Jump to ratings and reviews
Rate this book

ابوالهول

Rate this book
رمان ابوالهول(فرخ لمعه، ۱۳۷۲-۱۳۷۷) روایتی از زندگی زنی است که در روزهای تنهایی خود خاطرات ابتدای آشنایی خود را با همسرش که پزشک ارتوپدی است مرور می‌کند.

First published January 1, 1998

About the author

فرخ لمعه

3 books1 follower

Ratings & Reviews

What do you think?
Rate this book

Friends & Following

Create a free account to discover what your friends think of this book!

Community Reviews

5 stars
0 (0%)
4 stars
0 (0%)
3 stars
0 (0%)
2 stars
0 (0%)
1 star
1 (100%)
Displaying 1 of 1 review
Profile Image for Bamdad.
128 reviews21 followers
August 11, 2021
۰
٬٬اولی ها٬٬ مجموعه‌ کتاب هایی در حوزه ی ادبیات نمایشی و داستانی بودند که در سال های پایانی دهه ی هفتاد به کوشش چهره هایی چون حسن ملکی منتشر شدند. بخش داستان فارسی این مجموعه(که در آن دو نوول خانه ی پدری، دماغ مادر٬٬ فاطمه محفوظ بالله و ٬٬ابوالهول٬٬‌فرخ لمعه، و مجموعه داستان ٬٬تونلی با چراغ های رنگارنگ٬٬ از حسین رسول زاده، محسن عباسی، شادمان شکروی و مصطفی مستور به چاپ رسیدند) کتاب‌هایی در قطع پالویی را اغلب با مضامینی نامتعارف به انتشار می رساند. در تمام این آثار داستانی کاراکترهایی دچار ناهنجاری های روانی، قربانیان خشونت خانگی یا آزار، فرزندان خانواده های بیمار یا متعصب و کاراکترهایی که برای منفعتی مادی یا روانی نزدیکان خود را قربانی می کنند به چشم می خورند و این میزان از انسجام در شکل و ساختار در آثاری با نویسندگان متفاوت عجیب است. آثار این سری در فضایی خارج از جریان ادبیات داستانی فارسی و قراردادهای آثار عامه پسند- یا به عبارت بهتر، با مولفه های هر دو جریان- کتاب هایی هستند که در دوران چاپ جز یک دو نقد در مطبوعات وقت مورد توجه قرار نگرفتند و امروز نیز به دست فراموشی سپرده شده اند. ابوالهول یکی از آثار این مجموعه است که تمام شاخصه های مذکور را می توان در آن دید و بررسی کرد.

۱
فرخ لمعه-نویسنده ی این کتاب- از زنان نویسنده ی خطه ی گیلان است(بهزاد موسایی در کتاب از مه تا کلمه از او در کنار نام هایی چون ابراهیم رهبر به عنوان یکی از چهره‌ های نسل اول داستان مدرن گیلان نام برده است)، پیش از این تنها یک کتاب تخصصی در حوزه‌ی میکروبیولوژی«تشخیص قارچ و بیماری‌های انگلی، ۱۳۶۵» به چاپ رسانده است و ابوالهول را می‌توان نخستین اثر او به شمار آورد، هرچند که ویژگی‌های این اثر-متاسفانه- در سایر آثار لمعه نیز به چشم می‌خورند. (داستان کوتاهی از او به نام تشخیص پس از ابوالهول توسط همین نشر، ۱۳۷۷ و داستان کوتاه دیگری نیز به نام «زائر» در سال ۱۳۸۵ منتشر شده‌اند)

نوول ابوالهول با یک ضرب‌المثل از یاد رفته‌ی ایرانی آغاز می‌شود:

کربلا رفتنت بهانه بود، کربلایت درون خانه بود

و همین آغاز، تلاش نویسنده است تا توضیح دهد داستان پیش رو شرح یک سفر درونی یا خودروانکاوی است. راوی رمان، زنی است که
تمایلات دوگانه ی سادومازوخیستیک دارد و حالا که توسط همسر/معشوق خود - یک پزشک ارتوپدی- ترک شده است خاطرات خود را مرور می کند. زنی ثروتمند که در پی یک ناهنجاری مادرزاد در استخوان ران توسط دکتر جراحی می شود و بابت نبود امکانات مناسب پزشکی، یک پای او از پای دیگرش کوتاه تر در می آید و ناچار است با چوب زیربغل راه برود. میان زن و دکتر رابطه ای در می‌ گیرد و زن در ذهن خود با دکتر به سفرهای خیالی در کهکشان ها و تاریخ و اساطیر می رود و دکتر را ابوالهول و فرعون می خواند. دکتر و زن سرانجام با هم وارد یک رابطه می شوند. اما پس از مدتی دکتر قصد می کند به یک سفر یک ماهه ی کاری برود و پس از آن که از سفر برگشت، منکر شناختن زن می شود. زن دست خود را با چکش خرد می کند و باز به عنوان بیمار به مطب دکتر می رود. دکتر از درمان او سر باز می زند و ادعا می کند که او را نمی شناسد. زن پریشان به خانه بر می گردد و در ذهن خود تصور می کند که مرده است، دکتر با جسد او رابطه برقرار می کند و خود کنار او می خوابد تا زمانی که بمیرد.
طرح رمان(به مثابه یک سایکودرام شخصی) در نگاهی کلی کم و بیش جالب به نظر می رسد، گذشته از آن که کشش یک داستان بلند را نداشته و نهایتا برای یک قصه ی کوتاه زیر ده صفحه مناسب است. اما نتیجه در عمل به کل متفاوت، منزجرکننده و غیرقابل از کار درآمده است...

