احمد آرام یکصد سال پیش در یکی از محلههای تهران قدیم دیده به دنیا گشود. از عمر او یکیدو سال بیش نگذشته بود که نهضت مشروطیت در ایران پای گرفت، نهضتی که سرزمین ما را در آستانهٔ دورهای جدید قرار داد و فصلی نو در تاریخ آن گشود و نسلی را پرورد که آرمانهای بزرگ ترقیخواهی و پیشرفت را در حیطههای سیاسی و فرهنگی و اجتماعی در سر داشتند. دوران خردسالی و نوجوانی او در حالوهوای پرکشمش سالهای پایانی سلطنت قاجارها گذشت. در همین سالها بود که دورهٔ دبیرستان را به پایان رساند و سپس در مدرسهٔ حقوق و طب که بهتازگی تأسیس شده بودند، به ادامهٔ تحصیل پرداخت. دو سال در مدرسهٔ حقوق تحصیل کرد و دورهٔ مدرسهٔ طب را تا سال آخر خواند، اما این هر دو را به سودای معلمی کنار نهاد و در سالهای نخست کار، به دبیری در مدارس اصفهان و شیراز پرداخت. خیلی زود به کتابنویسی روی آورد و نخستین کتاب خود را با عنوان هدیهٔ سال نو در بیستویک سالگی نگاشت. سپس با همکاری دو تن از همدرسان خود، نخستین کتابهای درسی فیزیک و شیمی دبیرستانها را تألیف کرد و از آن پس، در طول زمانی نزدیک به هفتاد سال، بیش از یکصد کتاب ارزنده را که غالباً در زمینههای گوناگون علوم جدید تألیف شده بودند، از سه زبان انگلیسی و فرانسه و عربی به فارسی ترجمه کرد
احمد آرام (1330) داستاننویسی که در بوشهر متولد شده و در شیراز زندگی میکند، فارغ التحصیل رشتهی هنرهای نمایشی است. رمان مردهای که حالش خوب است در سال 1383 منتشر شد و جایگاه او را به عنوان نویسندهای صاحب سبک در ادبیات ایران تثبیت کرد. پس از آن، انتشار مجموعه داستانهایش استمرار او را در سبک خاصی از نوشتار نشان داد. این نویسندهی جستوجوگر با تکیه بر فرهنگ و باورهای مناطق بومی جنوب ایران، شکلهایی تازه و نوآورانه از روایت و تصویرسازی را تجربه میکند. نخستین اثر احمد آرام، غریبه در بخار نمک برندهی لوح تقدیر از نخستین دورهی جایزهی ادبی یلدا (۱۳۸۰) و بهترین مجموعه داستان سال در سومین دورهی جشن فرهنگ فارس (۱۳۸۰) شد
احمد آرام از مردان بزرگ و جریانسازِ ایران معاصر است که در تحول نظام آموزشی ایران، نقشی انکارناپذیر داشته است. وی بهویژه با تألیف پارهای از کتابهای درسی در زمانی که در مدرسهها چیزی بهاسم کتاب درسی وجود نداشته، خدمتی ارزنده و ماندگار کرده است. کارنامۀ پربار او در ترجمه و نیز سابقۀ فعالیتش در «دایرةالمعارف فارسی» گواهِ بخش دیگری از فعالیتهای سازنده و زندگی پرثمر او است.
با همۀ اینها، بهنظرم این کتاب و کوشش پیروز سیار در شناساندنِ این بزرگمرد به مخاطبان، سخت ناکامیاب بوده و نمونۀ روشنی است از مصاحبۀ غیرحرفهای و تقریباً ناسودمند. این توفیقنیافتن هم به گردن پیروز سیار است و هم به گردن احمد آرام. پیروز سیار مصاحبههایی را که طی چندین سال با وی کرده بوده، عیناً به همان صورت و با جملهبندیِ آشفته و تکهتکۀ محاورهای، روی کاغذ آورده است؛ بهنحوی که تکیهکلامها و گفتههای زائد وی را نیز از قلم نینداخته است. ازاینرو، متن کتاب بسیار دشوارخوان و ملالانگیز شده است. ازطرف دیگر، احمد آرام که ظاهراً مرد بسیار پرچانهای بوده، کمابیش تمام بحثها را به بیراهه کشانده و جوابهای بعضاً پرت و نامربوط داده و زمین و زمان را به هم بافته است؛ بهطوری که بهجرئت میتوان گفت کمتر سؤالی است که مصاحبهگر مطرح کرده باشد و او جواب دقیق و سرراستی به آن داده باشد. خودِ گفتوگو نیز حرفهای و حسابشده نیست و موضوعبندیِ چندان مشخصی ندارد. علاوهبراین، مصاحبهگر ظاهراً توانِ این را نداشته که بحث را به مسیر اصلی و دلخواه خویش برگرداند یا اگر حرفهای نامربوطی به میان آمد، آنها را حذف کند و در نهایت، اثر شستهرفته و باانسجامی پیش روی خواننده بگذارد.
کتابی در مورد یکی از شخصیتهای برجسته تاریخ ایران ولی نویسنده! کتاب حتی یه ویرایش کوچیک هم نکرده، دقیقا حرفهارو همونطوری که بوده چاپ کرده. به طوری که بعضی حرفها بیشتر ۴-۵ بار تکرار شده، مثلا اینکه عربها علم ندارن و باید بگیم علم اسلامی، با اینکه موسیقی و فوسیقی و اینها چی هستند، یا اینکه ی رو چطوری باید بنویسیم، کلی موارد دیگه. این آقای پیروز سیار اگه واقعا نویسنده بود باید از این مصاحبه ها یه بیوگرافی درمیاورد تا مردم بخونند و این شخصیت رو بشناسند نه اینکه همینطور یه سری ترنسکریپت رو پشت سر هم چاپ کنه! در آخر ممنون از نشر وزین کارنامه که کتابهاشون با یه بار خوندن پاره میشن!