امروزه رسانههای جمعی و شبکههای اجتماعی، شهروندان را با انبوهی از اطلاعات درباره سلامت و بهداشت و درمان بمباران میکنند. از این انبوه اطلاعات، کدام درست است و کدام نادرست؟ کدام علمی است و کدام شبهعلمی و کدام خرافی؟ و چرا باید به علم پزشکی اعتماد کرد و به شبهعلم بیاعتماد بود؟ و چگونه میتوان علم را از شبهعلم بازشناخت؟ پاسخ دادن به این پرسشها تنها موضوعی نظری نیست. بلکه گاهی سلامت و بیماری و گاهی حتی مرگ و زندگی فرد در گرو پاسخی است که به این پرسش میدهد. این کتاب به خواننده دانشی به روز و معتبر میدهد تا با تکیه بر آن به این پرسشها پاسخ دهد. برای این منظور، این کتاب ضمن معرفی و شرح مفاهیم علم و شبهعلم و خرافات در پزشکی، به تفصیل به ریشههای آنها و شیوههای بازشناسی آنها میپردازد. همچنین دو مورد از بحثبرانگیزترین و شایعترین شاخههای پزشکی مسما به جایگزین، یعنی طب سنتی ایرانی و هومیوپاتی را مورد بررسی عمیقتر قرار میدهد. نویسندهی این کتاب، پزشک و متخصص پزشکی اجتماعی و اخلاق پزشکی است و سالها به تدریس در دانشگاههای ایران و خارج از ایران اشتغال داشته است و در زمینه موضوع کتاب، فردی صاحبنظر و برای اهل نظر نامآشنا است. مخاطب این کتاب، هر فردی است که حداقل در حد دیپلم متوسطه سواد دارد و به موضوع کتاب علاقهمند است. کتاب به گونهای نوشته شده است که خواندنش نیاز به دانش تخصصی نداشته باشد، اما پزشکان، سایر حرفهمندان علوم پزشکی و دانشجویان این رشتهها مخاطب خاص و ویژه این کتاباند و آن را مفید و خواندنی مییابند.
در گیر و دار کرونا بحث علم و شبه علم خیلی داغ تر شده و ما در جامعه ای زندگی میکنیم که به چیزهایی اعتقاد داره ک در حیطه شبه علم قرار میگیرند از جمله طب سنتی طب اسلامی هومیوپاتی و ... چرا اینها رو از علم جدا کردیم ؟ چون علم تعریف داره و مرزش با شبه علم و غیر علم مشخصه : اعتقاد به ابطال پذیری و پزشکی مبتنی بر شواهد ( یعنی پزشکی مبتنی بر استدلال استقرایی که تا زمانی معتبر است که خلافش ثابت شود ان هم با روش علمی یعنی توجه به حجم نمونه ، گروه شاهد و کنترل ،کورسازی/ و علوم پایه شکل گرفته بر اساس استنتاج و استقرا ) بر خلاف شبه علم که تکیه دارد بر خاطر و تجربه شخصی /و پیدا کردن نشانه های درست بودن قضیه نه رد کننده قضیه و به جای دادن به مجله های علمی دادن به شبکه های اجتماعی و پر است از مغالطه هایی از جمله مغالطه فرضیه پسینی یعنی برای مصون نگه داشتن ادعا ها از رد شدن فرضیه ای مطرح بشه که پس از ازموده شدن فرضیه اولیه و مشخص شدن نتایج بیان بشه تا بگه فرضیه اولیه درست بوده ( مثلا برای درمان بیماری وردی خونده بشه اما اگر جواب نداد بگن حتما ورد رو خوب نخوندی که بیماریت خوب نشد) نه باستانی بودن و نه مقدس بودن چیزی به اعتبار یک روش اضافه نمیکنه چون به سنجش ایمنی و اثر بخشی ارتباطی ندارد(عقل سلیم ) ابن سینا هم اگر در زمان ما زندگی میکرد از معتبرترین و به روز ترین وسایل زمان استفاده میکرد در واقع باید گفت حرفهایی که به ابن سینا نسبت داده میشن هم برای عمل کردن بهش و امتحانش کردن راهی به جز اثبات از طریق پزشکی مبتنی بر شواهد ندارن !
اما چرا انقدر شبه علم پر طرفدار است ۱-شبه علم روایت ساده تری از طبیعت به دست می دهد ۲- به علت تطابق با مشاهدات و احساسات ابتدایی بشر باعث میشه بار مسئولیت و فکر کردن رو از دوش شما برداره سردی و گرمی رو قبول کردن خیلی راحتتر از پاتوفیزیولوژیه که در دانشکده پزشکی اموزش میدن کاری که این افراد عامی میکنند انکار علمیست که طی قرنها به دست امده و برگشتن به ذهن ابتدایی و خیال پرداز بشر ۲-شبه علم با امال و ارزوهای ما سخن میگوید ینی درمانهای موثر و قطعی و بی عارضه و دقیقا زمانی به شبه علم پناه میبریم که ترسیده و نا امیدیم ینی از لحظه های ضعف و ترس ما بهره برداری میکند به شکل یک پناه ب ما ظاهر میشه در اخر کتاب به برخی انتقادها از علم (از طرف طرفداران شبه علم بهش وارد میشه ) پاسخ میده @ اینکه میگن مگه شما چقد از رشته طب سنتی یا هومیوپاتی اطلاع داری که ایراد میگیری باید کامل بیای بخونی و شاکردی کنی بعد نقد کنی! در جواب باید گفت اگرچه برای نقد دانش کافی و نه عمیق از اون حیطه نیازه اما ما دو جور نقد داریم نقد درون رشته ای و نقد برون رشته ای. نقد ما برون رشته ایه و ایراد به روش و فرایند شبه علمه نه محتواش @ اینکه میگن علم باوری افراطی اشتباه است! جواب : این جمله درسته علم تنها منبع دانش انسان نیست بی نقص و خطاناپذیر هم نیست ولی در حال حاضر بهترین وسیله پرشکی مبتنی بر شواهده و اتفاقا خود علم هم اعتقاد داره به نقد و این اتفاقیه که دایم در دنیای مقالات علمی اتفاق میفته و اصلا ویژگی اصلیش پذیرش ابطال پذیریه @ اینکه همه چیز را همگان دانند و بزارین بقیه هم حرفایی که دارند رو بزنند ! بله بقیه هم میتونن حرف بزنن اما برای انجام دادن بر اساس اون حرف و مطب زدن و فعالیت کردن عقل سلیم میگه مطمئن ترین راه انتخاب بشه و نظریات در کارازمایی بالینی گذاشته بشه و در صورت تایید مجوز بگیره با این حال نویسنده به آزادی افراد در انتخاب معتقده و طرفدار اینه که بیشتر باید اگاهی بخشی کرد تا غیرقانونی کردن فالگیر و هومیوپات و... @ اینکه پزشکی هم خطاپذیره ! بازم جواب همونه خطاپذیری رو علم پذیرفته و به همین دلیل روشی رو انتخاب کرده تا به حداقل برسونتش و « بهترین » و کم خطاترین روش فعلا همینه @ پزشکی شیمیایی علمغربی و استعماریست ! این یکجور استفاده از طنین منفی اینواژه هاست . واقعیت اینه مه علم یکنهاد و میراث بشریه و به ملت یا نژاد خاصی تعلق نداره
این کتاب در حد خود بینظیر و فوقالعاده است و از معدود کتابهایی است که به این زیبایی و با قلمی شفاف و زبانی همهفهم، به تبیین تفاوتهای علم و شبهعلم پرداخته است.