۲
ابوالهول به معنی واقعی کلمه رمان بدی است. در خوشبینانه ترین حالت ممکن، تلاش ناشیانه ی نویسنده ای برای نوشتن یک اثر سیال ذهن، و مسخ و تبدیل آن به چیزی مبتذل و بی شکل. کیفیتی که حاصل از نوعی اعتماد به نفس بیش از اندازه در پرداختن به هذیانات و منویاتی التقاطی به نظر می رسد.

زبان لمعه در رمان، بین سه کیفیت و حالت متغیر در نوسان است. یکی زبانِ معیار نگارش و به کار بردن راوی اول شخص و دوم شخص به شکلی پیوسته، مثلا: «دو- سه روزی بعد بود که تصمیم گرفتم برای برگشتن‌ ات خانه تکانی کنم. برای ابد که نرفته بودی، یک ماه دیگر بر می گشتی.»
دیگری زبانی انشا-وار و رومانتیک که در بخش هایی زبان پاورقی های رجبعلی اعتمادی(مانند توییست داغم کن!) را تداعی می کند: «دست کوچک و بی پناهم را به زیر دستانت می لغزانم و فشار گرم، مردانه و بی تابانه ی آن مرا به عالم دیگری می برد. ص ۴۲»
و در بخش هایی حتی یادآور حرافی های اسماعیل فصیح وار یا اشعار مهناز هدایتی!‌است. (موارد بسیار در متن). حالت سوم نیز نوعی زبان پریشی یا هذیان گویی است که خودخواسته آغاز می شود و مهارش از دست نویسنده در می رود. مثلا جایی در صفحه ۶۵ اثر که راوی با آفرودیت-ایزدبانوی یونانی- در باب اشعار مولانا گفتگو می کند و آتنا در تایید حرف او می گوید که [زن] از شرق آمده و عرفان دنیوی خوانده!

لمعه، در دو اثر دیگر خود نیز همین زبان و شکل را برای روایت برگزیده است. چیزی که به نظر عامدانه نمی آید. شخصیت ها در آثار لمعه نام ندارند، بلکه تنها با نسبت های خانوادگی با جهان اطراف شناخته می شوند. همچنین، در میان این سه داستان (که هر سه در باب روابطی بیمارگونه بین مراجع و پزشک اند) جمله های بسیاری تکرار شده اند، مثلا اشاره به بیماری ای روانی که نه نام دارد و نه درمانی برای آن است. لمعه، در رمان به کاراکترهای سادیست، نکروفیل و مهرطلب خود حق کامل داده و آن ها را تنها حساس و احساساتی توصیف می کند. از سوی دیگر، لمعه برای کوک زدن پاره های بی ربط اثر، از تک بیت های مولانا و یا جمله های عهد عتیق استفاده کرده که علاوه بر نچسب بودن به قامت اثر(به سان دکمه های الماس دوخته به جامه ای از جنس کرباس) متون مورد ارجاع را نیز در کنار اثر به زیر می کشند.

آخر

در مقدمه ی این کتاب و توضیح ناشر-حسن ملکی- آمده است که «به نظر ما ابوالهول اثری زیبا، قوی، عمیق و تأثیرگذار است. امید داریم که به چشم و سلیقه‌ی صاحب‌نظران و خوانندگان کارآشنا نیز خوش بیاید.»
عقیده دارم که تعریف ناشر از یک اثر، در مقدمه ی کتاب خود اقدامی عجیب و نامتعارف است(لااقل در خصوص ادبیات امروز چندان منطقی به نظر نمی رسد) و شبیه تبلیغ در فرصت و مکانی است نامناسب.

پس، با عقیده ای خلاف عقیده ی جناب ملکی باید گفت خواندن هر اثری از این قلم-به جز کتاب تشخیص قارچ و بیماری‌ های انگلی که تنها اثر نگارنده است که هنوز آن را نخوانده ام(و هیچ شکی ندارم که قوی ترین اثر اوست)- به هیچ رو به خواننده ی پیگیر داستان فارسی توصیه نمی شود
Displaying 1 of 1 review

Can't find what you're looking for?

Get help and learn more about the design.