Jump to ratings and reviews
Rate this book

آدمک‌باز

Rate this book
مردی چهل ساله شیفته‌ی ‌بازی‌ست. بازی‌هایش را خودش طراحی می‌کند. بازی‌های او قانون دارند ولی مرز، نه! بی‌مرزی آخرش را وقتی می‌فهمد که دربه‌در کشورها شده و شهر به شهر، می‌گردد تا راه پایان بازی‌اش را پیدا کند. او تنها بازیکن نیست و دیگران، رقیب‌ها و نفوذی‌ها نیز سرگردان جهان خیال این بازی هستند. سرنخ اصلی را موجودی در جهانی دیگر، با خیالی دیگر، به بازی گرفته است؛ یک بازی تازه….

144 pages, Paperback

First published January 1, 2021

1 person is currently reading
16 people want to read

About the author

Ratings & Reviews

What do you think?
Rate this book

Friends & Following

Create a free account to discover what your friends think of this book!

Community Reviews

5 stars
3 (15%)
4 stars
7 (36%)
3 stars
6 (31%)
2 stars
3 (15%)
1 star
0 (0%)
Displaying 1 - 8 of 8 reviews
Profile Image for sAmAnE.
1,369 reviews154 followers
October 16, 2021
.
سرزمین ما، اتاق‌هایی داشت که در واقع شهرهایش بودند و مثل هر شهری آدم‌ها در آن زندگی می‌کردند. گاهی یک آدم در یک شهر، گاهی بیشتر. تعداد آدم‌ها مهم نبود چرا که یک آدم هم برای خودش به قدر کافی مهم هست. شهرهای سرزمین کنار هم بودند و روی هم بالا می‌رفتند تا پشت‌بام جایی که بهترین دوست آدم‌های سرزمین آنجا زندگی می‌کرد. آدم‌ها آن‌قدر سرزمین قدیمی خود را دوست داشتند که کمتر دل‌شان می‌آمد از شهرهای خود بیرون بروند. چه چیزی بهتر از ماندن و خوابیدن در شهر شخصی خودت. چه فایده از هیاهوی بیرون. بیرون، جزو شهر نیست. شهر همین‌جاست. همین‌جا بمان تا دوست قدیمی‌ات بیاید برای بازی.
🎭
داستان کتاب در مورد مردی است که چهل ساله است ولی شیفته‌ی بازی‌هاست. اون دنیای واقعیتش رو با دنیای خیال‌انگیز آدمک‌هایش پیوند میده. او خیال می‌سازد و از این خیال‌پردازی‌هایش کلی کیف می‌کند و این برایش یک‌جور تفاوت محسوب می‌شود. در واقع دنیای ما آدم‌های واقعی و روابطمون درست مثل آدمک‌های خیالی‌ای هست که تو این داستان ازشون میخونیم و ما وارد بازی‌هایی میشیم که مدام از هم تاثیر میگیریم و روی هم تاثیر میذاریم...
Profile Image for Tina Chahardoli.
9 reviews8 followers
March 31, 2022
خیلی خب...
آدمک‌باز، یکی از خیال‌زده‌ترین داستان‌هایی که تا به حال خونده‌م.
آدمک‌باز داستان جالبی داشت. فکر کن عاشق یه بازی باشی و باهاش کیف کنی؛ اما یهویی به خودت بیای و ببینی خودت شدی یه مهره از همون بازی. یا بذارید قابل لمس‌تر بگم...
فکر کنید نویسنده داره از جابجا کردن شخصیت‌های قصه‌ش لذت می‌بره و یهو خودش هم بشه شخصیت قصه، اوضاع قاراش‌میش می‌شه دیگه؟
اما جدای از خود داستان، چیزی که من رو اوایل گیج کرد و بعد کم‌کم ازش خوشم اومد و برام جالب شد نحوه‌ی توصیف مکان و زمان بود. نویسنده می‌اومد و یه فضا برای ما توصیف می‌کرد و بعد می‌گفت نه! اینجا، اونجا نیست! اینا تصورات شخصیت داستانه.
داستان روون و راحتیه ولی چیزی که سختش کرده همین خیالات‌شه. همین توصیفات.
دقت کنید که حداقل تا ۳۰ صفحه‌ی اول داستان رسما اطلاعاتی ندارید؛ اما از حدودای صفحه‌ی ۴۵-۵۰ دیگه داستان میوفته روی غلتک.
ایرادی که به چشم میاد توی این داستان یه‌سری علامت سواله که نویسنده بی‌جواب باقی گذاشته. ماجرای انتخاب شهرها، مربع‌ها، راه رفتن با چشم‌ها... اینا چیزاییه که جواب قانع‌کننده‌ای ازشون گرفته نشد یا حداقل من از داستان جوابی نگرفتم.
البته چیزی که باعث شد از این ایرادا چشم‌پوشی کنم قطعا و حتما پایان داستانه. مشخصه نویسنده خوب بلده داستان‌هاش رو تموم کنه. از پایانش واقعا راضی بودم.

