اینکتاب با محوریت خوانش رمان «جنایت و مکافات» نوشته فئودور داستایوفسکی با نظر به تلقی «رمان به منزله فلسفه» به نگارش درآمده است. در این رویکرد بحث میشود که رمان موقعیتهایی را برای فلسفه ایجاد میکند. در تجربههای انسانی مولفههای متعددی وجود دارند که هم فلسفه و هم رمان به آنها اذعان دارند. بازنمایی اینتجربهها در رمان نشان میدهد که رمان نیز از دغدغههای معرفتی مختص به خودش برخوردار است و این دغدغهها را نباید به فلسفه به معنای خاص آن تقلیل داد. داستایفسکی در جنایت و مکافات با خلق شخصیت راسکولنیکف نشان میدهد که مسئلهی تصمیم و انتخاب خیر از جانب او با فراتر رفتن از اراده ی فردی حاصل میشود و استقلال فردی امری خطاست.
یکی از بهترین کتابهایی که درباره داستایوفسکی بزرگ تا به حال خوانده ام.
یک کتاب بسیار بسیار خوب، برای درک عظمت داستایوفسکی بزرگ...
دوستان عزیز شاید اطلاعی در این باب داشته باشند که من نه علاقه ای به توضیح و نوشتار؛ و نه علاقه ای به پیشنهاد کتاب و درک آن در فضای مجازی داشته باشم. منتها شدت علاقه ام به این استاد بزرگ و درک و شناخت بالای جناب نصری، دانشیار فلسفه هنر دانشگاه علامه طباطبائی ( یکی از معدود افرادی که به زعم بندهٔ حقیر از شخصیت و آثار داستایوفسکی شناخت کامل و منسجمی دارد) منتج به یک اثر منسجم و بسیار خواندنی شوق و شوری برای پیشنهاد این کتاب برای علاقهمندان به کتاب و ادبیات شد.
تفاوت محقق ایرانی و خارجی تفاوت بزرگیست. کتاب نصری یکجزوه کپیشده است تا یک کتاب درباره داستایفسکی. کسانی که آرای رابرت برد و جوزف فرانک را درباره داستایفسکی خوانده باشند ناشیانه بودن این کتاب را میفهمند.