آن دوره خواندم این دسته متون بودند اما قطعا ناکافی اند. نکتهٔ مثبت این کتاب اینه که سعی میکنه بهار عربی رو در بستر بینالمللی، نبردهای قدرت جهانی، ژئوپلتیک منطقه، اثرگذاری قدرتهای منطقه و قدرتهای جهانی، تروریسم و مواردی دیگر تحلیل کند. به بیانی، پراشاد بهار عربی رو در بستر کلانتر بازیهای قدرت قرار میده.
قطعا این تصویر کلان که اتفاقا خیلی بهتر از مطالعات "جنبش اجتماعی" میتونه عدم توفیق انقلاب های بهار عربی رو توضیح بده، تصویری خواندی و مهم است. خیلی هم میشه ازش یاد گرفت.
چند نقد که به کتاب میشه داشت اینه که اولا نویسنده رویکرد مشخصا چپ داره (که البته فینفسه بد نیست) اما میشه نشون داد که در برخی موارد واقعیت رو به پای اینکه تفسیرپذیری نظریات چپ خودش سر به نیست میکنه. برای نمونه تاکید بر جریان سرمایه، مرکز و پیرامون، قدرت هژمونیک و امپریالیسم، سیاستهای نئولیبرال و کلی کلی واژهٔ دیگر گفتمان چپ در متن کتاب حاضر بود و در برخی موارد مشخص بود که نویسنده صرفا خواسته واقعیت رو همراه کنه با نظریهاش نه نظریه رو با واقعیت! مشکل دوم متن این بود که برخی تحلیلهای نویسنده بیشتر تنه به تنه تحلیلهای ژورنالیستی (البته ژورنالیسم تحلیلی و با کیفیت) میزد تا تحلیل آکادمیک و علمی. یعنی یک تحلیل سیاسی و ژئوپلتیکی بسیار میتونه عمیقتر و پرجزئیاتتر باشه نسبت به این کتاب.
حالا نقدهای کلانتر مثل عدم توجه به مکانیسمهای اجتماعی درونی و کلی نقد دیگر مثل برداشت ناقص نویسنده از ژئوپلتیک رو نیز میشه بر شمرد که خارج از موضوع است.
حداقل آوردهٔ این کتاب این است که خواننده رو از خوشبینی، آرزواندیشی و تفکر خطی و خام راحت میشد. خواستههای ما مهم نیست، شرایط و اقتضائات اصل اند!
کتابی خوب است، اگرچه کم گو، اما راستگو بوده است به گمان من نگاهِ نویسنده به خاورمیانه ی با بازیگرهای ناشی و دیکتاتور و خون ریزش برای آن چیزی که گمان برده ایم(اند) حقیقت است، آشکارسازیِ دروغ های ایدئولوژیک و نیز تصفیه(و نه تسویه) حساب های برآمده از تحقیرِ همیشگی از کشورهای بالادستی است؛ گو اینکه آنان کارگردانان اصلی باشند هنوز و به فرض که صحنه گردانی با آنان باشد. این دیکتاتورهای خُرد هستند که بهترین سیاه لشگرهای این بازیِ پیش از آغاز باخته هستند که تاوانِ بی اندازه اش نصیبِ مردمان بیچاره ی همه ی این سرزمین هاست پس سرنگونی راه برون رفت نیست که باید از نو با اندیشه در خویش معیارها را تغییر داد و دست کشید از دهان دریدن برای فریاد زدن شعارهایی که تنها در صورت دروغ بودن، دقیق ترین و درست ترین پاسخ به زمانه ی خویش اند. چه بسا که همه ی حرف های این دیدگاه هم شکلی دیگر از همان شعارها باشد
یک کالبدشکافی عالی از داعش و درگیریهای سوریه و عراق و بهخصوص از ترکیه و مواضع سالهای اخیرش در منطقه. تحلیلهای پریشاد از ترکیه و حزب عدالت و توسعه و مداخلات سالهای اخیر ترکیه در سوریه که میخواندم، مدام سطحینگریهای تحلیلی امیرخانی از ترکیه جلوی چشمم میآمد.
A sobering read- very accessible for the average (interested) reader, written in journalistic language which will still go over the heads of the reader if not at least vaguely acquainted with recent history of the region. Points are clear and succinct- though occasionally seems to gloss over complexity in favor of intensity. Those raised on the American educational and media systems will find some challenges to preconceived notions and assumptions on the region. Those on the more conservative end of the spectrum will definitely find their views challenged (and so should most definitely read it). Overall a very valuable read- would definitely recommend for those interested in the region, as well as those interested in popular movements, global power structures, and the interactions of states and nationalisms as a whole.
I didn't find this particularly memorable or impactful, but it does give a quality, Marxist overview of Middle-Eastern political history. That's worth having on your shelf I think, although if you're looking for some groundbreaking analysis you'll be left disappointed. If all you're wanting though is some details on how western capital has destroyed the Middle-East, as far forward as about 2015, then you probably can't do much better than this book.
It's remarkable though that despite being published in 2016 the book already feels outdated, what with how fast events seem to have moved in the Middle-East over the last decade.
An excellent account of the Arab Spring. You know the guy has done his homework when he writes this immaculate. Written with a jounralist style, daily readers would get that instantly. ( and that's how I got to know about him and this book )
Take it with a pinch of salt, the guy is straight up left leaning but that shouldn't matter, cause whatever argument is there in the book, makes complete sense.
نویسنده در نوامبر ۲۰۱۸ / آبان ۱۳۹۷ برای ترجمهی فارسی کتاب مقدمه نوشته. وقتی شرایط فعلاً خوب است. بازوهای منطقهای تهران سالمند، ایران در سوریه پیروز شده، نفوذش را همه جا گسترش داده، و تحریمها فقط چند روز است که برگشتهاند و هنوز اثر وحشتناکشان را نشان ندادهاند. از آن روز سقوط به دره شروع میشود. ریاضت اقتصادی، آبان خونین، ترور فرودگاه بغداد، پرواز ۷۵۲، کرونا، جنبش مهسا، ۷ اکتبر، نسلکشی در غزه، مرگ رئیسی و نمایش مسخرهی بازگشت اصلاحطلبان، ضربههای متعدد به حزباللٰه، سقوط دولت اسد و برآمدن فرماندهی پیشین القاعده، جنگ ۱۲ روزه پس از چندینبار زدوخورد، و این آخری کشتار دی و سایهی بلند و تاریک جنگ تمامعیار. و میان همهی اینها فقر و فقر. هفت سال روی دور تند و حماقتهای سیاسی و اقتصادی و حالا دیگر ایران یک بازیگر منطقهای نیست که مثلاً اگر در سوریه جنگ شد اعمال نفوذ کند که شرایط باب میلش پیش برود. خودش شده زمین بازی دیگران. و این وسط فقط خون و خون و خون و همه ــاز هر طیفــ فقط منتظر معجزهاند. ایران هم شده مثل همهی کشورهای دیگر ذکرشده در کتاب که به بهاری که بنا بود زندهشان کند مردند. یک کابوس طولانی یا یک شوخی تلخ، شاید هم جفتش.
An excellent on ground account of the complicated middle east politics. The narrative was a bit hard to read though the research perspective was commendable. A must read for anyone that wants to understand Middle east geopolitics.