در کل اگه بخوام بگم اثر خوبیه. قابل‌قبوله و قابل دفاع.
خوب که فکر می‌کنم ازش خیلیم خوشم اومد. اولاش این فکر رو نداشتم ها؛ اما واسه منی که اگه داستان یه‌ذره هم باب میلم نباشه می‌ذارمش کنار، اثر دوست‌داشتنی‌ای بوده که تمومش کردم.
Profile Image for M.Hadi.Ahmadi.
90 reviews
February 27, 2022
آدمک‌باز خیلی برای من گنگ بود. شاید اگر به خاطر پایان بندیش نبود، حتی نمره‌ی دو رو هم می‌دادم بهش. با این حال به نظرم ایده‌ی آدمک‌باز ایده‌ی خوبی بود که پرداخت سر راستی نداشت. حقیقتا احساس می‌کنم خیلی چیزها هست که بدون جواب موند. اگر اثر کمی طولانی‌تر بود یا به سوال‌ها جواب داده می‌شد خیلی بهتر می‌شد.
Profile Image for Mohamad Saeed Jahanpanah.
32 reviews5 followers
January 18, 2022
از پشت جلد:
"مردی چهل ساله شیفته‌ی ‌بازی‌ست. بازی‌هایش را خودش طراحی می‌کند. بازی‌های او قانون دارند ولی مرز، نه! بی‌مرزی آخرش را وقتی می‌فهمد که دربه‌در کشورها شده و شهر به شهر، می‌گردد تا راه پایان بازی‌اش را پیدا کند. او تنها بازیکن نیست و دیگران، رقیب‌ها و نفوذی‌ها نیز سرگردان جهان خیال این بازی هستند. سرنخ اصلی را موجودی در جهانی دیگر، با خیالی دیگر، به بازی گرفته است؛ یک بازی تازه…."
خلاصه پشت جلد گویای این است که در آدمک باز با چطور دنیایی دز این داستان رو برو می شویم و توضیح بیشتر در مورد اینکه این کتاب چه داستانی دارد اسپویل به حساب بی آید.
نظر شخصی من در باره رمان آدمک باز: ایده اولیه آدمک باز خلاقانه است: "مردی که درگیر بازی‌ای خودساخته می‌شود که عنان از کفش دررفته " . نویسنده به شخصیتها و بازی هایی اشاره می کند که برای خیلی از خواننده‌ها می‌تواند آشنا باشد و موجب همذات پنداری بیشتر خواننده با شخصیت اصلی داستان شود. شخصیتهایی مثل آدمک سرباز، کابوی و... و بازی هایی که بچه ها برای سرگرمی بین آدمک هایشان ترتیب می دادند: مثل فوتبال، جنگ یا درگیری تن به تن.
بریده از کتاب:
" از بچگی عاشق آدمک بود. آدمک های قد بند انگشت و در شکل های مختلف. همه جورش را داشت. سرباز، ساده(یعنی ادمک بدون هویت معلوم) کارگر، سرخ پوست و کابوی.
از بچگی با آدمک هایش همه جور بازی می کرد. جنگی، معمایی، پلیسی، معمولی(بدون داستان خاصی آدمک ها را این ور و آن ور می برد و به جایشان حرف می زد) و این ماجراحویی. بازی های ماجرا جویانه اش، حیوان هم داشتند."
ریتم داستان فصل‌به‌فصل سرعت می‌گیرد و خواننده را مجبور به غرق شدن در خود می‌کند، درنتیجه: این امکان به وجود می‌آید که خواننده از ریتم عقب بی افتد(حداقل در دور اول خواندن کتاب) و رو به عقب ورق بزند تا نکته ای را بهتر متوجه شود. البته این ورق زدن ارزشش را دارد.
راستی تا یادم نرفته: این رمان فضای خیال انگیز و عجیب دارد! شاید حتی بتوان گفت عجیب تر از دختری که صورتش را جا گذاشت(رمان قبلی برازنده نژاد) آنهم در حالی که بر خلاف رمان قبلی وی، آدمک باز در دنیای متفاوت رخ نمی دهد و ماجرا درون شهر ها و مکان هایی واقعی اتفاق می افتند، اما با ماموریت های شخصیت اصلی، رویا و واقعیت مفهومی متفاوت پیدا می کنند. بااین‌وجود آدمک باز را نمی‌توان به‌عنوان رمانی با ژانر سورئال دانست، هرچند مانند رمان قبلی وی شمه‌هایی از سورئال را در خود دارد. چراکه در سورئال، سیالیت تخیل و خیال به روایت اولویت دارد و فرم به روایت ارجح است. درست است در آدمک باز برازنده نژاد، تخیل و خیال‌بافی در تمام سفر قهرمان داستان موج می‌زند و در بخش‌هایی از داستان خواننده را مابین واقعیت و رؤیا معلق نگه می‌دارد، اما همچنان روایت داستان پیش می‌رود و مخدوش نمی‌شود.
بریده از کتاب:

