موقعی که فهمیدم کتاب راجب یه دختر تنها توی طبیعته خودمو اماده کردم با یه کتاب تا حدی کسالت بار مواجه شم و این کتاب کیلومتررر ها تا کسالت فاصله داشت از اون دست کتاب هایی بود که بوی فضای داستان تا مدت ها توی مشامتون میپیچه
نمیدونم در توصیفش دقیقا باید چی بنویسم که حس و حال واقعیمو موقعِ خوندنش بیان کنه، کتابایی با این صحنه سازی و بیان جزئیات به شدت منو غرق خودش میکنه.علاوه بر اون علاقم به ژانر جنایی و معمایی،شخصیت کیا و وجود پر رنگ طبیعت در این کتاب همگی کنارهم مثل یک جورچین مناسب و خوشایند بود که تا آخر داستان منو همراه خودش کشید.🥲🌱 در نهایت توصیه میکنم اگر علاقیاتتون به من نزدیکه،لذت خوندنش رو از دست ندین:» اتمام،بیست و سوم اردیبهشت صفرسه(در قرنطینه خانگی به دلیل آبله مرغون😂🫠)
عاشق این کتاب شدم، روون بود و از خوندنش لذت بردم. بولدترین و مورد علاقهترین این کتاب برام توصیفهای طبیعتش و حس و حالش بود. بعضیها اشاره کرده بودن که توضیحات کتاب زیاد بود ولی بنظر من همه این توضیحات باعث میشد که قابل تصور تر باشه برام و اتفاقا جزئیاتش خیلی جذاب بود برام. داستانش ژانرهای دزام، رومنس، معمایی رو با هم داشت و اینش رو هم دوست دشتم. اوایل تا اواسط داستان کتاب برام دلگیر بود ولی رفته رفته بیشتر علاقهمند شدم بهش و کشش داستان رو خیلی دوست داشتم. در کل بنظرم کتابی هست که اگر مدتیه کتاب نخوندی کااملا قابلیتش رو داره برگردونتت به کتاب خوندن.♥️
داستان زندگی دختری به اسم کیاست که تنها تو یه مرداب زندگی میکنه و با زندگیش و پیشامدهای گاه و بیگاهش، دست و پنجه نرم میکنه.. خیلی خوب بود. خیلی، وقتی شروع میکنی انگار که داری یه فیلم جذاب میبینی، و ناظر لحظه لحظه زندگی کیا هستی. واقعا ارزش خوندن داره...