"شنلِ سورمه‌ایش را انداخته بود روی دوش و راه می‌رفت. شنل با هر لباسی جور نمی‌شد و شانس آورده بود که یک شلوارِ چرمیِ تنگ و سیاه، با یک زیر پیراهنیِ حلقه‌ایِ سفید توی چمدانش داشت. آبجوهای بروکسل، بعضی‌هاشان، کف ندارد ولی آدم را به کف کردن می‌اندازد. دیگر تصمیم گرفته بود باور کند (به خودش تلقین کند) که یک‌جور ناخوشی در عالم هست که از اصرار به آبجو می‌آید. از آبجوی زیاد خوردن، از عادت به آبجو، آبجوی اجباری و بروکسل، شهرِ آبجوهاست. بیش از چند هزار طعم مختلف، کفدار و بی‌کف. شیشه‌ی خونِ دخترِ سنگی را گرفته بود دستش، تا خرخره هم آبجو زده بود و راه افتاده بود توی یکی از کوچه‌ها. قبل از اینکه بزند به کوچه، وقتی داشت چند طعم بی‌ربط و باربط را با هم قاتی می‌کرد، یاد بعضی کارهای پرفسور تورنسل افتاده بود که وسط داستان تبدیل می‌شدند به خرابکاری، بعضی وقتها هم به دادِ تن‌تن می‌رسیدند. هانی آلبالو را با لیمو و با طعم‌های دیگری، که می‌شناخت و نمی‌شناخت، هم زده بود. بعد آنقدری که جا داشت، آبجوی دست‌سازش را بالا رفته بود و زده بود بیرون. حالا راه می‌رفت و حس می‌کرد سودای درونش بالا و پایین می‌شود، موج می‌خورد و چربی به بار می‌آورد. لایه‌هایی که به هر جایی از بدن می‌چسبند و آنجا را از کار می‌اندازند. حتی توی سر، دورِ مغز و جایی که موتورِ حافظه است."
Profile Image for Žahra Hamzeh.
75 reviews
December 4, 2021
امتیاز کتاب برای من بیشتر از چهار بود . آدمک‌باز رو از کتاب قبلی نویسنده خیلی خیلی بیشتر دوست داشتم و تو نیمه دوم کتاب، مخصوصا در یک سوم پایانی بسیار متحیر شدم و ایده و مسیر داستان رو تحسین کردم. اینکه کتاب درست تا پایانش از تب‌وتاب نیوفتاد و ریتم عالی خودش رو حفظ کرد مساله مهمی بود که باعث شد تجربه خوندن کتاب برام زیباتر بشه. توصیفات و غیرپیش‌بینی‌بودن انتهای داستان هم از نقاط قوت دیگرش بود. تنها دلیلی که من نتونستم امتیاز کامل رو به این کتاب بدم این بود که پرداخت شخصیت‌ها اونقدر که دوست داشتم عمق نداشت و شتاب سریع داستان گاهی باعث می‌شد که گم بشم. در نهایت این کتاب رو به همه‌ی کسایی که ادبیات ژانری رو دنبال می‌کنند، توصیه می‌کنم و مشتاقانه منتظر خوندن داستان‌های بلند بعدی نویسنده خواهم بود.
Profile Image for Amir Hossein  Miri moghaddam.
88 reviews2 followers
July 7, 2023
به نظرم آدمک باز نسبت به کار قبلی نویسنده خیلی خیلی بهتر شده بود ایده ی داستان، توصیفات، دیالوگ ها و کشش داستانی ای که توقعش رو داشتم داشت برای همین خوندنش ازم یک روز و نیم وقت گرفت اما همچنان به نظرم بخشی از داستان اضافی اومد و میتونست به عنوان یک داستان کوتاه خیلی خیلی بهتر باشه.
Profile Image for بهزاد قدیمی.
Author 12 books87 followers
October 19, 2021
بازی‌ها گاهی جدی می‌شوند. این داستان یکی از کتاب‌های خوب فانتزی شهریست که تخیل نسل‌ دهه‌های پنجاه و شصت ایران را به نسل‌های ��عدی منتقل می‌کند.
Profile Image for яσвεят.
436 reviews34 followers
Read
September 23, 2022
اول کتاب پاییز یک کتاب ژانری ایرانی!
نثر کتاب خیلی گم بود واسم چیز زیادی ازش نفهمیدم
اولین کتابی بود موقعیت از دستم در می رفت
Displaying 1 - 8 of 8 reviews

Can't find what you're looking for?

Get help and learn more about the design.